ای متجلـی از رخت جلـوۀ حسن داوری
غیـر نبـی بـه انبیـا داده خـدات برتـری
هم به زمین امامت و هم به سمات، سروری
خلقت و طینتت همه فاطمی است و حیدری
حسن نکـویت از همـه کـرده ندیـده دلبری
تویی امام عسکری تویی امام عسکری
محیط علم و معرفت یگانه گوهرش تویی
سپهـر نـور اگـر دهـد مـه منورش تویی
ملک اگر ملک شده، امام و رهبرش تویی
سلام ما به سامره که سایهگسترش تویی
مـزار تـو در آن زمین، نمـوده نورگستری
تویی امام عسکری تویی امام عسکری
در آسمان معرفت شمس تویی، قمر تویی
تمـام نخل علم را ریشه تویـی، ثمر تویی
بحار نور را همه صدف تویـی، گهر تویی
شب سیاه هجر را صبح تویی، سحر تویی
به ده امام و یک ولی پدر تویی، پسر تویی
ز وصف ما، ز مدح ما، تو بهتری، تو برتری
تویی امام عسکری تویی امام عسکری
****
تو چشمـۀ علـوم حـق ز دَه یـمِ ولایتی
تو حسن کردگـار را جمـال بـی نهایتی
تو برتر از حدیثی و تو فرق هر روایتـی
تو مظهـر حقیقتـی، تـو مشعـل هـدایتی
تو آن ستوده حضرتی تو آن بزرگ آیتی
که مـیکند جمـال تـو ز خالق تو دلبری
تویی امام عسکری تویی امام عسکری
اگر چه در زمین دمد فروغ جاودانیات
کنند سجده قدسیان به حسن آسمانیات
هزار حیف، شـد بدن چو لالۀ خزانیات
نوشته شد به خون دل، کتاب زندگانیات
بسان شمع سوختـه نماند از تو پیکری
تویی امام عسکری تویی امام عسکری
****
سـلام روح و اولیــا بــه پیکــر مطهرت
چه شد که زهر دشمنان شراره زد به پیکرت
نشـان مـرگ شـد عیـان به عارض منورت
به وقت مرگ مهدیات چو جان گرفت در برت
دگـر نـگشت تشنـه لـب بریده از قفا، سرت
دگر به نیزه بر سرت، نشد جفـا ز هـر سری
تویی امام عسکری تویی امام عسکری
نمـاز خوانـد مهدیات بـه پیکرِ مطهرت
به احترام شد نهان، به خاک، جسم اطهرت
دگـر میـان شهرهـا نشـد اسیـر، خواهرت
نخورد چوب بر لب و نرفت نوک نی سرت
نـگشت توتیـا دگـر ز سـم اسب، پیکـرت
نشد تن تو غرقِ خون ز تیر و تیغ و خنجری
تویی امام عسکری تویی امام عسکری
****
همـاره پـر زند دلم بـه محفل عزای تو
شراره بر دلم فکن که سوزم از برای تو
چه میشود سفـر کنم به شهر سامرای تو
سلام من، درود من، به صحنِ با صفای تو
وجود و بذلِ دست تو،«میثم» و خاک پای تو
نمیزنـم نمیزنـم جـز درِ ایـن حرم، دری
تویی امام عسکری تویی امام عسکری
بهار امامت 2 - غلامرضا سازگار
*******************************************************************8
ای در جگـر شیعه شررهای غم تو
ای ارث تـو از مادر تو عمر کم تو
با آنکه بـوَد عـرش به ظلِّ علم تو
خـم شـد کمـر چـرخ ز بار الم تو
دارند به یادت همه در سینه فغانها
****
با آنکه وجودت همه جا تحت نظـر بـود
از نـور تـو لبریـز دل جـن و بـشر بـود
وز علم تـو دشمن را احسـاس خطر بود
هر جا که خبـر بـود، فقط از تو خبر بود
پیوسته تو را قوت و غذا خون جگـر بود
پر بود دلـت روز و شب از درد نهـانها
افسوس که شد گلشن عمـر تـو خزانی
آه ای جگرت سـوخته از سـوز نهانی
دادنـد تــو را زهـر در ایـام جـوانی
جان شـد به لبت از ستم دشمن جانی
شد کار محبـان ز غمت مرثیهخـوانی
جوشید شرار از نفس مرثیهخوانهـا
****
بگذار که بـا سـوز جگـر یـار تـو باشم
بگـذار کـه پیوستــه گرفتـار تـو باشم
هر چند که خوارم چه شود خار تو باشم
افتــاده بــه خـاک ره زوّار تـو باشم
بــا مهــدی موعـود عـزادار تو باشم
هـر چنـد بوَد شرح غمت فوق بیانها
مـن «میثمـم» و شیفتـۀ دار شمــایم
مـداح شمـا نـه سـگ دربـار شمایم
یـک عمـر گـدای سر بـازار شمایم
خود هیچم و بـا هیچ، خریدار شمایم
گفتـم کـه شـوم یار شما، عار شمایم
دارم بـه سـر شانه بسی کوه زیانها
***********************************************************
امـام عسگـری گردیــده مسمــوم
سر مهدی سلامت سر مهدی سلامت
بـه شهـر سامــره جـان داده مظلوم
سر مهدی سلامت سر مهدی سلامت
****
بهـار عمـر او گشته خزانی فدا گردیده در سن جوانی
خـدا دانـد کـه او در زندگانـی
ز حق خویشتن گردیده محروم
سر مهدی سلامت سر مهدی سلامت
****
مـزار او گـواه غـربت او غریب افتاده حتی تربت او
بـه عالم شرح مظلـومیت او
ز عمر کوتهش گردیده معلوم
سر مهدی سلامت سر مهدی سلامت
چو اجدادش ستم بسیار دیده شهادت را هزاران بار دیده
همــاره از عــدو آزار دیــده
به جرم اینکه آن مولاست معصوم
سر مهدی سلامت سر مهدی سلامت
****
دگرخاموش شد صوت دعایش نمیآید صدای دلربایش
ببـار ای اشـک امشب در عـزایش
که رفت از این جهان با قلب مغموم
سر مهدی سلامت سر مهدی سلامت
****
بسـوزم مثل شمعی تا بگریم بـه یاد یوسف زهرا بگـریم
بــرای عتــرت طاهــا بگـریم
که مظلومند و محرومند و مهموم
سر مهدی سلامت سر مهدی سلامت
بهار امامت 2 - غلامرضا سازگار

