تبلیغات
نکته های آموزنده و شیرین زندگی - شعر آقا چوادالائمه علیه السلام
نکته های آموزنده و شیرین زندگی
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :علی ملائکه
نویسندگان

ای دل بسوز از غم آن کس که همسرش

کف می زد و به سوختن او نظر نداشت


 

آن شمع شعله ور که به غیر از شرر نداشت

آتش گرفته بود و به جز چشمِ تر نداشت

از ناله اش شراره به هفت آسمان فتاد

اما به قلب سنگی قاتل اثر نداشت

ای دل بسوز از غم آن کس که همسرش

کف می زد و به سوختن او نظر نداشت

غربت گرفته بود دلش را زِ هر طرف

گوئی که شامِ درد و غم او سحر نداشت

تا داشت او نفس ز جگر گفت العطش

مرهم برای سوزش زخم جگر نداشت

شد پاره پاره آن دل از زهر شعله ور

غیر از خدای کس ز دل او خبر نداشت

هم چون حسین سر به سر خاک غم گذاشت

خاکم به سر که سر ز سر خاک بر نداشت

او از نفس فتاد و درِ حجره باز شد

دیدند شاهدان که دگر بال و پر نداشت

خون گریه کن "وفایی" از این غم، که آن امام

حتی امان ز همسر بیدادگر نداشت

؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛

ای گدای درگه احسان تو جود و کرم

زآسمان بذل تو باریده اختر چون درم

اصل دین خیرالوری کهف التقی بدرالدجی

جان حق نور الهدی ابن الرّضا خیرالامم

هم سما مرهون لطف بی زوالت هم زمین

هم عرب مدیون جود بی مثالت هم عجم

هم جوادبن جوادبن جوادی وقت جود

هم کریم بن کریم بن کریمی در کرم

نکته ای پرسید مأمون در جوابش رازها

گفتی از ابرو و هوا و ماهی و امواج و یم

پور، اکثم پیش لطفت از خجالت گشت لال

خواست خود را افکند از شرم در چاه عدم

در سنین کودکی از سوی حق بودی امام

همچنان عیسی که در گهواره زد از وحی، دم

دم به دم باید زاشک شوق خود گیرم وضو

تا زخون دل زنم بیتی در اوصافت رقم

ای چراغ و چشم ده معصوم ای نور نهم

زادۀ هشتم امام و هفت گردونت خدم

گر چه سر تا پای جرمم، تا مرا یاری چه باک

گر چه پا تا سر گناهم، تا تو را دارم چه غم

کیست مثل تو که در طفلی زسرداران علم

علم او گیرد فزونی نام او گردد عَلَم

با هزاران حلَ مشکل در سنین کودکی

ریختی یکباره وضع قصر مأمون را به هم

مور اگر حکم از تو گیرد سلیمان وجود

تاج بستاند زمأمون، سلطنت از معتصم

مهر و مه دوآیتند از مصحف رخسار تو

زان، خدا بر این دو آیت خورده در قرآن قسم

سرزمین مکه را بر کاظمینت التجا

چار ارکان حرم را چار دیوارت حرم

آن که در راه تو از جان و تن خود نگذرد

هم به جان کرده جفا و هم به تن کرده ستم

جود تو جود خدا و لطف تو لطف خدا

یا جواد الاولیا ای مظهر الله اتم

هر که هستم هر چه هستم هستیم مهر شماست

با همین روی سیاه و دست خالی پشت خم

ای همه خورشید عالم تاب بر ما هم بتاب

وارهان از تیرگی ونور کن سر تا قدم

مهر رخسار تو نور محض و چشم ما ضعیف

جود و احسان تو بیش از بحر و ظرف ماست کم

هم به تو محتاج از صبح ازل فضل و کمال

هم زتو پاینده تا شام ابد علم و حکم

هر که شد ظرف وجودش خالی از مهر شما

پر شود از آتش خشم خداوندش شکم

نار با تو می شود رشک گلستان خلیل

خلد بی تو خانۀ درد و غم و رنج و الم

با وجود آن که از اعمال، دستم خالی است

از ازل دانسته ام مهر شما را مغتنم

دین من عشق شما، آئین من مهر شماست

گو که سازد دشمن کافر به کفرم متّهم

با تولاّی توام دیگر به این و آن چه کار

آن که را باشد صمد کاری نباشد با صنم

می فروشم تا صف محشر به آب خضر ناز

گر رسد بر کام جانم از یم جود تو نم

جود تو بر جود و احسان و کرم داد آبرو

مهر تو وحدت دهد بر گرگ و چوپان و غنم

نقش پای زائرت در دیدۀ (میثم) بود

بهتر از ملک عجم تابنده تر از جام جم

))))))))))))))))))((((((((((((((((((((((((((((((((())))))))))))))))))))))))))))))))((((((((((((((((

جواد‌الائمه

من مریدم مراد می‌خواهم
وصل خیرالعباد می‌خواهم
کمم اما زیاد می‌خواهم
از امام جواد می‌خواهم

یا جوادالائمه ادرکنی

خاک ابن‌الرضاست در گِل من
مهر او روز حشر، حاصل من
همه جا اوست شمع محفل من
نقش بسته به مصحف دل من

یا جوادالائمه ادرکنی

روسیاهم سفید شد مویم
گرد عصیان نشسته بر رویم
هر چه هستم گدای این کویم
با تمام وجود می‌گویم

یا جوادالائمه ادرکنی

گر چه یا سیدی گنهکارم
تو مرا یار و من تو را عارم
تو سراپا گلی و من خارم
به همه گفته‌ام تو را دارم

یا جوادالائمه ادرکنی

ای ولایت تمام ایمانم
کاظمین تو قبلۀ جانم
من همه دردم و تو درمانم
کی گذاری ز درد درمانم

یا جوادالائمه ادرکنی

تو جوادی و من گدای توام
مور افتاده زیر پای توام
بی نوائی به نی نوای توام
همه جا بر در سرای توام

یا جوادالائمه ادرکنی

تو که بر ثامن‌الحُجج پسری
نورچشمی و پارۀ جگری
سیدی! از پدر غریب‌تری
خواهم از آتش غمت شرری

یا جوادالائمه ادرکنی

یار زد همچو مار بر جانت
کشت اما غریب و عطشانت
داد پاسخ به لطف و احسانت
پدر و مادرم به قربانت

یا جوادالائمه ادرکنی

مادرت پشت آن درِ بسته
دیده گریان و سینه بشکسته
سوخت از نالۀ تو پیوسته
ای ز بیداد یار دلخسته

یا جوادالائمه ادرکنی

با همه لطف و مهربانی تو
قاتلت گشت یار جانی تو
رحم ننْمود بر جوانی تو
ای فدای غم نهانی تو

یا جوادالائمه ادرکنی

ای به دامان مهر تو دستم
من که از کوثر شما مستم
بدم و خویش بر شما بستم
هر که‌ام «میثم» شما هستم

یا جوادالائمه ادرکنی

ووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

آنکه عمری داغ زهرا شعله زد بر پیکرش
ریخت از روز ازل باران ماتم بر سرش
نخل امید رضا بود و به باغ احمدی
دست ظلمی زد شراره بر همه برگ و برش
از غریبی بی کس و تنها به خود پیچید و باز
شد غبار حجره ی در بسته او بسترش
او چو شمعی آب می گردید از کینه ولی
هلهله می کرد از شادی در آنجا همسرش
همسر او گر برون حجره می خندد ولی
در درون حجره می گرید به حال مادرش
بشکند دست تو گلچین این گل زهرا بود
با چه جرأت دست افکندی و کردی پرپرش
این جگر از داغ  یک سیلی تمام عمر سوخت
آخر ای زهر جفا کردی چرا سوزان ترش
در دو عالم سربلند است و سر افرازی کند
هر که می گردد«وفائی» از وفا خاک درش

-----------------------------------------------------
 

ای کرامت سائل صحن و سرایت یا جواد

ای سلامت جود بر جود و عطایت یا جواد

ای که بارد جود از دست گدایت یا جواد

ای صفای دل حریم با صفایت یا جواد

ای دوای دردمندان خاک پایت یا جواد

دوست و دشمن کند مدح و ثنایت یا جواد

ای کرم داران، درم داران، گدای کوی تو

حسن کلّ انبیا در طلعت دلجوی تو

خوی احمد، خوی حیدر، خوی زهرا، خوی تو

نخل طوبی سایه ای قامت دلجوی تو

چشم خلقت، دست خلقت، روی خلقت، سوی تو

کعبه ی جان همه دار الولایت یا جواد

اهل دانش مخزن علم خدایت خوانده اند

اهل بینش وجه ذات کبریایت خوانده اند

اهل دل اهل ولا روح دعایت خوانده اند

اهل جود اهل کرم بحر عطایت خوانده اند

دوست داران رضا ابن الرّضایت خوانده اند

سیّدی ابن الرّضا جانم فدایت یا جواد

ای غبار کاظمینت آبرو را آبرو

ای محمّد (ص) هم به نام و هم به خلق و هم به خو

ای نهاده مهر گردون بر در صحن تو رو

من به خلوتخانه ی دل با تو دارم گفتگو

در کناری مرغ روحم پر زند از چار سو

تا که گردد طایر صحن و سرایت یا جواد

(((((((((((((()))))))))))))))))))))***************(((((((((((((((((((()))))))))))))))

ای که هنگام کـرم مظهـر الطاف خدایی 
باب حاجات و یم جود، جواد ابن رضایی 
غیر تـو کس گـره از کار خـلایق نگشاید 
که تو از عقده گشایان جهان، عقده‌گشایی 
ز چه کس جود بخواهم؟ تو کریمی تو جوادی 
بـه کجـا درد بیـارم؟ تـو طبیبـی تو دوایی 
ز که حاجت طلبم غیر تـو ای بـاب حوائج 
بـه کـه امیـد ببنـدم تـو امیـد دل مـایی 
تو که همچون پدر خویش کریمی و رئوفی 
شـود آیـا کـه دم مـرگ بـه بالین من آیی 
ای همـه آینــۀ آیــۀ تطهیــر، خــدا را 
چـه شـود گـر دل آلـودۀ مـا را بربایـی؟ 
آمـدم دست توسـل به حریمت بگشایم 
چه دعایی به حضور تو بخوانم؟ تو دعایی

نیست امکان گذشتن ز گذرگـاه صراطم 
تو مگـر اینکـه گذرنامه‌ام امضـا بنمایی 
تـو مگـر از مـن افتـاده ز پـا دست بگیری 
تــو مگـر زنـگ ز آیینــۀ قلبــم بزدایــی 
ما همانا ز تو دوریم و تو نزدیک‌تر از جـان 
عجبــا در دل مایــی و ندانیــم کجــایی 
بس‌که دنبال گدا دست عطای تـو دراز است 
مشتبه گشته به قومی که تو محتاج گدایی 
تو که بر چشم همـه پای نهی در دم مردن 
خود در آن حجـرۀ دربسته دمِ مرگ، چرایی؟ 
اشـک بـر غـربت و مظلومی تو از چه نریزم؟ 
کـه غریـب استـی و فرزنـد غـریب‌الغربایی 
گر ببرند ز هم روز و شب اعضای تو «میثم» 
بـه کـه یک لحظه فتد بین تو و یار، جدایی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 11 مهر 1392
جمعه 17 آذر 1396 02:50 ب.ظ
Have you ever considered publishing an e-book or guest authoring
on other sites? I have a blog based upon on the same subjects
you discuss and would really like to have you share some stories/information.
I know my visitors would appreciate your work.

If you're even remotely interested, feel free to send me an email.
پنجشنبه 16 شهریور 1396 07:42 ق.ظ
I have to thank you for the efforts you've put in writing this site.
I really hope to check out the same high-grade content
from you later on as well. In truth, your creative writing
abilities has encouraged me to get my own site now ;)
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 05:42 ق.ظ
Excellent site. Lots of helpful info here. I'm sending it to several pals ans also sharing in delicious.

And obviously, thank you for your effort!
شنبه 23 اردیبهشت 1396 08:35 ق.ظ
Thanks on your marvelous posting! I quite enjoyed reading it, you
will be a great author.I will ensure that I bookmark your blog
and will come back in the foreseeable future. I want to encourage you to definitely continue your great work,
have a nice morning!
چهارشنبه 30 فروردین 1396 08:09 ق.ظ
I'm very happy to discover this website. I want to to thank you
for ones time for this wonderful read!! I definitely savored every little bit of
it and I have you bookmarked to check out new stuff in your site.
سه شنبه 22 فروردین 1396 07:03 ق.ظ
Wonderful article! This is the kind of info that are meant
to be shared around the web. Shame on Google for no longer positioning this put up higher!

Come on over and seek advice from my site . Thank you =)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی