تبلیغات
نکته های آموزنده و شیرین زندگی - شعر شهادت حضرت باقرعلیه السلام
نکته های آموزنده و شیرین زندگی
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :علی ملائکه
نویسندگان

من دیده ام با دیدۀ خونین منا را

                                           در قتلگاهِ عشق معنای بقارا


ای به سینه ات پنهان گنج های قرآنی

علم را شکافنده با کلام نورانی

مظهر جمال حق در لباس انسانی

صد چو بو علی پیشت کودک دبستانی

هم سپهر را محور هم وجود را بانی

کنیه ات ابا جعفر خود محمّد ثانی

آسمان دانش را آفتاب تابنده

مشعل حقایق را منطقت

خصم را پذیرفته با لب پر از خنده

دوست خرّم و خندان دشمن از تو شرمنده

خلق را خداوندی ای خدای را بنده

نیست بنده ای چون تو با جلال ربّانی

ای هزار کوه طور غرق در یم نورت

صد چو موسی عمران نقش وادی طورت

هم ملک به فرمانت هم فلک به دستورت

خازن است مسکینت مالک است مأمورت

ای دعای عاشورا از کلام پر شورت

داده نور بر دل ها زین دعای نورانی

قدسیان به قصد قرب می برند نامت را

عرشیان به شوق و شور سر کشند جامت را

خسروان غلامانند سیّدی غلامت را

وصف کرده در قرآن کبریا مقامت را

جابر از سوی احمد آورد سلامت را

چشم او شده روشن از عنایتت آنی

تو سپهر انورای تو یم تجلاّیی

برد و فاطمه فرزند با جمال یکتایی

روح پاک سه روحی دُرّ چار دریایی

پنجمین ولی الله باب هفت مولایی

بلکه شش جهت را نیز ماه عالم آرایی

هشت خلد را صاحب نُه سپهر را بانی

ای مدینه ی دلها تا ابد بقیع تو

ابر کلّ رحمت ها بخشش سریع تو

چرخ پیر با عمرش کودک رضیع تو

آسمان مطیعش باد هر که شد مطیع تو

عرش کبریا ز آغاز خانۀ رفیع تو

بلکه عرشیان را بر خاک تو است پیشانی

ذکر من سلام من کیست حضرت باقر

حجّ من قیام من کیست حضرت باقر

اسوۀ تمام من کیست حضرت باقر

زمزم و مقام من کیست حضرت باقر

پنجمین امام من کیست حضرت باقر

می کند ز آیینم مهر او نگهبانی

ای به بندگی یکتا ذات حق تعالی را

تو یگانه فرزندی دو علیّ اعلا را

باقر العلوم استی ذات پاک یکتا را

نی عجب اگر بخشد سائلت دو دنیا را

جان مادرت زهرا از درت مران ما را

بی تو در جنان عاشق بنده ایست زندانی

تو ز کودکی دائم محنت و بلا دیدی

با دو چشم معصومت ظلم بر ملا دیدی

راه شام طی کردی دشت کربلا دیدی

اهلبیت عصمت را زار و مبتلا دیدی

رأس جدّ خود را در طشتی از طلا دیدی

زیر چوب بر لب داشت نغمه های قرآنی

خیمه ها کز آتش سوخت سیّدی کجا بودی

زیر خارها خفتی بین عمّه ها بودی

شاید ای عزیز جان زیر دست و پا بودی

روی شانه ی مادر یا از او جدا بودی

یا به زیر کعب نی در خدا خدا بودی

چار سال سنّت بود با چنان پریشانی

ای غریب شهر خویش مثل جدّ مظلومت

شد ز کودکی دائم خون به قلب مغمومت

از حقوق خود کردند ظالمانه محرومیت

روی زین زهرآلود خصم کرد مسمومت

سوختند از داغت اهلبیت معصومت

روزشان ز غم گردید همچو شام ظلمانی

نخل مهر تو کرده ریشه در دل شیعه

جای تو نه در خاک است بلکه در دل شیعه

میوه ی تولاّیت بوده حاصل شیعه

دیده روز شب آزار در مقابل شیعه

سوز «میثمت» گشته شمع محفل شیعه

گه به نظم و گه با اشک می کند دُر افشانی

***********************************

ای اصـل دیـن ولای تـو یا باقرالعلوم 
وی ذکـر حـق ثنـای تـو یا باقرالعلوم 
وی عرش، خـاک پای تـو یا باقرالعلوم 
جـان جهـان فــدای تـو یا باقرالعلوم

مهر تو جان جان صلات و صیام من 
پیوسته وقف تو، صلوات و سلام من

****

ای شیعــه را به مهر شما اقتـدارها 
دین خدا گرفتـه ز تــو اعتبارها 
خورشید بر درت یکی از جـان‌نثارها 
گردنــد دور کـوی تـو لیـل و نهارها

هر لحظه در بقیع تو صد کاروان دل است 
هـر جا، روم مزار توأم شمع محفل است

من کیستم که خاک سرای شما شوم؟ 
لب واکنـم، قصیـده سـرای شما شوم 
یـا مفتخـر بـه مدح و ثنای شما شوم 
باشـد کـه تـا گـدای گدای شما شوم

لال است در ثنای تو مـولا زبان من 
تو وصف خود بگوی ولی با زبان من

****

وقتـی عـدو بـه حضـرت تو گفت ناسزا 
بـا حسـن خلـق و با گل لبخند از ابتدا 
کردی به پاسخ از دل و از جان بر او دعا 
ایـن اسـت قـدر و منـزلت و عـزت شما

تنها نه اینکه نام تو از من ربوده دل 
خلق محمّدیت ز دشمن ربـوده دل

ای بر تو از خدا و رسولش سـلام‌ها 
اهــل کــلام را ز کـلامت کـلام‌ها 
بیچـاره و ذلیـل مقـامت «هشام»‌ها 
در پنجــۀ تـو از همه دل‌ها زمام‌ها

توحید زنده از نفس صبح و شام تو 
اسلام فخر کرده به نطق «هشام» تو

****

تو خلــق را مطاعـی و خلقت مطیع تو 
برتــر ز اوج وهــم، مقــام رفیــع تـو 
پیـران عقـل یکسـره طفـلِ رضیـع تـو 
فـردوس گشتـه خـاک‌نشینِ بقیـع تـو

«میثم» اگـر قصیـده سرای شما شده 
مشمول بذل و لطف و عطای شما شده


 

*****************************

تو كه بر چشم خلق جا داری

نوری و جلوه ی خدا داری

شاخ شمشاد حضرت سجاد

ریشه در باغ هل أتی داری

ثمر نخل احمدی كه نسب

ز حسین و ز مجتبی داری

پسر سید البكاء هستی

سرگذشتی پر از بلا داری

یادگاری ز لاله های عطش

بر دلت داغ كربلا داری

تو غروب سپیده را دیدی

عمه ی قد خمیده را دیدی

همه جا گرد غصه پاشیدند

با سر تیغ و نیزه گل چیدند

دست های سیاه بر سر تو

سنگ های كبود باریدند

چشم هایی كه گریه می كردند

سیلی و تازیانه می دیدند

مردم كوچه ی یهودی ها

دور سرها مُدام رقصیدند

بی ابوالفضل كودكان یتیم

روی خشت خرابه خوابیدند

این همه غم كه بر سرت آمد

كودكی تو را رقم می زد



 

********************************

ای عمر پر درد و بلا بار سفر بند

امروز با زهر جفا بار سفر بند

ای عمر از دامان صبرم دست بردار

ای زهر در این سینه هرچه هست بردار

من با عطش پیشینه ای دیرینه دارم

از تشنگی هفتاد و دو آئینه دارم

من حضرت خون خدا را نور عینم

من پور آن لب تشنه ام سبط الحسینم

من پنجمین دردانۀ پیغمبر استم

نجل حسن نسل شریف کوثر استم

من میوۀ باغ امیر المومنینم

من غنچۀ دامان زین العابدینم

من زینت دوش ابالفضل رشیدم

عمری به روی آب تصویرش کشیدم

من وارث رخسار سیلی خورده هستم

چون غنچه در نشکفتگی پژمرده هستم

از کودکی آمادۀ پرواز بودم

جد غریب خویش را همراز بودم

من از مدینه تا مدینه داغ دیدم

یعنی که عمری را به سینه داغ دیدم

عمری است عاشوراست حال بی قرارم

شام غریبان است عمر سوگوارم

من همنفس بودم تمام عمه ها را

در شعله ها دیدم تمام خیمه ها را

از کربلا تا شام با من رازها هست

با هر بلا این سینۀ من آشنا هست

من نذرها کردم برای عمه زینب

تا که شود جانم فدای عمه زینب

عمری برای عمه ام روضه گرفتم

یک حرف هم بی یاد او با کَس نگفتم

من تازیانه خوردن ابرار دیدم

این داغ ها را حکمت و اسرار دیدم

پس باید از دریای مقتل می گذشتم

با پای پر از زخم و تاول می گذشتم

من دیده ام با دیدۀ خونین منا را

در قتلگاهِ عشق معنای بقا را

یکسو تکاپوی یتیمان بود و غربت

یکسو رخ قرآن ناطق بود و تربت

شَیبُ الخَضیب آنجا برایم شد مجسم

خَدّالتَریبِ مقتل و خط مقدم

من ازدحام نعش ها در دشت دیدم

چون اسب بی صاحب، حرم برگشت دیدم

ناگه ز دست بزم دیدم جام و می رفت

خورشید با هجده ستاره روی نی رفت

رأس علمدار حرم بر نی که دیده

من دیدم اما ناسزا در پی که دیده

یکسو نگاه خسته سوی خیمه ها بود

یکسو دلم با پیکر خون خدا بود

چشمم شکافنده ترین اسرار را دید

با شاهد و مشهود پس دیدار را دید

می شد حسین بن علی فانی فالله

با خاک یکسان می شد آن محبوبِ بالله

ده مرکب و ده راکب چابک از اول

با سمّ تازه تاختند از نو به مقتل

حالا شود حالم پریشان حال عصمت

معجر کشی بود و فرار آل عصمت

 

******************************

من امام تمام دنیایم

بر تمامی خلق مولایم

باقر علم احمد و علی ام

چون که من هم ز نسل زهرایم

روزها شمس و ماه هم هر شب

روی خود می نهند بر پایم

روی بال دعا و سجاده

آسمان غرق در تماشایم

من شکافندۀ علوم شدم

از دعاهای خیر بابایم

گوهر علم و آیه های حدیث

ریزد از درّ سرخ لب هایم

من امام طلوع امروزم

من شفیع غروب فردایم

دست بر دامنم اگر بزنید

از زمین تا بهشت پر بزنید

گر چه من سوختم ز زهر جفا

جگرم پاره پاره شد اما

به خدا صحنه ای ندیدم من

تلخ تر از غروب عاشورا

صحنۀ مرکب بدون سوار

نیزه ای را که می رود بالا

من خودم با دو دیده ام دیدم

شمر را روی سینۀ آقا

تا که خنجر به حنجرش آمد

عمه می گفت وای... یا زهرا

سر جدم که بر سر نی رفت

لشگر آمد به سمت خیمۀ ما

ما روی خار می دویدیم و

پی ما بود زینب کبری

من خودم قتلگاه را دیدم

بر سر نیزه ماه را دیدم

هر کسی بود دیدۀ تر داشت

پیش رویش به نیزه ها سر داشت

یا که چون خواهری که با دل خون

روی نی چند تا برادر داشت

همۀ خاطرات من رنگی

از غم لاله های پرپر داشت

پیش چشمم رقیه را می زد

خیره چشمی که بغض حیدر داشت

عمر کوتاه این سه سالۀ عشق

دردهایی شبیه مادر داشت

شکر می کرد در نبود پدر

عمه جان را اگر که در بر داشت

زهر تنها دوای این ها شد

گره از کارم عاقبت وا شد

******************

 

غروب قافله یادت نمی‌رفت

صدای هلهله یادت نمی‌رفت

گلو و قلب و چشمت ‌سوخت عمری

سه تیر حرمله یادت نمی‌رفت

*************************





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 20 مهر 1392
جمعه 17 آذر 1396 02:36 ب.ظ
My relatives all the time say that I am killing my time here at net, however I know I am getting experience
everyday by reading such nice articles or reviews.
جمعه 13 مرداد 1396 10:22 ب.ظ
I am regular reader, how are you everybody?
This paragraph posted at this website is actually fastidious.
جمعه 18 فروردین 1396 11:34 ب.ظ
This piece of writing provides clear idea in support of
the new users of blogging, that actually how to do blogging.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی