تبلیغات
نکته های آموزنده و شیرین زندگی - ها علیٌ بشرٌ کیف بشر
نکته های آموزنده و شیرین زندگی
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :علی ملائکه
نویسندگان

بس‌که خون گشت ز نامردی مردم جگرش

                                             بود زخم جگرش سخت‌تر از زخم سرش

اوست مظلوم که تا لحظۀ جان دادن بود

                                               استخوان در گلو و خار به چشمان ترش


بس‌که خون گشت ز نامردی مردم جگرش

بود زخم جگرش سخت‌تر از زخم سرش

اوست مظلوم که تا لحظۀ جان دادن بود

استخوان در گلو و خار به چشمان ترش

نخل‌ها اشک فشاندند به اشک شب او

چاه‌ها ناله کشیدند به آه سحرش

از شبی که گُل نیلوفری‌اش خفت به گِل

نه مدینه، همه جا بود سیه در نظرش

خود شهید و پدر هشت شهید است علی

عجبا یک پدر و این همه داغ پسرش

گاه، چون شمع برای بشریت شد آب

گاه، پروانه‌صفت سوخته شد بال و پرش

اوست مظلوم‌ترین رهبر و می‌باید خواند

از حسین و حسن و فاطمه مظلوم‌ترش

به خداوند قسم، سخت‌تر از زخم جبین

داغ زهراست که تا حشر بود بر جگرش

عمر بی‌فاطمه جان دادن او بود که بود

فاطمه هم سپهش هم زرهش هم سپرش

نخل «میثم» همه دم سبز که تا سبزه بود

رویـد از اشـک علـی بر همه خرمای تَرش

**********************************

من کیستم گدای تو یا مرتضی علی

احیای من ثنای تو یا مرتضی علی

عمری بود ز لطف خداوند زنده ام

در سایه ی لوای تو یا مرتضی علی

ما را خدا شبیه نجف پر بها نمود

در سینه ها ولای تو یا مرتضی علی

باید به دست آتش دوزخ حواله داد

آن دل که نیست جای تو یا مرتضی علی

تا روز حشر تشنه ی جام ولایتم

سرمستم از ولای تو یا مرتضی علی

امشب نه اهل فرش تمامی عرش حق

باشد به اقتدای تو یا مرتضی علی

از حب حیدر است که خاکم حسینی است

ممنونم از عطای تو یا مرتضی علی

عالم همه طفیلی ذات مقدّست

هستی ترابِ پای تو یا مرتضی علی

هستند اولیای اولوالعزم مفتخر

بر خدمت سرای تو یا مرتضی علی

شرط قبولی همه طاعات روز حشر

باشد فقط ولای تو یا مرتضی علی  



 

*****************************

 

در حریمت شفا نمی‌خواهم

آتشم زن دوا نمی‌خواهم

لحظه‌ی استجابت روضه

از شما جز شما نمی‌خواهم

خاك پای تو كیمیای من است

جز همین كیمیا نمی‌خواهم

تا اسیر حسین تو هستم

دلی از غم رها نمی‌خواهم

من حسینی و حیدریم ، پس

بی نجف ، كربلا نمی‌خواهم

«مست مست و قلندر استم من

خاك نعلین قنبر استم من»

ابتدا، انتها نداری تو

جز خدا آشنا نداری تو

آیه‌ی اعظم خداوندی

كی، چگونه، كجا نداری تو

همه‌ی سائلان تو شاهند

سائل بینوا نداری تو

فرش این خانه بال جبریل است

قالی نخ‌نما نداری تو

با سرت عرش شكسته ولی

روضه‌ی «بوریا» نداری تو

«شب اسیر سپیده‌ی سحرت»

عالمی مات جلوه‌ی پسرت   

آمدم تا در این شب آخر

مثل این كاسه‌های پشت در

مرحمی آورم برای سرت

گرچه این را نمی‌كنم باور

كه دوایی برای این سر نیست

كه سر تو نمی‌شود بهتر

كه امید یتیم‌ها امشب

می‌رود پیش حضرت مادر

كه در این شهر بی‌لیاقت‌ها

نیمه شب دفن می‌شود حیدر

شب، غریبی، تلاطم دریا

شب، مدینه، نجف، غم زهرا

اسم مادر رسید و غوغا شد

گره از كار بسته‌ام وا شد

اسم مادر دوباره معجزه كرد

نفس ‌آلوده‌ای مسیحا شد

باید امشب به روضه برگردم:

بی تو حیدر عجیب تنها شد

قدرِ شب‌های قدر! بعد از تو

خانه، قبری برای مولا شد

امشب آغاز بهتری دارد

شب وصل علی و زهرا شد

غم اگر رنگ مادری داردگریه هم بوی بهتری دارد



 

********************************

جاده ی وصل علی و فاطمه هموار بود

لحظه ی پرواز روح حیدر کرّار بود

رنگ خون شد دستمال زرد بر پیشانی اش

یعنی این که جوشش زخم سرش بسیار بود

گوشه ی خانه به سر قرآن گرفته زینبش

بر لبش امّن یجیب و ذکر استغفار بود

چند باری از سر شب تا سحر از حال رفت

گوییا آماده ی رفتن به سوی یار بود

بعد زهرا روز خوش هرگز ندیده مرتضی

در گلویش استخوان و بین چشمش خار بود!

یک نگاهش بر حسین و زینب و عبّاس بود

یک نگاه دیگرش هم بر در و دیوار بود

غصّه ی خانه نشینی و غم سی ساله اش

پیش چشمش می گذشت و غرق این افکار بود

ماجرای کوچه و روی کبود فاطمه

مثل یک دیوار خانه بر سرش آوار بود

آن چه که شیر خدا را بر زمین انداخته

ضربه ی تیغ عدو نه... تیزی مسمار بود

... آمد استقبال او با شاخه ی گل، همسرش

روی دستش غنچه ی شش ماهه ی خون بار بود



 

******************

 

وقت پرواز آسمان شده بود

گوئیا آخر جهان شده بود

کعبه می رفت در دل محراب

لحظه ی گریه ی اذان شده بود

کوفه لبریز از مصیبت بود

باد در کوچه نوحه خوان شده بود

شور افتاد در دل زینب

پی بابا دلش روان شده بود

در و دیوار التماسش کرد

در و دیوار مهربان شده بود

شوق دیدار حضرت زهرا

در نگاه علی عیان شده بود

خار در چشم و تیغ بین گلو

زخم، مهمان استخوان شده بود

سایه ای شوم پشت هر دیوار

در کمین علی نهان شده بود

ناگهان آسمان ترک برداشت

فرق خورشید خون فشان شده بود

در نجف سینه بیقرار از عشق

گفت "لا یمکن الفرار" از عشق


*************************
 

     

از لطف و دستگیری تو حرف می زنم

از شیوهٔ‌ امیری تو حرف می زنم

از وصله وصله های ردای خلافتت

مولا ز بی نظیری تو حرف می زنم

از سفره های نیمه شبت در خرابه ها

از کهکشان شیری تو حرف می زنم

بر شانهٔ‌ تو جای یتیمان کوفه بود

از اوج سر به زیری تو حرف می زنم

از چاه اشک و آه فراق و حکایتِ

شب های گوشه گیری تو حرف می زنم

از بیست سال خانه نشینی و بی کسی

از غربت غدیری تو حرف می زنم

دیگر نفس به سینهٔ‌ من حبس می شود

وقتی که از اسیری تو حرف می زنم

داغ تو بیشتر به دلم چنگ می زند

هر چه که از دلیری تو حرف می زنم

از کوچه ها و روضهٔ‌ یار جوان تو

از ماجرای پیری تو حرف می زنم

دستان حیدریِ تو را صبر بسته بود

آن روز اگر که پهلوی مادر شکسته بود   

 ***********************

بابا اتاق پر شده از بوی مادرم

وقتش رسیده پر بکشی سوی مادرم

دیگر خجل نباش تو از روی مادرم

فرقت شده شبیه به پهلوی مادرم

از پشت در دوباره تو را می زند صدا

تا که به دست تو بدهد محسن تو را

سی سال در نبودن مادر شکسته ای

پهلو به پهلویش پس آن در شکسته ای

در کوفه های درد مکرر شکسته ای

از مردم و نبودن باور شکسته ای

گر چه شکسته ای و دلت هم شکسته تر

این دل شکسته را هم از این کوفه ها ببر

یادت که هست مادر ما قد خمیده بود

یادت که هست گیسوی مادر سپیده بود

یادت که هست محسن خود را ندیده بود

یادت که هست غنچۀ خود را نچیده بود

آن روزها که قد تو آنجا خمیده شد

موی منم شبیه تو بابا سپیده شد

مادر رسیده عطر پیمبر بیاورد

تو تشنه ای برای تو کوثر بیاورد

مرهم برای این دل پرپر بیاورد

تا خار را زدیده تو در بیاورد

حرفی بزن که مونس تو مادر آمده

حالا که استخوان ز گلویت در آمده

بابا بگو به مادرم از غصه های من

از کوفه های بعد تو و ماجرای من

از بی حسین گشتن من از عزای من

از کوفه گردی من و از کربلای من

بابا بگو که زینب خود را دعا کند

بعد از حسین زود مرا هم صدا کند

مادر رسید و زخم سرت را نگاه کرد

گریه برای گودی یک قتلگاه کرد

پس رو به روسیاهی خیل سپاه کرد

نفرین به رقص خنجر مردی سیاه کرد

وشمر جالس ... نفس مادرم گرفت

سر که به نیزه رفت دل معجرم گرفت

*****************

 

تا که از تیغ شرر بار علی را کشتند

هاتفی زد به فلک جار علی را کشتند

لرزه بر پیکر ارکان هدایت افتاد

ناله زد گنبد دوار علی را کشتند

گاه با طعنه گهی زخم زبان گه دشنام

به یکی روز دو صد بار علی را کشتند

بعد زهرا دل او خانه درد و غم بود

با غم و غصه بسیار علی را کشتند

مسجد کوفه نشد قتلگه شیر خدا

که میان در و دیوار علی را کشتند

در همان روز که در کوچه زدند زهرا را

به خدا حیدر کرار علی را کشتند

ابن ملجم نبود قاتل حیدر، به خدا

قنفذ و ثانی خون خوار علی را کشتند

با غلافی که سیه بازوی زهرا کردند

با همان ضربه مسمار علی را کشتند



   **********************    

 

شد روی حیدر لاله گون آه و واویلا

               مسحد سده دریای خون آه واویلا

امشب چه سینه‌سوز است              بانگ اذان حیدر

خیزد صدای تکبیر                         از عمق جان حیدر

از لحظه‌های افطار                      در شوق وصل دلدار
بر چهره می‌درخشید                       اشک روان حیدر

              حق امیرالمؤمنین را ادا کردند
           فرق امیرالمؤمنین را دو تا کردند

مولا گشوده آغوش                           بهر وصال جانان
قاتل به مسجد آید                               بر قصد حیدر

زهرا کنار محراب                                   با ذکرِ واعلیّا
یا فاطمه است امشب                         ورد زبان حیدر

                 نقش زمین شد در نماز فاتح خیبر
                   ریزد به روی زخم او اشک پیغمبر

زخم سرعلی را                              دیدند اهل مسجد
دردا که نیست پیدا                             زخم نهان حیدر

ای نخل‌ها بگریید                                 ای چاه‌ها بنالید
دیگر علی ندارید                                ای دوستان حیدر

             عالم کند بعد از علی مرگ خود احساس
                    آتش به دل‌ها می‌زند گریۀ عباس

حق علی ادا شد                             فرق علی دو تا شد
سرهایتان سلامت                                 ای خاندان حیدر

ای دوستان بیایید                              با من به شهر کوفه
تا سر نهیم امشب                                    بر آستان حیدر

                 امشب یتیمان تا سحر روضه می‌خوانند
                      محراب و منبر بر علی هر دو گریانند

ریزید ای یتیمان                              در    سفره‌های خالی
خون جگر به جای                                   خرما و نان حیدر


«میثم» دگر امیدی                            در ماندن علی نیست
از دست رفته دیگر                                   تاب و توان حیدر

******************************

وای من و وای من و وای من
شسته شد از خون رخ مولای من
کوفه شده کربلا
قد قتل المرتضی

مسجد کوفه کشد از دل خروش
نمی رسد نالة مولا به گوش
گشته چراغ عمر مولا خموش
کوفه شده کربلا
قد قتل المرتضی

مسجد کوفه شده بیت الحزن
خون چکد از چشم حسین و حسن
کرده فلک جامة نیلی به تن
کوفه شده کربلا
قد قتل المرتضی

روح دعا کشته شده در نماز
شیر خدا کشته شده در نماز
شمع هدا کشته شده در نماز
کوفه شده کربلا
قد قتل المرتضی

غم شده شمع همه کاشانه ها
بزم و عزا آمده ویرانه ها
سوخته جان چون پر پروانه ها
کوفه شده کربلا
قد قتل المرتضی

خرابه ها گشته پر از زمزمه
اشک فشانند یتیمان همه
چشم به راه شوهر فاطمه سلام الله علیها
کوفه شده کربلا
قد قتل المرتضی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 5 مرداد 1392
جمعه 17 آذر 1396 03:02 ب.ظ
Wow, awesome blog layout! How long have you been blogging for?
you made blogging look easy. The overall look of your website is great,
let alone the content!
شنبه 14 مرداد 1396 10:41 ق.ظ
Fantastic beat ! I wish to apprentice while
you amend your website, how could i subscribe for a blog website?
The account aided me a acceptable deal. I had been tiny bit acquainted
of this your broadcast offered bright clear concept
سه شنبه 22 فروردین 1396 03:31 ب.ظ
Wow that was unusual. I just wrote an really long comment
but after I clicked submit my comment didn't appear.
Grrrr... well I'm not writing all that over again. Regardless,
just wanted to say fantastic blog!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی