تبلیغات
نکته های آموزنده و شیرین زندگی - یا امام حسن(ع)
نکته های آموزنده و شیرین زندگی
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :علی ملائکه
نویسندگان
                   یا امام حسن(ع)

گفتند بی بدیلی و دیدیم برتری

                        از هرچه گفته اند و شنیدیم بهتری


گفتند بی بدیلی و دیدیم برتری

از هرچه گفته اند و شنیدیم بهتری

خُلق و جمال و خوی و خصالت محمّدیست

آیینه ی تمام نمای پیمبری

استاد رزم توست علی شاه لافتی

آموزگار قاسم و عباس و اکبری

چه در زمان صلح، چه هنگام جنگ و رزم

در هر دو حال، باز امامی و رهبری

کوریِ چشم طایفه ابتر و حسود

تو اولین پیاله صهبای کوثری

 

با دیدن تو چشم همه مات می شود

زهرا پس از تو مادر سادات می شود

 

ما کیستیم سائل دست کریم تو

ما کیستیم ریزه خوران قدیم تو

تو سفره دار سفره ماه ضیافتی

ما میهمان دائم خوان نعیم تو

دشنام داده‌اند و تو اکرام کرده ای

بی انتهاست رأفت قلب رحیم تو

تو سایه ی سرِ همه عالمی ولی

بی زائر است و سایه ندارد حریم تو

حتی نوادگان تو صاحب حرم شدند

جانم فدای حضرت عبدالعظیم تو

 

بر ما کرم نما که گدائیم، یا کریم

ما یاکریمِ بام شمائیم، یا کریم

 

تا آفتاب روز جمل آشکار شد

تیغ حسن برنده تر از ذوالفقار شد

سربند یا علی به سرش بست مجتبی

با ذکر فاطمه به روی زین سوار شد

فریاد زد انا بن علی فاتح حنین

فریادِ یک سپاه، فرار الفرار شد

با هیبتی تمام به اسبش نهیب زد

یک لشکر از یسار و یمین، تار و مار شد

تیغی به دست و پای شتر زد که ناگهان

فتنه گر جمل به زمین خورد و خار شد

 

فرزند آفتاب، بجز این نمیشود

شاگرد بوتراب بجز این نمیشود

 

ای آفتابِ روشنِ شبهای فاطمه

گیسو کمند خوش قد و بالای فاطمه

تو آمدی و حیدر کرار شد پدر

خنده نشست بر روی لبهای فاطمه

دُردانه ی نبی، پسر ارشد علی

عشق حسین، یوسف زیبای فاطمه

ای همره همیشگیِ مادرت، فقط

 تنها توئی، تو محرم غمهای فاطمه

با ما بگو چه کرد عدو بین کوچه ها

شیواترین جواب معمای فاطمه

 

دستی میان کوچه غرور تو را شکست

نامرد بی هوا زد و مادر زمین نشست

***********************

        یا كریم ابن الكریم

همدم یار شدن دیده ی تر می خواهد

پیر میخانه شدن اشک سحر می خواهد

عاشقی کار دل مصلحت اندیشان نیست

قدم اول این راه جگر می خواهد

بال و پرهای به دور و بر شمع ریخته گفت:

بشنود هرکه ز معشوق خبر می خواهد

هرکه عاش شده خاکستر او بر باد است

عاشق از خویش کجا رد و اثر می خواهد

هنر آن نیست نسوزی به میان آتش

پر زدن در وسط شعله هنر می خواهد

در ره عشق طلا کردن هر خاک سیاه

فقط از گوشه ی چشم تو نظر می خواهد

ظرف آلوده ی ما در خور سهبای تو نیست

این ترک خورده سبو رنگ دگر می خواهد

زدن سکه ی سلطانی عالم، تنها

یک سحر از سر کوی تو گذر می خواهد

 

تا زمانی که خدایی خدا پا بر جاست

پرچم حُسن حَسن در همه عالم بالاست

 

در کرمخانه ی حق سفره به نام حسن است

عرش تا فرش خدا رحمت عام حسن است

بی حرم شد که بدانند همه مادری است

ورنه در زاویه ی عرش مقام حسن است

بس که آقاست به دنبال گدا می گردد

ناز عشاق کشیدن ز مرام حسن است

دست ما نیست اگر سینه زن اربابیم

این مسلمانی ایران ز کلام حسن است

هرکه خونش حسنی شد ز خودی حرف شنید

غربت از روز ازل باده ی جام حسن است

حرم و نام و وجودش همه شد وقف حسین

هرحسینیه که بر پاست خیام حسن است

او چهل سال بلا دید بماند اسلام

صبر شیرازه ی اصلی قیام حسن است

 

ما گدائیم ولی شاه کریمی داریم

هرچه داریم ز تو یار قدیمی داریم

 

تاخدا با همه ی حُسن خود املایت کرد

چون جلالیت خود آیت عظمایت کرد

تا که در صورت تو عکس خودش را بکشد

همچونان روی نبی این همه زیبایت کرد

تا که قرص قمر ماه علی کامل شد

پرده برداشت ز رخسار و هویدایت کرد 

تا ثمر داد نهالی که خدا کاشته بود

باهمه جلوه تو را شاخه ی طوبایت کرد

ریخت آب و سر مشک از کف هر ساقی رفت

بسکه مستانه و مبهوت تماشایت کرد

تا که اثبات شود بر همگان ابتر کیست

پسر ارشد صدیقه ی کبرایت کرد

تاشوی بعد علی میر بنی هاشمیان

صاحب صولت و شخصیت طاهایت کرد

بسکه ذات احدی خاطر لعلت می خواست

شیر نوش از جگر حضرت زهرایت کرد

 

با توسرچشمه ی کوثر شده زهرا یاهو

کوری عایشه مادر شده زهرا یاهو

 

انقطاع تو زِ هر سوز و گدازت پیدا

فاطمی بودنت از عشوه و نازت پیدا

سر سجاده تو گوشه ای از عرش خداست

سیر عرفانی ات از حال نمازت پیدا

هرکه آمد به در خانه ی تو آقا شد

هرچه جود و کرم از سفره ی بازت پیدا

گریه دار است چرا زمزمه ی قرآنت

حزن زهرای ات از صوت حجازت پیدا

آتشی بر جگرت مانده که پنهان کردی

ولی آثارش ازین سوز و گدازت پیدا

وارث پیر مناجاتی نخلستانی

این هم از ناله شبهای درازت پیدا

محرم مادری و از سر گیسوی سپید

درد پنهانی و یک گوشه ی رازت پیدا

 

کاش مهمان تو و چشم پر آبت باشم

روضه خوان حرم وصحن خرابت باشم

 

روح تطهیر کجا وسوسه ی ناس کجا

دلبری پاک کجا خدعه ی خناس کجا

خون دلها وسط تشت به هم می گفتند

جگری تشنه کجا سوده ی الماس کجا

در چهل غمی که جگرت را سوزاند

ضرب دیوار کجا برگ گل یاس کجا

خانه ای سوخته و دست ز کار افتاده

ورم دست کجا گردش دسداس کجا

ای کفن پاره شده علقمه جایت خالی

بوسه ی تیر کجا دیده عباس کجا

داغ عباس چه آورد سر اهل حرم

غارت خیمه کجا جوری اجناس کجا

 

چون دل سوخته و جگرم می سوزد

تن و تابوت تو را تیر به هم می دوزد

 

*************************

 

             یا كریم آل الله

این خانواده آینه های خدائی اند

در انتهای جاده ی بی انتهائی اند

خیل ملک مقابلشان سجده می کنند

اینها خدا نی اند ولیکن خدائی اند

هر کس که می رسد سر اطعام می برند

فرقی نمی کند که فقیران کجائی اند

یک "السلام" و یک "و علیک السلام "سبز

اینها همان مقدمه ی آشنائی اند

صدها هزار مثل سلیمان در این حرم

مشغول لحظه های شریف گدائی اند

 

سوگند میخوریم كه پروانه زاده ایم

همسایه ی قدیمی این خانواده ایم

 

تو آسمان جودی ما یا كریم تو

پرواز میكند دل ما تا حریم تو

احساس میكنم به تو نزدیك میشوم

وقتی كه می وزد سر راهم نسیم تو

وقت كرامت است كه از راه آمده است

آن آشنای كوچه نشین قدیم تو

قرآن بی بدیل ، حروف مقطّعه

كی میرسم به فهم الف لام میم تو

سوگند میدهیم خدا را در این سحر

بر پینه های رحمت دست كریم تو

 

ما را همیشه سائل دست شما كند

ما را به زیر پای شما خاك پا كند

 

دست مرا بگیر كه عاشق ترم كنی

سلمان خانواده ی پیغمبرم كنی

من در قنوت نیمه شبت دور میزنم

شاید مرا بگیری و انگشترم كنی

آن شاخه ی گلم كه به دست تو داده اند

تا هركجا كه خواست دلت پرپرم كنی

من آمدم كه بین سحرهای اشتیاق

بال مرا بگیری و خرج حرم كنی

بال و پر شكسته به دردم نمیخورد

انگار بهتر است كه خاكسترم كنی

 

روزی آب و سفره ی نان منی حسن

ماهِ مباركِ رمضان منی حسن

 

ای در هوای پاك نگاهت سلام ها

نامت نداشت سابقه ای بین نامها

ای سبزی بهار خدا سیر میشوند

از عطر سفره های حضورت مشام ها

بیرون بیا و چشم مرا هم قدم بزن

هم سفره ی فروتن جمع غلام ها

در كوچه ات كسی به كسی جا نمیدهد

مكثی نما به شوق چنین ازحام ها

سائل شدن كنار نگاه تو واجب است

وقتی گدا به چشم تو دارد مقام ها

 

تو سفره دار شهر خدا ما گدای تو

مثل كبوتریم و اسیر هوای تو

 

آنكس كه پیش پای شما خم نمیشود

در خانه ی فرشته هم آدم نمیشود

آقای من بدون توسل به نام تو

حالی برای توبه فراهم نمیشود

دست مرا بگیر و به سمت خدا ببر

چیزی كه از بزرگیتان كم نمیشود

آرامش تو باعث طوفان كربلاست

بی صلح تو قیام مُحَرم نمیشود

هركس كه بر نجابتِ صلح و سكوت تو

مؤمن نمیشود ، به جهنّم نمیشود

 

تا كربلا رسید صدای سكوت تو

این قیل و قال ها به فدای سكوت تو

 

ای از هزار حاتم طائی كریم تر

لطف تو از تمام كریمان قدیم تر

می آوری به وجد تو پروردگار را

ای از زبان حضرت موسی كلیم تر

تو ابتدای نسل طهورای كوثری

هركس حسودتر به تو باشد عقیم تر

در این مسیر رو به خدایی ندیده ایم

از رد پای گیوه ی تو مستقیم تر

در كربلا به آینه ات سنگ میزنند

هركس شبیه تر به تو جرمش عظیم تر

 

آقا تو در كلام خلاصه نمیشوی

در حضرت و امام خلاصه نمیشوی

 

ای یاكریم خسته چه كردند با پرت

این زهر ِ پر شراره چه آورده بر سرت

از لحظه ای كه رنگ نگاهت كبود شد

رنگی دگر نرفته مناجات خواهرت

با اینكه ای غریب ، تو بودی امام شهر

اما كسی نخواند نمازی به پیكرت

تابوت را نشانه گرفتند به تیرها

آن هم كجا به پیش دو چشم برادرت

دلهای ما به یاد تو ای بی حرمترین

پر میزند به سمت بقیع مطهرت

 

تا كِی لبم به خاك بقیعت نمیرسد

بر آستان پاكِ رفیعت نمیرسد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 29 تیر 1392
جمعه 17 آذر 1396 03:04 ب.ظ
Write more, thats all I have to say. Literally, it seems as though you
relied on the video to make your point. You clearly know what youre talking about, why throw
away your intelligence on just posting videos to your
weblog when you could be giving us something informative to read?
جمعه 13 مرداد 1396 10:15 ب.ظ
You made some really good points there. I looked on the net to find out more about the issue and found most people will
go along with your views on this site.
سه شنبه 29 فروردین 1396 11:42 ق.ظ
Just desire to say your article is as astonishing. The clearness in your post is just great and i can assume you're
an expert on this subject. Fine with your permission let me to
grab your feed to keep up to date with forthcoming post.

Thanks a million and please keep up the rewarding work.
دوشنبه 21 فروردین 1396 12:09 ب.ظ
My partner and I absolutely love your blog and find many of your
post's to be just what I'm looking for. can you offer guest writers to
write content for yourself? I wouldn't mind creating a post or
elaborating on a number of the subjects you write with regards to here.
Again, awesome blog!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی