تبلیغات
نکته های آموزنده و شیرین زندگی - شعار بعثت پیامبر گرامی اسلام
نکته های آموزنده و شیرین زندگی
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :علی ملائکه
نویسندگان

                    شد ورد زبان ثنای قرآن

                                                 از مرحمت خدای قرآن

                 امروز که بعثت رسول است

                                                 گردیده لب آشنای قرآن

بانگ تکبیر ز امواج فضا می آید
گوش باشید که آوای خدا می آید
بوی عطر از نفس باد صبا می آید
نفس باد صبا روح فزا می آید
پیک وحی است که در غار حرا می آید
به محمد ز خداوند ندا می آید
ای خلایق همه این طرفه ندا را شنوید
گوش های شنوا حکم خدا را شنوید
*****
بت و بتخانه همه ذکر خدا می گویند
سخن از اقرأ و از غار حرا می گویند
حمد حق، مدح رسول دو سرا می گویند
خلق عالم همه تبریک به ما می گویند
حکم توحید به ما و به شما می گویند
همگی با نفس روح فزا می گویند
بشریت چه نشستی که مسیحت آمد
حکم توحید به آوای فصیحت آمد
*****
این چراغی است که تا شام ابد جلوه گر است
این یتیمی است که بر عالم خلقت پدر است
این نجات همه در دامن موج خطر است
این رسولی است که از کلّ رُسُل خوب تر است
پیشتر از همه بعد از همه پیغامبر است
تا صف حشر طرفدار حقوق بشر است
چشم بد دور ز آیینه ی رخسارش باد
تک و تنهاست خداوند نگهدارش باد
*****
آی انسان ها فرمان پیمبر شنوید
گوش تا از سخن خلق فراتر شنوید
روح گردید و از آن روح مطهر شنوید
همه با هم سخن خالق داور شنوید
بانگ تهلیل شنیدید مکرر شنوید
همه را با هم در عدل برابر شنوید
دوره ی کفر و زر و زور به اتمام آمد
اهل عالم همه آماده که اسلام آمد
*****
عید آزادی زن های اسیر است امروز
عید خلق است و خداوند قدیر ایت امروز
دامن مکه پر از مشک و عبیر است امروز
بشریت را فرمان خطیر است امروز
حق بشیر است بشیر است بشیر است امروز
جاودان باد چراغی که منیر است امروز
ذکر بت ها همه «لا نعبد الا ایاه»
همه گویند «ولا قوه الا با ا...»
*****
تا به کی چهره ی خورشید عدالت مستور
تا به کی سلطه ی بیدادگران با زر و زور
با من امروز بخوانید همگی این منشور
منجی کل جهان آمده با مشعل نور
عید بعثت شده یا عید جهانگیر ظهور
تهنیت باد بر آن دخترک زنده به گور
دور دختر کشی و جهل به پایان آمد
سر تسلیم بیارید که قرآن آمد
*****
مکه آهنگ، به گلواژه ی اقرأ بنواز
کعبه از جا کن و تا غار حرا کن پرواز
یا محمد سخن خویش ز لا کن آغاز
خیز از جا به بت و بتگر و بت خانه بتاز
بشریت را با مکتب توحید بساز
سر این رشته دراز است دراز است دراز
خیز تا عرصه ی بیدادگران تنگ کنی
سینه در حین تبسم سپر سنگ کنی
*****
ای به راه تو تمامی ملل را دیده
ای که جبریل امین دور سرت گردیده
ای به قلب بشر از غار حرا تابیده
ای خدا پیش تر از پیش تو را بگزیده
ای سحاب کرمت بر همگان باریده
خیز از جای خود ای جامه به تن پیچیده
چشم عالم به ره مکتب روشنگر توست
منجی کل بشر دین علی پرور توست
*****
گر چه فوجی پی آزار تن و جان توأند
فکر بشکستن پیشانی و دندان توأند
روزی آید که همه خلق مسلمان توأند
خاک مقداد تو عمار تو، سلمان توأند
سر فرو برده به تسلیم به فرمان توأند
پیرو دین تو و عترت و قرآن توأند
عالم کفر به اسلام تو تبدیل شود
به تولای علی دین تو تکمیل شود
*****
تو و آل تو چراغان هدایید همه
چارده آینه از وجه خدایید همه
چارده صورت توحید نمایید همه
چارده قبله ی ارباب دعایید همه
چارده نوح به طوفان بلایید همه
چارده مهر عیان در همه جایید همه
چارده طور به سینای وسیع دلها
چارده عقده گشا در همه ی مشکل ها
*****
عزت امت تو در گرو وحدت توست
وحدت امت تو پیروی از عترت توست
طاعت عترت تو، طاعت حق، طاعت توست
در رگ قلب حسین بن علی غیرت توست
تا خدایی خداوند به پا دولت توست
شیعه آن است که هر لحظه ی او بعثت توست
شیعه در حکم تو نور ازلی را دیده
شیعه در غار حرا با تو علی را دیده
*****
بعثت شیعه ز آغاز غدیر است و حراست
بعثت سوم او واقعه ی عاشوراست
پدر شیعه علی، مادر شیعه زهراست
شیعه جان و تنش از آب و گل کرببلاست
به خدایی خدایی که جهان را آراست
شیعه بودن شرف و عزت و آزادی ماست
شیعه تا خون به رگش موج زند یار علی است
«میثما» شیعه همان میثم تمار علی است

************************************************

آئینه دار عالم هستی است هست ما
جام جهان نماست دل حق پرست ما
تا پیرو محمد و آل محمدیم
بالای دست هر دو جهان است دست ما

 

بر چهره ی زیبای محمد صلوات
بر گنبد خضرای محمد صلوات
سر تا به قدم آینه ی او زهراست
تقدیم به زهرای محمد صلوات

 

ای جان جهان جان محمد
با نام خدا بخوان محمد
ای باعث ممکنات اقرأ
ای خواجه ی کائنات اقرأ
ای قدر و جلالتت مبارک
فرمان رسالتت مبارک
ای رشته ی نه فلک به چنگت
تا چند مکان به تخته سنگت
تو پیک مقدس نجاتی
تو روح حیات را حیاتی
ای درّ یتیم و باب خلقت
ای سینه ی تو کتاب خلقت
ای گمشده آفتاب، احمد
امشب ز حرا بتاب، احمد
ای در کنفت جهان هستی
آغازگر خداپرستی
برخیز و به سوی کعبه کن رو
تا بشنوی از بتان هوالهُو
این غار که با تو کرده عادت
دارد به نبوتت شهادت
این سنگ که بر رویش نشستی
فریاد زند پیمبر استی
ای کعبه ی کعبه دلبری کن
برخیز و پیام آوری کن
با نام خدای حی سرمد
بگشای زبان بخوان محمد
کو از «علق» آدم آفریده
«کن» گفته و عالم آفریده
ای وادی مکه احمد است این
ای غار حرا محمد است این
این تخته ی سنگهای غارند
کآوای شهادتین دارند
ای مردم مکه حق پرستی
تا چند به خواب جهل و مستی
تا چند بشر ز معرفت دور
تا چند حکومت زر و زور
این کعبه که گِرد آن نشستید
این لات و هبل که می پرستید
دارند به لب ندای تهلیل
از ختم رسل کنند تجلیل
هر سنگ و درخت با محمد
فریاد زنند یا محمد
آئین تو تا ابد جهانی است
دین تو هماره جاودانی است
منجی بشر به بانگ تکبیر
از کوه حرا شده سرازیر
انوار نبوتش زند برق
هستی شده در فروغ او غرق
دریاب خدیجه، شوهرت را
تبریک بگو پیمبرت را
این نور نبوت است بشتاب
خورشید اخوت است بشتاب
روزی که بشر در آب و گل بود
این نور هماره مشتعل بود
در خلوت دوست منجلی بود
حق بود و محمد و علی بود
سوگند به عصمت محمد
احمد، علی و علی است، احمد
سیر خط سرخ نور کردند
تا عمق زمان عبور کردند
از سن علی گذشته ده سال
افتاده رسول را به دنبال
دو شمس نبوت و ولایت
دو محور عالم هدایت
او هستی و هست آفرینش
این نفس نفیس و جانشینش
او بر همه «تفلحوا» بیانش
این سوره ی مؤمنون به شانش
دو آیت حق، دو یار نستوه
گویی دو محمد آید از کوه
از جانب ذات حی دادار
هنگام نزول وحی در غار
احمد که ز وحی منجلی بود
در محضر او فقط علی بود
در صورت هم خدای دیدند
آوازه ی وحی را شنیدند
ای عبد مطیع حی سرمد
ای پیرو مکتب محمد
از خط علی مباش بیرون
موسی نشود بدون هارون
یک طایفه یارِ یارِ یارند
یک سلسله یارِ یارِ غارند
من عاشق روی یارِ یارم
کاری نبود به یارِ غارم
حیدر دَرِ باز شهر علم است
گنجینه ی راز شهر علم است
بر غیر خدا سجود ممنوع
بی اذن علی ورود ممنوع
از جانب در به شهر رو آر
دزد است که می رود ز دیوار
ما مؤمن و تابع امیریم
ما پیرو بعثت و غدیریم
داریم به کف زمام عزت
از ظهر غدیر و صبح بعثت
دین مهر امیرمؤمنین است
و ا... علی تمام دین است
روزی که هنوز ما نبودیم
لبریز ز مهر دوست بودیم
در محضر مصطفی رسیدیم
الحق مع علی شنیدیم
ای رشته ی عالمت در انگشت
ای مهر و مهت هماره در مشت
ای خواجه ی کائنات احمد
ای خاتم انبیاء محمد
گردیده هزار و چارصد سال
حق تو و عترت تو پامال
ماران درون آستینت
بودند هماره در کمینت
برگرد سقیفه ها خزیدند
تا پیکر عدل را گَزیدند
بستند به سوی حرف حق گوش
کردن غدیر را فراموش
در بین تمام انجمن ها
هارون تو شد غریب و تنها
با توطئه ظلم ها به حق شد
تا مصحف دین ورق ورق شد
ماندند غریب تا قیامت
قرآن و ولایت و امامت
ای گمشده یک هزاره بازآ
از غار حرا دوباره بازآ
با امت خود بگو ولی کیست
فریاد بزن بگو علی کیست
یکبار دگر بگو به امت
قرآن نشود جدا ز عترت
اسلام و علی، کتاب و عترت
هر چار یکی است در حقیقت
سوگند به والضحی و والطّور
سوگند به نورِ سوره ی نور
سوگند به آفتاب رخشان
سوگند به ماه نور افشان
سوگند به سرّ هفت حا میم
سوگند به عادیات و تحریم
سوگن به سوره ی محمد
سوگند به ایلیا و احمد
سوگند به بیت و اعتبارش
سوگند به رکن مستجارش
سوگن به کعبه و خلیلش
سوگند به وحی و جبرئیلش
تا هست خدا و خلقت او
ماییم و رسول و عترت او
شیعه همه عزت و جلالش
قرآن و محمد است و آلش
در پیروی از کتاب و عترت
یک نور بود غدیر و بعثت
ما پیرو بعثت و غدیریم
جز دامن مرتضی نگیریم
داریم سه محور هدایت
قرآن و نبوت و ولایت
«میثم» به خدای حیّ منان
قرآن علی و علی است قرآن

 

امشب شب غار حرا از روز روشن تر شده
امشب فضای مکه پر از جلوه ی کوثر شده
امشب جهان رشک جنان امشب زمین کوثر شده
امشب امین وحی حق نازل به پیغمبر شده
امشب محمد کرده بر تن خلعت پیغمبری
یا گوش شو تا بشنوی یا چشم شو تا بنگری
*****
ای مکه احمد آمده آغوش خود را باز کن
ای کعبه بر دور سر آن جان جان پرواز کن
ای بت ثنای مصطفی با نام حق آغاز کن
ای آفرینش یک صدا آهنگ وحدت ساز کن
ای جامعه بیدار شو قرآن صلایت می زند
فریاد زن پاسخ بگو احمد صدایت می زند
*****
یا رحمت للعالمین جبریل می خواند تو را
ای منجی کل بشر بیرون بیا از این سرا
تو شهریار عالمی تا چند در غار حرا
ای یوسف مصر وجود از چاه تنهایی درآ
این خلق خواب آلوده را بیدار کن بیدار کن
اقرأ بخوان اقرأ بخوان تکرار کن تکرار کن
*****
تو سروران را سروری تو رهبران را رهبری
تو از تمام انبیا هم بهتری هم برتری
تو کشتی توحید را هم ناخدا هم لنگری
تو اولین روشنگری تو آخرین پیغمبری
پیغمبران یک کاروان، تو کاروان سالارشان
پابست تو، با دست تو وا شد گره از کارشان
*****
ای آشنای عالمی ای عالمی بیگانه ات
ای سینه ی صافی دلان لبریز از پیمانه ات
ای کل عقل و عقل کل ای عاقلان فرزانه ات
ای شمع جمع عالمی ای مهر و مه پروانه ات
سنگ تو باید سینه ی نا اهل ها را بشکند
تا حمزه ات پیشانی بوجهل ها را بشکند
*****
ما بر تو از صبح ازل حکم خطیری داده ایم
ما بر تو تا شام ابد خیر کثیری داده ایم
ما خلق را مانند تو مهر منیری داده ایم
ما بر تو مانند علی شمشیر و شیری داده ایم
ای وهم گم در جاه تو پیوسته تابان ماه تو
پیغمبر محبوب ما دست علی همراه تو
*****
ای در بدن جانت علی تسلیم فرمانت علی
تفسیر قرآنت علی شمشیر برانت علی
آغاز و پایانت علی پیدا و پنهانت علی
شیر خروشانت علی اول مسلمانت علی
بر قله ی اندیشه ها پرواز کن پرواز کن
راهی که باید طی کنی با یا علی آغاز کن
*****
ای تا قیامت جاودان اسلام تو آئین تو
ای نقش لبخند خدا روی لب خونین تو
دشمن هم از کف داده دل بر منطق شیرین تو
قرآن و عترت تا ابد رمز بقای دین تو
باز از حرای دیگری پیغمبری آغاز کن
دام نفاق و فتنه را از پای امت باز کن
*****
با اتحاد دشمنان ایجاد گشته خیبری
تا بشکند ارکان آن تا بر کند از آن دری
ای کاش تا بار دگر آید به میدان حیدری
آید به میدان حیدری با ذوالفقار دیگری
فریاد، یا للمسلمین آیا شود از آستین
بار دگر آید برون دست امیرالمؤمنین
*****
ای حیدر خیبر شکن پیروز این میدان تویی
ای حجت ثانی عشر هم نوح هم طوفان تویی
هم مصلح کل بشر هم حامی قرآن تویی
امّید محرومان تویی فریاد مظلومان تویی
ای آفتاب دل برآ از پرده ی غیبت درآ
ای غیبت کبری برو ای دوره ی هجران سرآ
*****
ای سینه ی مجروح ما مجروح طول غیبتت
در بعثت جدت همه چشم انتظار بعثتت
خورشید مکه کی رسد صبح طلوع نهضتت
بت های عالم بشکند با دست عزم و همتت
ای موسی دوران بیا ای عیسی قرآن بیا
ای نوح کشتیبان بیا عالم شده طوفان بیا
*****
باز آ که بی تو شیعه را جز خون دل در کام نیست
بازآ که امت را به دل آنی دگر آرام نیست
از حق به غیر حرف حق از دین بغیر از نام نیست
اسلام بی خط شما با ا... قسم اسلام نیست
تا ماه و خورشید و فلک تا عالمند و آدمند
«میثم»، غدیر و بعثت و قرآن و عترت با همند

^^^^^^^^^^^^^^^^
سرود بعثت 1

 

ای پادشاه عالم             عشقت به سینه دارم
در قاب سینه ی خود           عکس مدینه دارم
دارم ولایت تو ،  در دل محبت تو
                      سر مست جام عشقم ، در شام بعثت تو
                 مولا (2) یا أب الزهرا
*****
غار حرا سراسر     لبریز نور سرمد
جبریل آمد و گفت         قم فانذر محمد
برخیز و رهبری کن ، بر یار یاوری کن
                        بر خلق هر دو عالم ، از حق پیمبری کن
              مولا (2) یا أب الزهرا
*****
ای چلچراغ توحید           بشکن ز ریشه یکسر
بت را وَ بتگران را               با ذوالفقار حیدر
سالار عالمینی ، بر خلق نور عینی
                         حیدر همیشه با توست ، جدّ  حسن و حسینی
                 مولا (2) یا أب الزهرا
*****
عشق تو تا همیشه       در آب و در گل من
قرآن و عترت تو              سرمایه ی دل من
ا... یاور تو ، حیدر برادر تو
                           محبوبه ی خداوند ، زهراست دختر تو
             مولا (2) یا أب الزهرا

 ×××××××××××××××××××××××××××××××××

سرود ۲

صلواتٌ صلواتٌ صلواتٌ صلواتٌ
صلوات صلوات علی محمد
و علی و علی آل محمد
*****
نبی ا... خاک پات شم ، الهی که رو نمات شم
چی می شه که بشه یه بار فدات شم
زائر اون حریم با صفات شم
*****
دل اسیر و بی اراده ، می گم امشب خیلی ساده
نوکرم نوکر این خونواده
*****
همه ی عالم بدونن ، شیعیان مرتضائیم
عاشق اهل بیت مصطفائیم
*****
هر چی عالِم توی دنیاست ، علمشونو که بیارند
شعرا اگه شعرا رو بیارند
بخدا واسه مدحت کم میارند

 

یا محمد ای خرد پابست تو
ای چراغ مهر و مه در دست تو
هر زمان گلواژه هایت تازه تر
بلکه از هستی بلند آوازه تر
ختم شد بر قامتت پیغمبری
این ترا باشد دلیل برتری
خط پایان را تو می پویی و بس
حرف آخر را تو می گویی و بس
غیرت و مردانگی آئین توست
عزت زن در حجاب دین توست
بر همه اعلام کن زن برده نیست
برده ی مردان تن پرورده نیست
دین اسلامت مسلمان پرورد
بوذر و مقداد و سلمان پرورد
مکتب تو مکتب عمارهاست
این کلاس میثم تمارهاست
ما ترا زهرای اطهر داده ایم
شیر مردی مثل حیدر داده ایم
ما ترا دادیم در بین همه
یک خدیجه یک علی یک فاطمه
ما کویر تشنه ، تو آب حیات
ما غریقیم و تو کشتی نجات
ما به قرآن دست بیعت داده ایم
از ازل با مهر عترت زاده ایم
عترت و قرآن نجات عالمند
چون دو انگشت محمد (ص) با همند
شیعه با قرآن و عترت داده دست
نیست در قاموس او حرف از شکست
شیعه قرآن از حسین آموخته
شیعه پای این چراغ افروخته
شیعه بحر موج خیز غیرت است
شیعه فریاد کتاب و عترت است
شیعه از آغاز ره آگاه بود
پیرو قرآن و آل ا... بود
شیعه را با خون برابر ساختند
شیعه را از مهر حیدر ساختند
ما امانت دار این پیغمبریم
هرگز از قرآن و عترت نگذریم
تا به عالم دودمان آدمند
شیعه و قرآن و عترت با همند
آنچه موسی در دل سینا ندید
چشم ما در چارده معصوم دید
آسمان وحی زیب دوش ماست
چارده خورشید در آغوش ماست
باغ رضوان تا ابد سرمست ماست
چارده معصوم گل در دست ماست
چارده قرآن و یک تفسیر شان
چارده آیینه یک تصویر شان
چارده پیکر ولی یک جانشان
هر چه جان دارد خدا قربانشان

شاعر:استاد سازگار

شعر بعثت

شد ورد زبان ثنای قرآن

 از مرحمت خدای قرآن

برپا شده جشن باشکوهی

در محفل ما برای قرآن

امروز که بعثت رسول است

 گردیده لب آشنای قرآن

در غار حرا نشسته احمد 

نه  خوانده الف نه یای قرآن

بیگانه ز خود بدی که ناگاه

آمد بخود از ندای قرآن

بنشیند نبی که هاتفی گفت

 از مظهر آیه های قرآن

برخیز و بگو به خلق عالم

 شد نوبت اقتضای قرآن

برخیز که جهل و بت پرستی

 نابود شد از ندای قرآن

آئینه دل صفا بگیرد

 از جلوه ی باصفای قرآن

دردی که دوا نمی پذیرد

درمان شود از دوای قرآن

از غار حرا نبی بیرون ش

د بگرفته به کف لوای قرآن

برشد به سما ندای تکبیر

 از یمن فرح فزای قرآن

بر قله ی قاف معنویت

 زد پرچم حق نمای قرآن

در قدر و شرق بدان کتابی

هرگز نرسد بپای قرآن

ارزنده ترین کتاب دانش

 نبود به جهان سوای قرآن

تسخیر کنی تو کهکشان‌ها

 از رحمت آیه های قرآن

«ژولیده» بگو به خلق عالم

جان دو جهان فدای قرآن


مژده مژده ای یاران موسم بهار آمد
روز عیش و شادی شد گل به شاخسار آمد
كعبه پرنیان بر تن یاس و لاله و سوسن
در چمن به عشق گل قمری و هزار آمد
پر شده چمن یكسر از شمیم نیلوفر
در كنار سوسن بر نرگس خمار آمد
تا بپرورد گل ها با طراوت و زیبا
آن مربی گل ها سوی لاله زار آمد
در دل شب تیره سر زد از افق خورشید
نور حق نمایان شد برطرف غبار آمد
مصطفی به صد عزت شد زسوی حق مبعوث
بروی امشب از رحمت پیك كردگار آمد
كای مهیمن والا « اقرباسم ربك » را
خوان زدفتری كاینك بر تو آشكار آمد
افسر رسالت را تا به سرنهاد احمد
مسند شریعت را یار و پاسدار آمد
هر كه از كفش نوشید جامی از می توحید
بر سر از شراب عشق مستی و خمار آمد
آن مهی كه از نورش شد جهان همه روشن
وان شهی كه از ذاتش عالم استوار آمد
پرچم حقیقت را در همه جهان افراشت
از سبیل ابراهیم فخر و یادگار آمد
آن خجسته خورشیدی كه از طلوع جاویدش
ماه و انجم و خورشید سخت شرمسار آمد
آن كه سر به درگاهش سوده از ادب جبریل
وانكه تابع امرش خلق روزگار آمد
از پیام توحیدش و زقیام جانبخشش
شد جهان سعادتمند اهرمن نزار آمد
از وجود او بر باد رفته كاخ استبداد
توده ی ضعیفان را یار و غمگسار آمد
عرشیان به تحمیدش فرشیان به تمجیدش
ذات حق به تاییدش با همه وقار آمد
در جهان كند هركس پیروی زآئینش
در جهان و در عقبی پاك و رستگار آمد
قدسیه مدنی كاشانی

 

 

صلوات با اصول پنجگانه دین

رمز ایمان، نهان، در این کلمات

: «بر محمد و آل او صلوات»

این خدائی دعا، که بر لب ماست

 آسمانی شعار مذهب ماست

مذهب جاودانه پیمان ها

مکتب سربلند، انسان‌ها

صلوات است عرض عشق و سلام

، به ده و چار رهبران عظام

نغمه غم، ترانه شادی است،

رمز عشق و ندای آزاده است

مدح احمد، به قول یزدان است

زنده باد از زبان قرآن است

پر حماسه سرود یکرنگی است

، با درود خدا هماهنگی است

پنج‌گانه اصول دین است این

رمز ایمان مومنین است این

چون که «الله» بر زبان آریم

راز «توحید» برملا داریم

«عدل» ذات احد شود مفهوم،

 از درودش به چارده معصوم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 11 خرداد 1392
شنبه 25 شهریور 1396 09:14 ق.ظ
You are so cool! I don't believe I have read through something like
this before. So nice to find someone with unique thoughts on this subject matter.
Seriously.. thanks for starting this up.
This site is one thing that is required on the
web, someone with a little originality!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی