تبلیغات
نکته های آموزنده و شیرین زندگی
نکته های آموزنده و شیرین زندگی
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : علی ملائکه
نویسندگان

بند اول
تو حیدری که خدا خوانده حیدرت مولا!
سـلام روح بـه جسـم مطهـرت مولا!
نوشتـه‌انـد: یــدالله فــوق ایـدیهــم
به دست و بازوی اسلام‌پـرورت مولا!
سلام هفت، اب و چار، مام و هشت، بهشت
به یـازده پسر و بـر دو دختـرت مولا!
تویی کـه پیشتـر از ابتـدای عالم، بود
خـدای عـزوجل مـدح‌گستـرت مولا!
جحیم، شعله‌ای از بغض دشمنان شماست
بهشت، عکس بلال است و قنبرت مولا!
هـزار مرحب خیبـر، هـزار عمـرو دلیر
به وحشت آمـده از نام حیـدرت مولا!
لوای فتح الهی بـه روی شـانۀ توست
گواه، خندق و بدر است و خیبرت مولا!
بقای ارض و سماوات حفظ در کنفت
تمـام ملک الهـی‌ست وسعت نجفت

بند دوم
تمام وحـی، نمـایانگـر ولایـت توست
تمام نـور، همـان پرتـو هدایت توست
تمام عالم هستی‌است مشتی از خروار
تمام آب یکی جرعـه از عنایت توست
تو آن کتاب خدایی که تا جهان برپاست
خطابـه و کلمـات قصـار آیـت توست
هنوز هم سخنت ناشنیـده مانده علی!
اگرچه عالم هستی پر از روایت توست
چو آفتاب در آیـات وحی معلـوم است
که قصـۀ همـۀ انبیـا حکـایت توست
چه بـاک از عطـش و از حرارت حشر
که چشم شیعه در آن روز بر سقایت توست
خدا بـه خلق، کرم می‌کند هماره ولی
وسیلۀ کرمش دست با کفـایت توست
به روی چشم زمین آسمانـی ای مولا
زمــام‌دار زمیــن و زمانــی ای مولا 

 

بند سوم
تو گنج‌هـای خـدا را بـه زیر پـا داری
سر از کرم بـه تهی‌دست‌هـا فرود آری
شب و ستاره و مه، نخل و چاه می‌گویند
که شب گذشت علی‌جان! هنوز بیداری؟
گهی به تخت خلافت گهی کنار مریض
زمــام‌دار وجـودی تــو یـا پرستـاری
بـرای غـارت خلخـال یـک یهــودیه
فـراز منبـر پیغمبــر اشـک می‌بـاری
رعیّـت تـو بـه جـان تـو می‌دهد آزار
به جـرم آنکـه تو یک مور را نیـازاری
قیـام عـدل و مـروت شـود تمـاشایی
دمی کـه پای بـه بـازار کوفه بگذاری
مقـام و مرتبه‌ات را نهـاده‌ای به زمین
که مشک آب زنی را به دوش برداری
شرافت شرف و عدل از شرافت توست
چهار سال عدالت فقط خلافت توست 
 



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 13 تیر 1394

لاله‌گون گشت ز خون روی دل‌آرای علی

می‌چکد اشک حسن بر رخ زیبای علی

مـرغ آمیـن بـه دعـای سحـرش پاسخ داد

از خداونـد همیـن بــود تمنـای علی

که گمان داشت که چون فاطمه تنها و غریب

در دل خـاک رود قـامت رعنای علی

جای یک ضربـۀ شمشیر به پیشانی داشت

جای صد زخم، عیان بود به اعضای علی

آسمـان شست مـه روی علـی را از خـون

عوض آن که نهد رو به کف پای علی

هرچه آب است اگر اشک شود باز کم است

در غم فاطمـه و ماتـم عظمای علی

صـورت شیرخـدا سرخ شد از خـون جبین

نیلگون گشت ز سیلی رخ زیبای علی

از جنـان فاطمه آیـد بـه بیابـان نجف

تا کند خون جبین پاک ز سیمای علی

نـخل‌هـا منتظـر بانـگ الهــی العفـو

چاه‌ها منتظر نالـۀ شب‌هـای علی

 

 

مرهـم زخـم دلـش تنهـا دم شمشیـر بود
مردم از او سیـر بودنـد او ز مـردم سیر بود
خار در چشم، استخوان در حلق، آتش بر جگر
در کف گردون کمـان، در سینۀ او تیر بود
گنج عالـم زیـر پـا و ثروتش هنگام مـرگ
چند قرص نان جو، یک اسب، یک شمشیر بود
زود زهـر تیـغ قاتـل کـرد بـر جـانش اثـر
مجتبـی بـر او طـبیب آورد امـا دیــر بـود
در حرم آمد به دنیا، گشت در مسجـد شهید
قطره‌قطره خون پاکش را همین تفسیر بود
بی‌گناهی کم گناهی نیست، بـر اهـل گناه
شـدت عـدل علـی بالاتــرین تقصیـر بود
بر زمین افتاده، خون فواره می‌زد از سـرش
در دو چشمش اشک شوق و بر لبش تکبیر بود
گرچه طی گردیده بود از عمر او شصت و سه‌سال
او در ایــام شبـاب از داغ زهــرا پیــر بـود
شیـر، بهـر قاتـل خـود می‌فرستـاد از کـرم
با وجـود آن که خـود تنها غـذایش شیر بود
کار مولا بود «میثم!» لطف و صدق و دوستی
کار دنیـا ظلـم و جـور و حیلـه و تزویـر بود 

 

بـاز شـد قـرآن شـب احیـا ز فـرق نازنینش
زخم عتـرت را همـه دیدند در زخم جبینش
دست شیطان ناگهان از آستین گردید بیرون
کشت مردی را که بودی دست حق در آستینش
صبحدم در دامن محراب خون نقش زمین شد
آن امامی که زمین‌بوس آمدی روح‌الامینش
آن امامی که زمین‌بوس آمدی روح‌الامینش
مـرغ آمینش بـه پرواز آمـد و با روی خونین
خوانـد در آغـوش خود ذات خداونـد مبینش
سال‌ها بود استخوان در حلق و خار غم به چشمش
آن امامی که نبودی در محبت کس قرینش
او که بر خـاک زمیـن افکند گُردان زمان را
آسمـان یکبـاره زد بـا داغ زهـرا بر زمینش
کـو پیمبـر تـا ببینـد در دل محـراب کوفه
بعد عمری خون دل آخر چه شد با جانشینش؟
دیده‌ای سوی حسن چشم دگر سوی حسینش
اشک بر رخسار و خون، جاری ز فرق نازنینش
تیغ: بران زهر: سوزان، زخم:کاری چهره: خونین
لحظه‌لحظه بـود بـر لـب ذکـر رب‌العالمینش
یا علی سوزی به «میثم» ده که تا دارد حیاتی
از تـو گویـد از تـو خوانـد بـا نوای آتشینش 

 


 


 

 



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 13 تیر 1394

 

 

ای شیعیان امشب شب سوم مولاست
گیسـو پریشان بـر پدر زینب کبراست
واویلتا واویلتا آه و واویلا
****
از بس‌که خون جاری شده از سر مولا
گردیده قطـره قطـره آب، پیکـر مولا
واویلتا واویلتا آه و واویلا
****
در کوفه غربت علی دارد این تفسیر
پاداش مـولا داده شد از دم شمشیر
واویلتا واویلتا
آه و واویلا
****
ای اشک غربتت روان یا ابوفاضل
بهر پـدر قرآن بخـوان یا ابوفاضل
واویلتا واویلتا آه و واویلا
****
آتش به دل‌ها می‌زند نالۀ زینب
ای چاه کوفه گریه کن بر علی امشب
واویلتا واویلتا
آه و واویلا
****
امشب یتیمـان سربه‌سر، یاعلی گویند
محراب و مسجد تا سحر یاعلی گویند
واویلتا واویلتا
آه و واویلا
****
دیگر نمی‌گرید علـی در دل صحـرا
دیگر نمی‌خندد به او قاتل زهرا
واویلتا واویلتا

 

 

 

امشب شب هجران است یاشام غریبان است
هم بیت خدا خاموش هم کوفه پریشان است
ای یتیمان، دگـر بابا ندارید
چهره بر دیوار غربت گذارید
یا علی یا علی مظلوم علی جان
****
مولای همـه عالم پوشیده کفن امشب
تابوت علی باشد بر دوش حسن امشب
خاک غربت به فرق مسلمین است
شـام قتـل امیـرالمـؤمنین است
یا علی یا علی مظلوم علی جان
****
خون قلب همه عالم بر زخم سر مولاست
پنهـان ز همـه یاران زخم جگر مولاست
بعد از آن گریه و غسل شبانه
دفن مـولا علـی شد مخفیانه
یا علی یا علی مظلوم علی جان
****
خوناب جگر شد از باغ و گل و بستان
ای نخل خرمـا کو آن عابد نخلستان
چاه کوفه گوید داد از جدایی
تنهای تنهای عالم! کجایی؟
یا علی یا علی مظلوم علی جان
****
ای مسجدیان دارید امشب غم عظما را
بـا خون جگر شویید سجـادۀ مولا را
ذکر یا مولا یا حیدر بگویید
قبـر پنهان مولا را بجـویید
یا علی یا علی مظلوم علی جان

با داغ تو یا مولا عالم شده غمخانه
خرمای یتیمانت شد اشک غریبانه
خیز و رو در خرابه‌ها بیاور
بر یتیمان خود خرما بیاور
یا علی یا علی مظلوم علی جان



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 13 تیر 1394

مسجد ز اذان آخرت مست هنوز

محراب به یاد قامتت هست هنوز

در سجده سرت شکافت مولای نماز

ز آن واقعه سجده سر شکسته‌ست هنوز

***

آه آن سر سرفراز ناگاه شکافت

فرق سر یک نماز ناگاه شکافت

انگار شب تولد مولا بود

پیشانی کعبه باز ناگاه شکافت

 

 

 

 

كیست این مرد كه شب كیسه ی خرما می برد

روز می آمد و از سینه نفسها می برد

كیست این مرد كه تا تیغ به بالا می برد

رزم را با مدد از حضرت زهرا می برد

این خدا نیست ولی مقصدِ هر راه است این

اَشهدُ اَنَّ علیّاً ولیّ الله است این

كیست این شیر كه از خصم جگر در آورد

از میانِ كمرش تیغِ دوسر در آورد

از دلیرانِ عرب جمله پدر در آورد

یا علی روز و شب و شمس و قمر می گویند

ها عَلی بَشرٌ کیفَ بَشَر می گویند

گاه دریا و گهی بارش و باران می شد

گاه بابای یتیمان دلِ ویران می شد

به سرِ دوش گهی مَركبِ طفلان می شد

خوشیِ كاسۀ شیر و كفی از نان می شد

مثلِ ما حیف یتیمان همگی تنهایند

همگی منتظرِ آمدنِ بابایند

وای از امروز حسن گوشۀ بستر افتاد

باز هم یادِ غمِ بسترِ مادر افتاد

خواهر افتاد زمین تا كه برادر افتاد

یادِ روزی كه رویِ مادرشان دَر افتاد

هیزم و آتش و كابوس عجب بد دردی است

ضربِ نا مَحرم و ناموس عجب بدر دردی است

قنفذ از راه از آن لحظه كه آمد می زد

تازه می كرد نفس را و مجدد می زد

وای از دستِ مغیره چقدر بد می زد

جای هر كس كه در آن روز نمی زد می زد

آخرین حرفِ علی بود خواهش می كرد

زینبش را به اباالفضل سفارش می كرد

زینبش ماند ببیند غمِ حنجرها را

ماند تا داد كِشد غارتِ پیكرها را

تا كند جمع تنِ پارۀ اكبرها را

كرد محكم گرهِ معجرِ دخترها را

دید در گودی گودال حرامی ها را

تبر كوفی و سر نیزۀ شامی ها را



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 12 تیر 1394

ای ذکر رحمت – الهی العفو

باران رافت – الهی العفو

امشب مقیم – کوی تو هستم

مست از شمیم – بوی تو هستم

محتاج نور – روی تو هستم

پس کو عطایت ؟ - الهی العفو

دل را ز غیر - مولا بگیرم

در کوی دلبر – تا جا بگیرم

در خانه ی حق – ماوا بگیرم

آیم به سویت – الهی العفو

شام گناه و – هجران سحر شد

از اشک توبه – دل مفتخر شد

بخشش نصیب – چشمان تر شد

بنما عنایت – الهی العفو

دیدی مرا چون – بی دست و پایم

از برکت این – سفره جدایم

با رحمت خاص – کردی صدایم

کردی تو دعوت – الهی العفو

گفتی که بنده : – مال منی تو

عبد پریشان – حال منی تو

جا مانده ی هر – سال منی تو

گو اَز وجودت – الهی العفو

رفتند یاران – تنها شدم من

دیگر غریب – دنیا شدم من

ای وای دیدی – رسوا شدم من

گویم ثنایت – الهی العفو

عطر حضور از – یادم نرفته

عشق ظهور از – یادم نرفته

کرخه ی نور از – یادم نرفته

در اوج غربت – الهی العفو

جبهه بهشت – روی زمین بود

صبح دو کوهه – شور آفرین بود

با عطر دلبر – دلها عجین بود

کو آن قداست ؟ - الهی العفو

ما خاطراتی – دیرینه داریم

یک کربلا غم – در سینه داریم

چشمان تر در – آدینه داریم

ای فطر امت – الهی العفو

ای ماه رحمت – دلدار من کو ؟

مهدی زهرا – یاس چمن کو ؟

عشاق جمع اند – اِبنُ الحسن کو ؟

ماه ولایت – الهی العفو

آقا بیا تا – قوّت بگیرم

از اشک روضه – برکت بگیرم

شور حسین در – هیئت بگیرم

به حقِّ تربت – الهی العفو



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 12 تیر 1394

جلوه گر طلعت ذوالمنن آمد
ماه ماه مبارك حسن آمد
یوسف زهرا حجت یكتا
زادة طاها بر همه مولا
خوش آمدی خوش آمدی ای گل زهرا
تو چراغ بهشت رمضانی
تو امام تمام انس و جانی
كریم عترت روح محبت
جان مودت شافع امت
خوش آمدی خوش آمدی ای گل زهرا
خط وخال تو سورة تبارك
گشته دور سرت ماه مبارك
نور یقینم سرّ مبینم
یار و معینم تمام دینم
خوش آمدی خوش آمدی ای گل زهرا
رمضان سفرة مهمانی تو
جان روزه داران قربانی تو
مهر صیامم برتو سلامم
خیرالانامم ذكر مدامم
خوش آمدی خوش آمدی ای گل زهرا
قبله گاه مراد همه ای تو
پسر اول فاطمه ای تو
حج و زكاتم صوم و صلاتم
خضر حیاتم خلد و مماتم
خوش آمدی خوش آمدی ای گل زهرا
تو یگانه كریم اهل بیتی
تو پناه و زعیم اهل بیتی
بحر عنایت منم گدایت
مست ولایت جان به فدایت
خوش آمدی خوش آمدی ای گل زهرا

 

 

 

ماه روزه و ماه ذكر و دعا مبارك است
شد ولادت حضرت مجتبی مبارك است
ای رخت چراغ انجمن خوش آمدی
نور دیدة ابوالحسن خوش آمدی
یابن الزهرا خوش آمدی یابن الزهرا
ای به عالمی مقتدا حسن
ای چراغ حسن خدا حسن
امید قلب علی یا حسن
دل از تو شد منجلی یا حسن
عید میلادت مبارك باد
شیعه چشم دل واكن و مظهر خدا ببین
در مه خدا ماه پیغمبر خدا ببین
جلوه گر شده جمال ذات كبریا
خنده می زند به روی ختم الانبیا
یابن الزهرا خوش آمدی یابن الزهرا
ای جمال نورانی خدا
ای چراغ مهمانی خدا
یم كمال محمد تویی
كریم آل محمد تویی
عید میلادت مبارك باد
ای ولایتت طاعت و روزه و نماز ما
ای به درگهت روی راز ما نیاز ما
از ولادت تو زنده شد قیام ما
بر تو و علی و فاطمه سلام ما
یابن الزهرا خوش آمدی یابن الزهرا
شمع محفل احمدی حسن
سیدی حسن سیدی حسن
چراغ و چشم رسول خدا
تمام خلقت به خاكت فدا
عید میلادت مبارك باد
شانة رسول خدا و علی مقام تو
صلح و صبر تو حلم تو راه تو و قیام تو
لالة بهشت آرزوی فاطمه
فخر مرتضی و آبروی فاطمه
یابن الزهرا خوش آمدی یابن الزهرا
تو تمام جود و عنایتی
تو چراغ راه هدایتی
بهشت دل باغ آباد توست
كه موسم عید میلاد توست
عید میلادت مبارك باد

*****************************




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 6 تیر 1394

گفتند بی بدیلی و دیدیم برتری

از هرچه گفته اند و شنیدیم بهتری

خُلق و جمال و خوی و خصالت محمّدیست

آیینه ی تمام نمای پیمبری

استاد رزم توست علی شاه لافتی

آموزگار قاسم و عباس و اکبری

چه در زمان صلح، چه هنگام جنگ و رزم

در هر دو حال، باز امامی و رهبری

کوریِ چشم طایفه ابتر و حسود

تو اولین پیاله صهبای کوثری

با دیدن تو چشم همه مات می شود

زهرا پس از تو مادر سادات می شود



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 6 تیر 1394

در محفل عاشقان فرزانه و مست

می گشت سبوی کربلا دست به دست

ناگاه ز خیل ناکسان، دستی پست

هفتاد و دو پیمانه به یک سنگ شکست

تو ای گوهر بحر عرفان «بهشتی »

تو ای اختر چرخ ایمان «بهشتی »

تو ای از تبار بزرگان که بردی

شهادت به ارث از نیاکان «بهشتی »

همه عمر تو صرف ترویج دین شد

چه در آشکار و چه پنهان «بهشتی »

ز صد موج غم، غم نخوردی که دریا

ندارد هراسی ز طوفان «بهشتی »

فصول کتاب حیاتت موشح

زعرفان و ایمان و ایقان «بهشتی »

شهامت، شهادت، جز این سرگذشتی

نبودت در آغاز و پایان «بهشتی »

به دریا زند اهل همت دل اما

به دریای آتش زدی جان «بهشتی »



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 4 تیر 1394

ای رسول خدای را همدم

در حریم رسالتش محرم

کهکشان است در رهت مشعل

آفتاب اس بر گلت شبنم

اولین زن توئی که قامت بست

به نماز پیمبر خاتم

یار احمد شدی که تا نشود

یک سر موی از سر اوکم

شوهرت کیست ؟ بهتر از عیسی

دخترت کیست؟ برتر از مریم

دامنت جای ذهره الزهرا

که بود نور نیر اعظم

مکه و صخره های ستوارش

طائف و نخلهای سر در هم

عاشق بردباریت همه جا

شاهد جانفشانیت همه دم

زخم پاهای زخم خورده او

یافت ازدست لطف تو مرحم

سر بلند از شهامت تو صفا

اشک ریز از مصائبت زمزم

به علی و محمد و زهرا

اشفعی یا خدیجه الغرا

******************

خیمه عشق را عمود توئی

صفت مهر را نمود توئی

در کنار تمامی رحمت

مظهری از تمام جود توئی

فاطمه گوهر وجود بود

مخزن گوهر وجود توئی

اولین زن که از زبان رسول

سخن وحی را شنود توئی

اولین زن که با رسول خدا

به رکوع آمد و سجود توئی

با سلام پیمبری به رخش

اولین کس که در گشود توئی

مادری که چهار قابله اش

آمد از آسمان فرود توئی

منعمی را که با تهیدستی

کردگارش بیازمود توئی

آنکه در خانه بود و یک دم هم

غافل از رهبرش نبود توئی

باغبانی که شد گل یاسش

بین دیوار و در کبود توئی

به علی و محمد و زهرا

اشفعی یا خدیجه الغرا

********************

ای خریدار جان پیغمبر

همسر مهربان پیغمبر

احترام تورا نداشت دگر

در میان زنان پیغمبر

در حیات و ممات تو نفتاد

نام تو از زبان پیغمبر

ای جراغ همیشه تاریخ

در صف دودمان پیغمبر

بوجود تو افتخار کنند

همه جا خاندان پیغمبر

هستی خویش را فدا کردی

در ره آرمان پیغمبر

سر زد از مشرق گریبانت

کوثر جاودان پیغمبر

به علی و محمد و زهرا

اشفعی یا خدیجه الغرا

(موید)



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 4 تیر 1394

یـارب گرفتـارم
عبـد گنهکارم
این جرم بسیارم
تنها تو را دارم
یا نور یا قدوس
****
بنگر به آه من
کوه گنـاه من
روی سیاه من
ای رب غفّارم
یا نور یا قدوس
****
من دل به تو بستم
خالی بود دستم
تا بودم و هستـم
تنها تویی یارم
یا نور یا قدوس
****
سرتا قدم دردم
عمـری گنه‌ کردم
این نالۀ سردم
این چشم خونبارم
یا نور یا قدوس

****
این کوه عصیانم
این چشم گریانم
آلــوده‌دامــانم
سنگین شده بارم
یا نور یا قدوس

****
یا قاضی‌الحاجات
یا قابل‌التوبات
یا سامع‌الاصوات
معبود ستارم!
یا نور یا قدوس
****
تـو ربّ معبـودم
تو کل مقصودم
من عبد مردودم
تـو حـیّ دادارم
یا نور یا قدوس

 

 

 

 



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 31 خرداد 1394
یک دل

نه نسیمم که به هر کوه و چمن سر بزنم
نه کبوتر که به هر بام و دری پر بزنم
ازازل داشته ام یک دل و دادم به یکی
نیستم عاشق اگر جز در دلبر بزنم
نه در خانه ببندد که براند ز درم
نه گذارد که جز این در، در دیگر بزنم
گاه بگشوده، در رحمت و راهم داده
گاه در بسته که من بار دگر در بزنم
دل سبو، دیده بود جام و سرشکم باده
ساقی ام او شده از دست که ساغر بزنم؟
عهد و پیمانم از آغاز همین بود، همین
که دم از آل علی تا دم آخر بزنم
وای اگر پا به سر خوان معاویّه نهم!
دست دادند که بر دامن حیدر بزنم
دست من بشکند و پای من از کار افتد
گردری غیر در آل پیمبر بزنم
"میثمم" پیروی از میثم تمّار کنم
مگر از دار تولای علی سر بزنم
 
 
جز ذکر توأم نیست ثنایی و دعایی
بی حال و هوای تو چه حالی؟ چه هوایی؟
بی زخم تو محروم بود سینه ز مرهم
گر درد نبخشی، چه طبیبی؟ چه دوایی؟
بگذار که چون گرد به خاکت بنشینم
تا بر سر پایم بگذاری، کف پایی
از مرتبه و قدر و جلالش نشود کم
گر پادشهی چشم گشاید، به گدایی
عمری گذراندیم و دریغا که ندیدیم
روزی که ز ما سر نزند، جرم و خطایی
از گوشِ کرِ خود، گله داریم وگرنه
هر لحظه به ما از تو رسیده است، صلایی
مرغان هوا، خلق زمین، ماهی دریا
هر یک به زبانی ز تو گویند ثنایی
ایمن شده از روز مکافات و نگفتیم
هر لحظة این عمر بود روز جزایی
افسوس که در کوی تو بودیم و نبودیم
از پرتو حسنت، نگرفتیم ضیایی
از زلف تو تحصیل نکردیم عبیری
وز رنگ تو بر دل نگرفتیم جلایی
"میثم"، نتوان چید گل از باغ ولایت
تا دست نیاری به سوی خار بلایی
 
 


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 31 خرداد 1394

در ضیافت کده ات باز مرا جا دادی

سفره انداختی و اذن «بفرما» دادی

دیده وا کردم و دیدم که در آغوش توام

مثل یک مادر دلسوز به من جا دادی

کرم ذاتی تو فقر مرا زائل کرد

بنده بودم که به من رتبه ی آقا دادی

تا که محکم بشود رشته ی وصل من و تو

وقت افطار و سحر فرصت نجوا دادی

طیب الله به این رحمت بی ساحل تو

قطره بودم که مرا جلوه ی دریا دادی

حاجت خواسته و حاجت ناخواسته را

همه را جمع نمودی و به یکجا دادی

من فقط موقع افطار کمی تشنه شدم

تو، به من اجر جهاد شهدا را دادی

شهدایی که به ارباب تأسّی کردند

شهدایی که کرامات به آن ها دادی

یکی از آن شهدا ماه بنی هاشم بود

قمری را که به او منصب سقّا دادی ...

 

 

ای مهربان خدا

آمدم تا كه از این وضع نجاتم بدهی

از عذابت برَهانی و براتم بدهی

تو غَنی هستی و من از همه محتاج ترم

مستحق نیستم آیا كه زكاتم بدهی؟

كرم توست كه آورده مرا تا اینجا

پس فقط دست خودِ توست ثباتم بدهی

دیدی این نفْس چه بازیچه‌ی شیطانم كرد؟!

آمدم خاتمه‌ای بر هَمَزاتم بدهی**(همزات:حیله های شیطان)

خیلی از سختیِ جان كندنِ خود می‌ترسم

دارم امّید نجات از سَكَراتم بدهی

تو اگر اشك دهی گریه كنم نذر حسین...

چه نیازی‌ست دگر آب حیاتم بدهی

قصه‌ی زندگی‌ام را برسان تا اینكه...

مرگ را در سفری به عتباتم بدهی

 



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 29 خرداد 1394

شاکرم حضرت دلدار صدا کرده مرا

شاکرم بهر خودش یار جدا کرده مرا

از کجا لطف خدا شامل حالم شده است ؟

گوییا یار سفر کرده دعا کرده مرا

من کجا محفل ذکر سحر دل شدگان !

سبب از چیست که حق اهل بکاء کرده مرا ؟

از خرابی گنه کیست نجاتم داده ؟

آشنای حرم عشق خدا کرده مرا

روز پر معصیتم را چه کسی بخشیده ؟

سائل نیمه شب خوان عطا کرده مرا

کیست ظلمت ز دلم برده و نورم داده ؟

بین این سینه زنان جلوه نما کرده مرا

شکر حق هیئتیم ، سینه زنی پر شورم

کربلایی شدم و یار صدا کرده مرا

خادم صحن و سرای پسر فاطمه ام

صاحب کرب و بلا ، کرب و بلا کرده مرا


ای خالق دادارم، پاکم کن و خاکم کن

من جز تو که را دارم؟ پاکم کن و خاکم کن

این ناله و این آهم این اشک سحرگاهم

این سوز دل زارم پاکم کن و خاکم کن

سر تا به قدم دردم رو سوی تو آوردم

با محنت بسیارم پاکم کن و خاکم کن

شد حبس دعای من، العفو خدای من

ای خالق غفّارم پاکم کن و خاکم کن

مسکین و تهی دستم دل بر کرمت بستم

من مستحق نارم پاکم کن و خاکم کن

من بنده ی شرمنده تو خالق بخشنده

ای در دو جهان یارم پاکم کن و خاکم کن

مولا و حبیب من محبوب و طبیب من

آلوده و بیمارم پاکم کن و خاکم کن

راه از همه سو بسته، گشتم ز گنه خسته

رو سوی تو می آرم پاکم کن و خاکم کن

با این تن فرسوده با این دل آلوده

من مهر علی دارم پاکم کن و خاکم کن

"میثم"شده جان بر لب یا رب تو ببخش امشب

بر میثم تمّارم پاکم کن و خاکم کن



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 25 خرداد 1394
18

مناجات با خدا


ای دل به دست موج هوس هر طرف مرو

با این حباب در پی کسب شرف مرو

چشم کریم مانده به راهت که در زنی

بیهوده پس به این طرف و آن طرف مرو

هرجا که بنگری سخن از روی یار ماست

قبله یکیست هر طرفی بی هدف مرو

دنیا محل خوف و رجای قیامت است

بی غصه هیچ جا پی شور و شعف مرو

کنجینه میان جهان عشق حیدر است

بی عشق مرتضی پی صید صدف مرو

ایل تو سائل علی و راهشان علی است

درسائلی خلف شو ولی نا خلف مرو

**

گر طالبی به چشم ببینی بهشت را

جایی به غیر مرقد شاه نجف مرو

 

 

مناجات با خدا


گل کرده است روی لب ما خدا خدا

انسی گرفته ایم به سجاده و دعا

بی یاد دوست کوه صفا بی صفا شود

با یاد دوست خانه ی دل می شود صفا

زنگار معصیت دل ما را گرفته بود

با همنشینی تو گرفتیم ما جلا

گاهی کنار سفره ی توحید یا حسین

گاهی کنار سفره ی ارباب ربنا

با هر دعا که باب مناجات باز شد

آخر گریز زد دل عاشق به کربلا

وقتی به نام فاطمه سوگند میدهیم

بی التماس حاجتمان میشود روا

سلمان که نیستم به تو محرم شوم ولی

از پشت درب خانه مران این غلام را

روز شروع نوکری ام از تولد است

تاریخ نوکری مرا نیست انقضا

از کوچه های سینه زنی میرود دلم

تا کوچه ی مدینه،همانجا که مرتضی_

با دست بسته بود و به چشمان خیس اشک

می گفت فاطمه برو، دنبال من نیا

زهرا شکسته بال و خمیده خمیده رفت

آخر گرفت حق علی را به گریه ها



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 25 خرداد 1394

مناجات با خدا


کجاست اهل دلی که نگاه ما بکند

برای حال خراب دلم دعا بکند

کجاست خبره طبیبی که کیمیا داند

مس وجود مرا بهتر از طلا بکند

به ذره گر نظر لطف بوتراب کند

به یک نگاه مرا بنده خدا بکند

همین که داد و فغانم بلندشد دیدم

جناب خواجه شیراز این ندا بکند:

طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک

چو درد در تو نبیند که را دوا بکند

مرا بگیر و در خانه ات مقیمم کن

چقدر عبد فراری بروبیا بکند...

... به کارمن گره کور خورده است اما

گشایش از گره ام ذکر یارضا بکند

چه می شود شب جمعه یکی ز کرب و بلا

حواله ای بفرستد مرا صدا بکند

چه می شود که در آن جمعه عبد بی سر و پا

نماز صبح به موعود اقتدا بکند

 


برقِ خاشاکِ گنه، روزهی تابستان است

دود این آتش جانسوز به از ریحان است

میتوان یافت ز سی پارهی ماه رمضان

آنچه ز اسرار الهی همه در قرآن است

هست در غنچهی لب بستهی این ماه، نهان

گلستانی که نسیمش نفس رحمان است

مشو از عزّت این مُهر الهی غافل

که دراین مُهر بسی گنج گهر پنهان است

ماهرویی که شب قدر بود یک خالش

در سراپردهی ماه رمضان پنهان است

میکند روزهی ماه رمضان عمر دراز

مدّ انعام دراین دفتر و این دیوان است

غفلت از تشنگی و گرسنگی کم گردد

که لب خشک بر این بند گران سوهان است

باش با قدّ دو تا حلقهی این در صائب

که مراد دو جهان در خم این چوگان است

8888888888888888888888888888

 

 



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 23 خرداد 1394

 

 

برای شادی روح معمار کبیر انقلاب امام خمینی قدس سره و شادی

شهدا باشرکت در راهپیمائی ۲۲بهمن دشمنان انقلاب را مایوس می

نمائیم

بر روی زمین امت طاها مائیم

دلباخته یوسف زهرا مائیم

با قدرت ایمان و توکل به خدا

امروز ابر قدرت دنیا مائیم

************************

بر ظلمت شب نور چراغی شده ایم

بر تارک خصم کهنه داغی شده ایم

پائیز دلان همیشه دشمن هستند

باما که در این کویر باغی شده ایم

»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»

 


ادامه مطلب

 

 

 



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 8 دی 1392

روزها فکر من این است و همه شب سخنم

که همه عمر بدهکار نگاه حسنم




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 8 دی 1392

انتشار اخبار کربلا تأثیر عجیبى در میان مسلمانان گذاشت،

اوج مظلومیّت امام حسین(ع) و یارانش و نهایت قساوتى که در شهادت آنان و اسارت خاندان

پاکش آشکار شده بود، دودمان بنی‌امیه را به باد داد.




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 2 دی 1392
از قدیم دیده بودیم ما - مخصوص حالا نیست؛ از بچّگى میرفتیم روضه و پاى منبر - گاهى روضه‌‌خوان‌‌ها

روضه‌‌هایى میخواندند که معلوم بود غلط است، معلوم بود خلاف است، امّا میخواندند؛ براى اینکه حالا

چهارنفر مستمع دلشان بسوزد و گریه کنند. مگر به هر قیمتى باید این کار را کرد؟ حادثه را بیان کنید؛

 با هنرمندى بیان کنند تا مردم دلشان شیفته بشود و منقلب بشود، نه اینکه خلاف بگویند. حالاها هم

میشنوم، منبرى یا مدّاح سر منبر خطاب به امیرالمؤمنین میکند و میگوید آقا هرچه دارى از امام حسین

دارى! شما فکرش را بکنید! این چه حرفى است و این چه مُهمل‌‌گویى‌‌اى است که کسى این‌‌جور درباره‌‌ى

 امیرالمؤمنین حرف بزند؟ امام حسین هرچه دارد از امیرالمؤمنین دارد، امام حسین هرچه دارد از پیغمبر

دارد؛ چرا نمیفهمند این معانى و این مسائل را؟




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 28 آذر 1392

السلام ای عزیز عطشانم 

 السلام ای امیر و سلطانم

السلام ای تمام ایمانم 

 السلام علیک حسین جانم 
  
                                       زینب آمد برادرم برخیز

                                     عشق من جان مادرم برخیز




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 23 آذر 1392
شهر شام و ملاء عام و    کف و خنده و دشنام و   

         گروهی به لب بام و     به رخ ننگ و               

       به کف سنگ و    به تن جامه ی گلرنگ    

گرفتند ره آل‌علی تنگ،     تو گویی همه دارندسرجنگ





ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 23 آذر 1392

دل و جان در گرو حضرت جانان داریم

هر چه نعمت بود از محضر ایشان داریم

 

سالیانی است که ما ریزه خور اربابیم

از سر سفره ی او رزق فراوان داریم

 

پای از روضه ی ارباب طریقت نکشیم

تا که در سینه نفس تاکه به تن جان داریم

 

نم نم اشک مصیبت به عزای تو خوش است

از دم روضه ی تو جلوه دو چندان داریم

 

تا خدایی خدا هست گدایان تو ایم

دل خوشیم تا ابد الدهر که سلطان داریم

 

اولین مستمع مجلس روضه زهراست

روضه آهسته بخوانید که مهمان داریم

 

پیر میخانه ی عشاق خمینی فرمود :

هر چه داریم ز سالار شهیدان داریم

 

تفرقه ظلم و ستم راه ندارد در ما

تا که جمهوری اسلامی ایران داریم

 

گر خدا اذن دهد سینه زنان می آییم

روز محشر روی لب ذکر حسین جان داریم

 

با وجودی که ز هجران دل ما غم بار است

به ظهور پسر فاطمه ایمان داریم



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 9 آذر 1392

سینه ام بود حسینییه ی غمهای حسین



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 25 آبان 1392

عشق وایمـان وجوانمردی وایثاروشرف

                                       تاابـدتكیــه به دستــان توداردعباس

ای كه فرمـانبرسـالارشهیــدان بودی


                                     آسمــان گوش به فرمان توداردعباس



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 21 آبان 1392
خواص مجالس ذکر مصائب ثارالله

              چشمی که بیشتر به خود گریه دیده است
                                                                          فردا  کنار  فاطمه ( س ) با  آبرو تر است




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 15 آبان 1392

چون در روز سوم محرم هم از حر میخوانند و هم ازبیبی دوعالم حضرت رقیه سلام الله

لذا اشعار این دو بزرگوار را با هم تقدیم میکنم  التماس  دعا دارم

نا پاك قطره ام كه پی آب كُر روم

                                                شرمنده از گناه به دنبال حُر روم

آموختم ز حُر به دربار اهل بیت

                                             با دست خالی آیم و با دست پُر روم

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

                      هربار به دیدنِ عمویش میرفت

                                                   عباس به احترام او پا میشد

                     صد حیف نشد بماند و رشد كند

                                                  میماند اگر زینب كبری میشد



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 15 آبان 1392
دامان تو از کف ندهم، گر چه دو صد بار 
گیرد ز بدن جان مرا دشمن جانی


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 14 آبان 1392

ای عاشق بی قرار اصغر 

ای تشنۀ وصل یار اصغر




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 14 آبان 1392
دین حق را بقا، زمکتب توست
اَوَلَسنا عَلَی الحق از لب توست


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 14 آبان 1392

تا پیشکش کنم بجز این سر نداشتم

                                                     رویم سیاه! تحفه‌ی بهتر نداشتم



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 14 آبان 1392


( کل صفحات : 10 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی