تبلیغات
نکته های آموزنده و شیرین زندگی - كاش گَردَم فدای معصومه
نکته های آموزنده و شیرین زندگی
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :علی ملائکه
نویسندگان

دختر نجمه ، ای ملیكه ی نور

                                                       بانویِ ماه ، خواهر خورشید


زینبِ امام رضا(ع)

لحظه ها لحظه های رویایی

چشمها چشمه های دریایی

ابرهای بهار میبارد

قلب های پُر خروش و شیدایی

آسمان محو تابش خورشید

چه طلوعی چه صبح زیبایی

دفتر باد لابه لای چمن

گرم نقاشی و گُل آرایی

و تو ای قبله ی دلِ مریم

روی دستِ مسیح می آیی


منّت خویش بر سرم بگذار

روی چشمم بیا قدم بگذار


از دلِ خانواده ی یاسین

آمدی ای كریمه ترین

جای تو آسمان و عرش خداست

لطف كردی آمدی به زمین

پیش ِ پایت عجب شلوغ شده

سائلان صف كشیده اند ببین

همه ی باغها برای شما

هرچه خواهی بیا و میوه بچین

من دعا میكنم تورا به خدا

دست بالا ببر بگو آمین

 

كاش گَردَم فدای معصومه

جان دهم زیر پای معصومه

 

مِهر رویِ تو محور خورشید

نام تو نقش دفتر خورشید

در افق های روشن فردا

سایه ی توست بر سر خورشید

دختر نجمه ، ای ملیكه ی نور

بانویِ ماه ، خواهر خورشید

هركه خواهد ببیندت گیرد

آینه در برابر خورشید

قبر تو قبر مادر سادات

كعبه ی دیده ی تر ِ خورشید

 

عقل ها مانده اند حیرانت

پدرت گفته جان به قربانت

 

هرچه داریم از خدا داریم

نعمتِ عشق از شما داریم

تا تو هستی شفیعه ی محشر

غم نداریم چون تورا داریم

در تمام جهان بگردی نیست

مثل این كشوری كه ما داریم

ما به لطف صفای مقدمتان

دو حرم مثل كربلا داریم

این طرف قم كه خاكِ تربت توست

آن طرف مشهدالرضا داریم

 

تو و آقا كه جانِ ایرانید

از ازل صاحبانِ ایرانید

 

دل به دریا زدی خطر كردی

مثل زینب تو هم سفر كردی

در بلندای عاشقی بانو

از سر ِقله ها گذر كردی

هر بلایی كه بر سرت آمد

باز هم سینه را سپر كردی

همرهانِ تورا همه كشتند

روز و شب به غُصه سر كردی

از غم ِ دوری برادرها

رختِ داغ و عزا به بر كردی

 

لاله از باغ بی كسی چیدی

كِی ولی روی نیزه گل دیدی

 

گرچه قلبت هزار بار شكست

كِی دگر بر سر تو سنگ نشست

كِی به نامحرمان اسیر شدی

كِی به دست تو خصم سلسله بست

كِی سر ِ دلبر ِ تورا بردند

در بر ِ یك شراب خوار ه ی مست

دشمنت حمله كرد اما تو

معجر و چادرت نرفت ز دست

با همه غربتت بگو آیا

خارجی زاده ات كسی خواندست؟

 

گرچه بر شانه بار غم بُردی

سیلی و تازیانه كِی خوردی؟               علی صالحی

********************************

        یا حضرت معصومه (س)

سائل لطف نوشتند بنی آدم را

سر ِ این سفره نشاندند همه عالم را

صبح فردا عجبی نیست اگر بنشانند

یك طرف آسیه و یك طرفت مریم را

حس ِ معراج نشینیِ من این است فقط

گوشه ای از حرمت پهن كنم بالم را

در ضریحت شرف آدمیت ریخته اند

پس محال است كه آدم نكند آدم را

 همه بالفعل مسیح اند اگر پخش كنند

نفس ِ دختر موسایِ مسیحا دم را

مثل یك عرش برای تو حرم ساخته اند

كاش میشد حرم حضرت زهرا هم را

 

با گدایی حرم فخر به دنیا داریم

هرچه داریم از این دختر موسی داریم

 

قصد كردی بكِشی و بكِشانی همه را

تا به معراج ِ بلندت برسانی همه را

ریشه های دلِ ما رشته ای از چادر توست

چادرت را بتكان تا بتكانی همه را

به خدا ذره ای از خانمی ات كم نشود

چه برانی همه را و چه بخوانی همه را

تربت پای تو بودن چه به ما می آید

پس چه بهتر سر راهت بنشانی همه را

یك دو قربانی ما نیست برازنده ی تو

وقت آن است بیایی بستانی همه را

 

بشكند گر سر عشاق فدای سر تو

همه ی ما به فدای نخی از معجر تو


ما گداییم همه وقت نظر داشتنت

خاك پاییم همه وقت گذر داشتنت

آمدی مردم ایران به نوایی برسند

ورنه جز اینكه بهانه ست سفر داشتنت

علم شد تربت سجاده ی بیت النّورت

حوزه ی علمیه شد لطف سحر داشتنت

یك نفس در جگرت سوخت و شد روح الله

بركت داشت چقدر ، آهِ جگر داشتنت

فتنه ای آمد و چون فاطمه جمعش كردی

ای به قربان تو و سینه سپر داشتنت


در طریقت نفس از پا كه بیفتد خوب است

سیر معراج به اینجا كه بیفتد خوب است

 

گاه بابا سخنش را به تو تنها میگفت

چون نبی گرچه علی داشت به زهرا میگفت

جایگاه تو چنان در نظرش بالا بود

جای آن داشت به تو اُمِّ ابیها میگفت

دست خطِ تو كه میدید فقط می بوسید

تا كه یادِ تو می افتاد "فداها" میگفت

خبر از عصمت بی چون و چرایت میداد

هر امامی كه مقامات شما را میگفت

عمه ی كرب و بلا در تو تجلی كرده

باید این آینه را زینب كبری میگفت

 

بر روی چشم همه جای شما محفوظ است

احترام تو در این شهر خدا محفوظ است


مطمئن باش در این شهر پریشان نشوی

بی برادر نشوی پاره گریبان نشوی

مطمئن باش كسی سنگ نمی اندازد

از عبورت ز سر كوچه پشیمان نشوی

محملت بر روی چشم همگان جا دارد

به خدا مورد آزار مغیلان نشوی

آن قدر پوشیه و حله سرت میریزند

زیر یك معجر پاره شده پنهان نشوی

زیور آلات تورا مردم اینجا نبرند

وسط خیمه ی آتش زده حیران نشوی


محملت شعله ور از واژه ی غارت نشود

حَرمت بسته به زنجیر اسارت نشود

(علی اكبر لطیفیان)

**********************************************

 

 

بانو سلام، دختر موسای طورها

هر جا قدم زدی شده کوهی ز نورها

من عاشقِ قدیمیِ این خانواده ام

 راهی شدم به محضرت از راه دورها

پیش شما هوای بهشت از سرم پرید

 این جا پر است بهجت و شور و سرورها

آن قدر هیبت و عظمت دارد این حریم

 جایی نمانده است برای غرورها

وقتی که آشیانه ی آل علی قم است

 فرش حریم آن شده گیسوی حورها

من چشم بسته ام به عطای کریم ها

راضی نیم به تکه نان مثل مورها

در قم همه ز بودن تو فیض می برند

 تنها نه زنده ها، که گرفتار گورها

هم چون عقیله عالمه ی بی معلمی

 طعنه زده کلام شما بر زبورها

گفتم عقیله و دل من رفت کربلا

 آخر به سمت قتلگه افتد عبورها

در پیش صبر زینب ما صبر هم شکست

 حرفی نمانده بود برای صبورها

شکر خدا برادر تو نیزه ای نخورد

 شکر خدا نرفته سرش در تنورها

بر روی پیکرش همه گل هدیه کرده اند

 جسمش نماند زیر هجوم ستورها

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،


ای غبار آستانت، آبروی اهل قم

داده زینت خاک زوارت بـه روی اهل قم

وصف تو محفل به محفل، گفتگوی اهل قم

روز و شب چشم عنایاتت به سوی اهل قم

آفتاب و ماه، تا در چـرخِ گیتی‌ پرور است

سایه ی‌ گلدسته‌هایت بر سرِ این‌کشور است

*****

دخت موسایی و صد موسی مقیمِ طور توست

وسعت ملک خــدا، غـرق شعـاع نور توست

عصمت و تقوی و پاکی و شرف، منشور توست

قم اگر گردیده مشهور جهان، مشهور توست

نه فقط «موسی‌بن‌جعفر» را سرورِ سینه‌ای

چـارده معصـوم را سـر تـا قدم آیینه‌ ای

*****

نخل موسـای ولایت، بـر نـدارد مثل تو

بعـد زینب فاطمـه، کوثـر ندارد مثل تو

هفتمین بحر شرف، گوهر ندارد مثل تو

حجت هشتم، رضا، خواهر ندارد مثل تو

چارده خورشیدِ خورشید آفرین را کوکبی

بر سـر دست پدر، هم فاطمه، هم زینبی

*****

ای به جان و پیکر پاکت، سلام فاطمه

بضعـه ی پیغمبـر اکـرم، تمــام فاطمه

از دهـانت ریختــه دُرِّ کـلامِ فاطمه

بر تو چون زهرا برازنده است، نامِ فاطمه

گفتگویت یاد از «امّ ابیهـا» می‌کند

تا رضا روی تو بیند، یاد زهرا می‌کند

*****

خاک قم بالد که دارد نقشِ جای پای تو

وحیِ مُنزَل جوشد از گفتارِ روح افزای تو

می‌بـرد دل از امـامـان هُـدا، سیمای تو

تـا صـف محشـر ســلام‌ ا... بـر آبای تو

گـر جهان بـار دگـر «موسی‌ بن‌ جعفر» آورد

می‌توان چون حضرت معصومه، دختر آورد

*****

روی تو روی بهشت و خوی تو خوی بهشت

نی عجب کز سینه‌ ات بوی پـدر، بوی بهشت

قم شـده بـا مقـدم نـورانیَت، کوی بهشت

محو شد از ذهن اهل قم، هیاهوی بهشت

تا به سـوی قم تو را طیّ سفر، آغاز شد

یک در جنّت به خلق، از جانب قم، باز شد

*****

شعلـه ی داغ پـدر بـر سینـه می‌ زد آذرت

بود از هجر رضا سـوز دل و چشم ترت

حیف در سنّ جوانـی مثل زهرا مادرت

بعد هفده روز پر زد مرغ روح از پیکرت

کس نداند آتش داغت به اهل قم چه کرد

با دل زار رضـا آن حجت هشتم، چه کرد

*****

اهل قم کز مکتبت علم حـدیث آموختند

پای تا سر در عزایت چون شرار افروختند

دیده بر تابوت تو از چار جانب دوختند

روز تشییعت به یاد دفن زهرا سوختند

پیکر پـاک تـو را روز از زمیـن برداشتند

جسم زهرا را دل شب در لحد بگذاشتند

*****

تربت پـاک تـو را مـادر زیـارت می‌ کند

هم رسول ‌ا...، هم حیدر زیـارت می‌ کند

هم رضا، هم موسی‌ جعفر زیارت می ‌کند

هر امـام و هـر پیـام‌ آور زیـارت می ‌کند

بارگاه قدس تو، برتـر ز عرش کبریاست

تا خدا دارد خدایی کعبه ی دل ‌های ماست

*****

ای مـزارت کعبـه ی دل، تربتت، بیـت‌ الحرام

تا تو را، یا فاطمه!، در شهـر قم باشد مقام

از خراسان می‌دهد هر صبح، خورشیدت سلام

گویـی از قبـر رضـا، بـر اهـل قم آید پیام:

هر که چون «میثم» به خاک این حرم صورت نهشت

روز محشـر می‌شـود واجـب برای او بهشت


×××××××××××××××××××××××××××××××××


 

با صد امید دربه دَرِ خانه ات شدم 

محتاج یک نگاه کریمانه ات شدم

روز ازل، نگاه شما شد نصیبِ ما

 از این سبب کبوتر آستانه أت شدم

نانی که می خورم همه از برکت شماست

 مدیون لطف آب و همان دانه أت شدم

عشق رضا، چو ارثیه ای، از شما رسید

 مدیونِ ارثِ کامل و جاودانه ات شدم

شمع محبتی که به ما نور می دهی

 از لطف یک نگاه تو، پروانه أت شدم

هستی شفیعه ی همه در موسم جزا

دست مرا بگیر، تو ای خواهر رضا

وقتی میان صحن شما می زنم قدم

 انگار در بهشت خدا می زنم قدم

آری بَدَم ، ولی به هوای تو آمدم

 با ذکر تو، به صحن و سَرا می زنم قدم

در باز کن ، رسیده گدا تا کرم کنی

کنج حرم به شوق عطا می زنم قدم

فرقی که نیست بین حریم تو و رضا

 پیش تو در کنار رضا می زنم قدم

شب های جمعه در حرم با صفای تو

 انگار بین کرببلا می زنم قدم

بانو میان لطف و عطای شما گُمیم

شکر خدا که زائر معصومه در قُمیم  

باز آمدم زیارتِ بالا سَرِ شما

 با دست خالی آمده ام بر دَر شما

این روزها که غرق عزای تو عالَمی است

 شد روضه خوان ماتم تو، نوکر شما

امّا اگر که جان شما روی لب رسید

 دستی نداشت نیّت آن معجر شما

از روی بام که سنگی به تو نخورد

 یا خیزران نخورد، لبِ سرور شما

گیرم که زهر تاب و توانِ تو را گرفت

 امّا نشد کبود، که بال و پَرِ شما

تا آمدی نثــارِ شما شد ســلام ها

کِی؟ سنگ برتو زد کسی از پشت بام ها

قم از نگاه لطف تو بانو بها گرفت

 با مهر تو وجود مراهم خدا گرفت

شب های جمعه در حرَمَت غلغله به پاست

 آری دوباره از تو کسی کربلا گرفت





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 12 شهریور 1392
جمعه 17 آذر 1396 02:46 ب.ظ
Write more, thats all I have to say. Literally, it seems as though you relied on the video to make your
point. You clearly know what youre talking about, why waste your intelligence on just posting videos to your blog when you could
be giving us something informative to read?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 03:16 ب.ظ
Hi, Neat post. There is a problem with your site in web explorer, might check this?
IE still is the marketplace chief and a large portion of other folks will leave out your wonderful writing because of this problem.
دوشنبه 16 مرداد 1396 02:04 ب.ظ
These are actually enormous ideas in about blogging.
You have touched some nice things here. Any way keep up wrinting.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 04:57 ق.ظ
Do you have a spam problem on this website; I also am a blogger, and I
was wondering your situation; many of us have created some nice procedures and we are looking to exchange methods with others,
be sure to shoot me an e-mail if interested.
سه شنبه 22 فروردین 1396 10:01 ب.ظ
Saved as a favorite, I like your website!
سه شنبه 22 فروردین 1396 04:14 ب.ظ
It's very effortless to find out any topic on net as compared to books,
as I found this paragraph at this web page.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی