تبلیغات
نکته های آموزنده و شیرین زندگی - آغــاز محــرّمت رسیده
نکته های آموزنده و شیرین زندگی
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :علی ملائکه
نویسندگان
خبر حضرت رسول اكرم صلى الله علیه و آله از شهادت امام حسین علیه السلام
حضرت رسول اكرم صلى الله علیه و آله در منزل ام سلمه بود، فرمود: نگذار كسى داخل شود، حسین علیه السلام آمد زمانى كه طفل بود ام سلمه نتوانست جلو او را بگیرد، حسین علیه السلام بر جدش وارد شد دید حسین علیه السلام بر بالاى سینه پیامر صلى الله علیه و آله قرار گرفته است و حضرت رسول گریه مى كند ام سلمه سبب گریه حضرت را پرسید؟حضرت فرمود: اى ام سلمه ، جبرئیل به من خبر داد كه حسین تو كشته مى شود، این تربت را هم به تو بدهم در نزد تو باشد كه جبرئیل برایم آورده است در شیشه اى بگذار، زمانى كه خون شد آن وقت حسین من كشته مى شود.
مقتل خوارزمى ، چاپ نجف ، ص 163، ینابیع الموده ، چاپ مصر، ص 319، اعیان الشیعه ، ج 4، ص 137، احقاق الحق
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  91/08/21ساعت   توسط علی ملائکه   |  نظر بدهید

عبور حضرت عیسى علیه السلام از كربلا
روایت شده است كه حضرت عیسى علیه السلام در ایام سیاحت با حواریین گذرش به كربلا افتاد ناگاه شیر غرانى بر سر راه ایشان آمد و راه را برایشان بست عیسى علیه السلام پیش رفت و فرمود: چرا سر راه بر ما گرفته و نمى گذارى كه ما عبور كنیم ؟شیر به زبان فصیح گفت : نمى گذارم شما درگذرید مگر این كه یزید را كشنده حسین علیه السلام است لعن كنید.
عیسى علیه السلام فرمود:حسین چه كسى است ؟شیر گفت : سبط محمد النبى الامى و ابن على الولى ، فرزند زاده پیغمبر امى و پسر على ولى است .
حضرت عیسى علیه السلام فرمود: قاتل او كیست ؟
شیر گفت : قاتل وى ملعون وحوش بیابان ها و گرگان و درندگان صحراهاست ، به خصوص در روز عاشورا، پس حضرت عیسى علیه السلام دست برداشت و لعن و نفرین كرد بر یزید، و حواریین آمین گفتند و شیر از راه دور شد و ایشان به مقصد خود رفتند.
وقایع الایام خیابانى ، ص 160.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  91/08/21ساعت   توسط علی ملائکه   |  نظر بدهید

حضرت زكریا علیه السلام سه روز از مسجد خارج نشد
در حدیث طویل از سعد بن عبدالله اشعرى در حكایت شرفیاب شدن به حضور حضرت مهدى علیه السلام گفت : خبر ده مرا از تاویل كهیعص .
حضرت فرمود: این حروف از خبرهاى غیبى است كه خداوند بنده خود زكریا را از آن آگاه كرد و حكایت آن را براى محمد صلى الله علیه و آله بیان فرمود و آن چنان است كه زكریا از خداوند خواست نام پنج تن را به وى آموزد جبرئیل فرود آمد و او را بیاموخت و زكریا هر گاه نام محمد صلى الله علیه و آله و على و فاطمه و حسن علیهم السلام را مى برد اندوهش برطرف مى شد و غمش زایل مى گشت و هرگاه نام حسین علیه السلام مى برد گریه گلوى او را مى گرفت و نفسش به شمار مى افتاد روزى گفت : اى پروردگار من ! چون است كه وقتى نام چهار كس از آنها را مى برم از اندوه تسلیت مى یابم و هر گاه یاد حسین مى كنم اشكم ریزان مى شود و ناله ام بیرون مى آید ؟
خداوند تبارك و تعالى او را خبر داد و فرمود: كهیعص پس كاف نام كربلاست و ها هلاكت عترت است و یا یزید است كه بر امام حسین علیه السلام ستم مى كند و عین عطش حسین است و صاد و صبر و شكیبایى آن حضرت چون زكریاى این بشنید، سه روز از مسجد خود جدا نگشت و مردم را از داخل شدن به محضر خود منع فرمود و به گریه و ناله پرداخت . نفس المهوم ، ص 20.
و او را رثا مى گوید: كه خداوندا! آیا بهترین خلق خود را به مصیبت فرزند وى مبتلا مى كنى آیا چنین بلایى بر خانه او فرود مى آورى ؟آیا على و فاطمه علیهماالسلام را لباس سوگوارى مى پوشانى و اندوه آن را در منزل آنها مى آورى ؟
آن گاه گفت : اى خداى من ، مرا فرزندى روزى كن كه در پیریم چشم من به وى روشن شود و چون روزى كردى ، مفتون كن مرا به دوستى او آنگاه به مرگ او اندوهناكم ساز چنان كه رسول خدا صلى الله علیه و آله حبیب را به فرزندش اندوهناك ساختى پس خداوند یحیى را به وى بخشید و او را مبتلا كرد و حمل یحیى شش ماه بود چنان كه حمل حسین علیه السلام چنین بود.
نفس المهوم ، ص 20.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  91/08/21ساعت   توسط علی ملائکه   |  نظر بدهید

حضرت سلیمان علیه السلام و كربلا
سلیمان بن داود علیه السلام بر فرش خود مى نشست و در هوا سیر مى كرد.
روزى گزارش به زمین برسد باد فرش ، او را سه بار روانه كرد و برگردانید و سلیان ترسید از در آمدن به زمین باد ساكت شد، به سرزمین كربلا نزول كرد.
سلیمان به باد گفت : چرا ساكت شدى ؟باد گفت : در این سرزمین حسین علیه السلام كشته مى شود سلیمان گفت : حسین كیست ؟گفت : سبط محمد مختار صلى الله علیه و آله و پسر على كرار. گفت : قاتلش كه باشد ؟گفت : لعن انس به دعایش آمین گفته ، باد ورزید و فرش را برداشت .
ریان بن شبیب از حضرت امام رضا علیه السلام نقل مى كند كه ایشان فرمود: اى پسر شبیب اگر خوش باشى ، به سكونت قصرهاى بهشتى با پیغمبر صلى الله علیه و آله ، لعن كن به كشندگان امام حسین علیه السلام .الدار المنفصود، ص 151.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  91/08/21ساعت   توسط علی ملائکه   |  نظر بدهید

مسافرت حضرت موسى علیه السلام به كربلا
مرحوم خیابانى در ذیل خبرى طولانى مى گوید: حضرت موسى علیه السلام دوباره به كربلا رفته است ، یك بار تنها و بار دیگر با وصى خود یوشع بن نون چنان كه طریحى مى گوید: حضرت موسى علیهماالسلام با یوشع بن نون مى رفت چون به زمین كربلا رسیدند بند نعلین آن حضرت پاره شد و خارى بر پاى وى فرو رفت و خون از پایش جارى شد پس عرض كرد: اى خداى من ، چه گناهى از من صادر شد كه بدین كیفر گرفتار شدم ؟خداى بزرگ به او وحى فرستاد كه در این موضع خون امام حسین علیه السلام ریخته مى شود و خون تو به موافقت خون وى جارى شد.
عرض كرد: خدایا، حسین كیست ؟خطاب آمد: او فرزندزاده محمد مصطفى و پسر على مرتضى . عرض كرد: قاتل او كیست ؟ندا رسید: قاتلش ‍ یزید است . پس حضرت موسى علیه السلام دست برداشت و بر یزید لعن و نفرین كرد و یوشع بن نون آمین گفت .
وقایع الایام خیابانى ، ص 155.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  91/08/21ساعت   توسط علی ملائکه   |  نظر بدهید

گوسفندان حضرت اسماعیل علیه السلام آب نیاشامیدند
روایت است كه گوسفندان حضرت اسماعیل علیه السلام در كنار فرات مى چریدند. روزى شبان آنها به خدمت حضرت اسماعیل علیه السلام آمد و گفت : چند روز است كه گوسفندان از این نهر آب نمى آشامند پس ‍ حضرت در مناجات با خدا از سبب این حالت سوال كرد همان ساعت حضرت جبرئیل علیه السلام از طرف خداوند خدمت حضرت اسماعیل علیه السلام نازل شد و گفت : اى اسماعیل سبب این حالت را از گوسفندان بپرس ، آنها پاسخت را خواهند داد.
پس آن حضرت از گوسفندان پرسید: چرا از این رودخانه آب نمى نوشید ؟
گوسفندان به زبان فصیح پاسخ دادند: به ما خبر رسیده كه فرزند تو حسین - كه سبط گرامى محمد صلى الله علیه و آله است - در این زمین با لب تشنه كشته خواهد شد پس ما از این آب نمى آشامیم به جهت حزن و اندوه براى تشنگى آن بزگوار.
كسى كه اهل آسمان ها و زمین ها او را لعنت مى كنند. پس حضرت اسماعیل علیه السلام فرمود: خداوندا لعنت كن بر قاتل حسین علیه السلام .
محن الابرار، ص 49.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  91/08/21ساعت   توسط علی ملائکه   |  نظر بدهید

عبور ابراهیم علیه السلام از كربلا
روایت شده است كه حضرت ابراهیم علیه السلام وقتى سواره به صحراى كربلا بگذشت اسبش رم كرد. آن جناب از پشت اسب بر روى زمین افتاد و سرش بشكست و خون از آن جارى شد پس زبان به استغفار بگشاد و گفت : پرودگارا از من چه گناهى سر زده است ؟ جبرئیل علیه السلام نازل شد و گفت : اى ابراهیم ! گناهى از تو صادر نگشت ولكن كشته مى شود در این محل سبط خاتم الانبیا و پسر خاتم الاوصیا، پس خون تو به موافقت خون او ریخته شد فرمود: اى جبرئیل ، قاتل او كیست ؟گفت : قاتل او ملعون اهل آسمان ها و زمین و قلم جارى شد بر لوح آن پلید پس ابراهیم علیه السلام دست برداشت و یزید پلید را لعن بسیار كرد و اسب آن حضرت به زبان فصیح آمین گفت : ابراهیم علیه السلام به او خطاب كرد و فرمود: بر تو چه معلوم شد كه آمین گفتى ؟
گفت : اى ابراهیم ، من همیشه فخر مى كردم كه تو بر پشت من سوار مى شوى و چون تو از پشت من درافتادى خجلت و شرمسارى من زیاد شد و سبب این از یزید بود خداوند او را لعنت كند.
مرحوم شوشترى رحمه الله در خصایص مى گوید كه شاید محل توسط حضرت ابراهیم علیه السلام از اسب همان محل سقوط حضرت امام حسین علیه السلام باشد از اسب خود یعنى در مقتل آن جناب به زمین افتاده باشد پس ملاحظه كن فرق این دو سقوط را. وقایع الایام ، ص 152.
اوى كسى كه لعنت بر قاتل امام حسین علیه السلام حضرت ابراهیم علیه السلام بود و امر كرد فرزندان خود را عهد و پیمان از ایشان گرفت كه پیوسته او را لعنت كنند.
پس از آن حضرت موسى علیه السلام او را لعنت كرد و امت خود را به آن امر كرد، سپس داود علیه السلام او را لعنت كرد و بنى اسرائیل را امر نمود كه لعنت كنند یزید را سپس حضرت عیسى عع لعنت كرد و بسیار مى گفت بنى اسرائیل را كه لعنت كنند بر قاتلان حسین علیه السلام اگر زمان او را دریافتند در خدمت او جهاد كنید كسى كه با او شهیدى شود چنان است كه با پیامبر صلى الله علیه و آله شهید شده است .
كشف الغمه ، ج 2، ص 179، دمعه الساكبه ، ص 272.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  91/08/21ساعت   توسط علی ملائکه   |  نظر بدهید

كشتى نوح علیه السلام و كربلا
چون حضرت نوح علیه السلام بر كشتى نشست و بر روى آب همه روى زمین را گشت تا به زمین كربلا رسید، چون به آن زمین بلا رسید آن سرزمین كشتى او را به گرداب افكند پس حضرت نوح علیه السلام از غرق شدن كشتى ترسید دست دعا به درگاه عزت و جلال خدا برداشت و عرض كرد: پروردگارا همه روى زمین را گشتم ، ترس اضطرابى كه در این زمین بر من رخ نمود در هیچ جا رخ نداده بود. همان ساعت جبرئیل علیه السلام از جانب خداوند عز و جل فرود آمد و عرض نمود: یا نوح ، حسین علیه السلام سبط محمد صلى الله علیه و آله خاتم پیامبران و فرزند گرامى اوصیا در این سرزمن كشته مى شود حضرت نوح پرسید قاتل آن بزرگوار كیست ؟ جبرئیل عرض كرد: قاتل او كسى است كه اهل هفت آسمان و اهل هفت زمین بر او لعنت مى كنند پس حضرت نوح چهار مرتبه بر آن حرام زاده بد كردار لعنت كرد پس كشتى از آن مهكله نجات یافت و از آن سرزمین بلا گذشت
محن الابرار (ترجمه جلد دهم بحار )، ص 48.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  91/08/21ساعت   توسط علی ملائکه   |  نظر بدهید

عبور آدم علیه السلام از زمین كربلا
چون آدم علیه السلام بر زمین هیوط كرد و حوا را ندید دنبال او گشت تا عبورش به زمین كربلا افتاد پیش از آن كه حادثه اى واقع شود، غمناك شد، سینه اش تنگى گرفت ، و چون به مقتل امام حسین علیه السلام رسید پایش ‍ لغزید خون از آن جارى شد.
پس سر به موى آسمان بلند كرده و گفت : اى پروردگار من ، مرتكب گناه دیگر شده ام و اینك مرا كیفر خواهى كرد زیرا كه من تمام زمین را طى كردم و یا چنین حادثه اى روبه رو نشد مسجد خداوند وحى فرستاد: اى آدم گناهى تازه مرتكب نشده اى ولى فرزند تو حسین علیه السلام در این سرزمین به ظلم كشته مى شود اینك خون تو به موافقت وى ریخته شد.
آدم عرض كرد: پروردگارا، حسین پیغمبر است ؟
خطاب سید كه پیامبر نیست و لیكن فرزند زداه پیامبر من محمد صلى الله علیه وآله است عرض كرد: قاتل وى كیست ؟ندا رسید: یزید كه ملعون اهل آسمان ها و زمین است آدم به جبرئیل رو كرد و گفت : چه كنم ؟ گفت : یزید را لعن كن پس آدم چهار مرتبه یزید را لعنت كرد و چند قدمى برداشت تا به كوه عرفات رسید و حوا را یافت
وقایع الایام خیابانى ، ص 149.


ادامه مطلب




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 21 آبان 1391
جمعه 9 تیر 1396 01:53 ق.ظ
I was able to find good advice from your content.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 07:11 ب.ظ
I was able to find good info from your blog articles.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 08:44 ق.ظ
Wow, this post is nice, my sister is analyzing such things, so I am going to
let know her.
پنجشنبه 17 فروردین 1396 03:10 ق.ظ
you're in reality a good webmaster. The site loading pace
is amazing. It sort of feels that you are doing any unique trick.

Also, The contents are masterpiece. you've performed a great job on this subject!
سه شنبه 21 آذر 1391 06:28 ب.ظ
دست شما درد نکند
از کتاب خصایص حسینیه علامه شوشتری هم استفاده نمایید
من هم تشودق شدم وبلاگ امام رضا بسازم اما هنوز درست نشد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی