تبلیغات
نکته های آموزنده و شیرین زندگی - مناجات با خدا
نکته های آموزنده و شیرین زندگی
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :علی ملائکه
نویسندگان
18

مناجات با خدا


ای دل به دست موج هوس هر طرف مرو

با این حباب در پی کسب شرف مرو

چشم کریم مانده به راهت که در زنی

بیهوده پس به این طرف و آن طرف مرو

هرجا که بنگری سخن از روی یار ماست

قبله یکیست هر طرفی بی هدف مرو

دنیا محل خوف و رجای قیامت است

بی غصه هیچ جا پی شور و شعف مرو

کنجینه میان جهان عشق حیدر است

بی عشق مرتضی پی صید صدف مرو

ایل تو سائل علی و راهشان علی است

درسائلی خلف شو ولی نا خلف مرو

**

گر طالبی به چشم ببینی بهشت را

جایی به غیر مرقد شاه نجف مرو

 

 

مناجات با خدا


گل کرده است روی لب ما خدا خدا

انسی گرفته ایم به سجاده و دعا

بی یاد دوست کوه صفا بی صفا شود

با یاد دوست خانه ی دل می شود صفا

زنگار معصیت دل ما را گرفته بود

با همنشینی تو گرفتیم ما جلا

گاهی کنار سفره ی توحید یا حسین

گاهی کنار سفره ی ارباب ربنا

با هر دعا که باب مناجات باز شد

آخر گریز زد دل عاشق به کربلا

وقتی به نام فاطمه سوگند میدهیم

بی التماس حاجتمان میشود روا

سلمان که نیستم به تو محرم شوم ولی

از پشت درب خانه مران این غلام را

روز شروع نوکری ام از تولد است

تاریخ نوکری مرا نیست انقضا

از کوچه های سینه زنی میرود دلم

تا کوچه ی مدینه،همانجا که مرتضی_

با دست بسته بود و به چشمان خیس اشک

می گفت فاطمه برو، دنبال من نیا

زهرا شکسته بال و خمیده خمیده رفت

آخر گرفت حق علی را به گریه ها

مناجات با خدا


شکر خدا دیدم بهار اهل دین را

مهمانی ماه امیرالمومنین را

اهل مناجات و دعا گرد هم آیید

سازید از نور دعا روشن زمین را

هر دل مدد گیرد ز سوز ناله هاتان

سرکوب سازد فتنه ی نفس لعین را

یا رب به من از سفره ات ته مانده ای دِه

از میهمانی ات مران این بدترین را

نیت نمودم بعد از این ننگت نباشم

یا رب مدد کن عبد با زشتی قرین را

آلوده تر از من تو مهمانی نداری

هرگز ندیدی روسیاهی اینچنین را

بگذار آیم هر سحر تا پاک گردم

شاید ببینم جلوه ی مهتاب دین را

من با همه آلودگی ارباب دارم

یا رب مگیر از دل تو این حبل المتین را

تا میهمان سفره ی مولا حسینم

دیگر نخواهم روضه ی خُلد برین را

ارباب دل ، شاه شهید کربلایی

او می خرد اشک محبِّ دل غمین را

15

مناجات با خدا


با وجود آنکه هم آلوده ام هم روسیاهم

نه کسی را جز تو دارم نه کسی را جز تو خواهم

تو خداوند کریمی، من سراپا غرق عصیان

تو به عفوت کرده ای اقرار و من هم بر گناهم

امشب از راه آمدم با لشگر خشمت بجنگم

ناله ام شمشیر و آهم نیزه و اشکم سپاهم

پیش روی منبر و محراب پیغمبر نشستم

تا کند پای ستون توبه زهرا یک نگاهم

من کیم تا در کنار قبر پیغمبر نشینم

گر نبودی لطف تو اینجا نمی دادند راهم

پا شکسته، دست خالی، بار سنگین، چشم گریان

این من، این کوه گنه، این ناله این فریاد و آهم

دوستت دارم چه در نارم بری چه در بهشتم

هر کجا باشم تو باشی یاور و پشت و پناهم

گر به رضوان بری غافل نگردم از ثنایت

ور به دوزخ افکنی از لب نیفتد یا الهم

تو خدایی، تو کریمی، تو غفوری، تو عظیمی

من کیم «میثم» گنه کارم فقیرم روسیاهم

مناجات با خدا


بی غلاف و زره و تیغ و سپاه آمده ایم

با دلی زخمی و افتاده به چاه آمده ایم

"غفلت" از هستی ما دست نخواهد برداشت

باز، با بار فراوان گناه آمده ایم

نیست در نامه ی سالانه مان کار درست

دستِ خالی به ملاقاتی شاه آمده ایم

هر کجا در زده ایم از درشان رانده شدیم

در این خانه به امید نگاه آمده ایم

مهر لبخند تو کافی است برای سائل

"ما نه اینجا ز پی حشمت و جاه آمده ایم"

اولین مرتبه ای نیست که مهمان هستیم

سر این سفره ی شاهانه دو ماه آمده ایم

توبه و گریه ی ما ماه رجب شد آغاز

از رجب تا رمضان...این همه راه آمده ایم

سایه سار سر ما بزم اباعبد الله ست

"از خوش حادثه اینجا به پناه آمده ایم"

گفت ای قوم کمی آب به اصغر بدهید

که در این مرحله بی تیغ و سپاه آمده ایم

یک نفر گفت به خولی که بزن اصغر را

یک علی کم کن از این قوم که راه آمده ایم

خون شش ماهه ی تو ذکر قسم هایم شد

در این خانه به امید نگاه آمده ایم

مناجات با خدا


رمضان آمده و روی سیاه آوردم

به در خانه تو باز گناه آوردم

آه ماه رمضان سخت دلم تنگ تو بود

وا کن آغوش که سوی تو پناه آوردم

پای این توبه شکن باز نشستی رمضان

درگشودی و نگفتی که گناه آوردم

رسم این است که مهمان بدهد تحفه ومن

یک بغل معصیت ای صاحب ماه آوردم

به دلم کوه گناهست ولیکن به کفم

عمل نیک به اندازه ی کاه آوردم

آمدم باز سر سفره تو توبه کنم

به پشیمانیم از اشک گواه آوردم

آمدم پاک شوم کرببلایم ببری

طفل دل را به همین عشق به راه آوردم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 25 خرداد 1394
جمعه 13 مرداد 1396 12:59 ب.ظ
whoah this weblog is great i love studying your articles.
Keep up the good work! You recognize, lots of individuals
are searching around for this information, you can help them greatly.
شنبه 7 مرداد 1396 01:25 ق.ظ
Good post. I learn something new and challenging on websites I stumbleupon every day.
It's always helpful to read articles from other writers and use a little
something from other sites.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 04:41 ب.ظ
Everyone loves it when folks get together and share ideas.
Great website, keep it up!
دوشنبه 21 فروردین 1396 07:43 ب.ظ
I enjoy what you guys are usually up too. This kind of clever work and reporting!
Keep up the awesome works guys I've incorporated you guys to my personal blogroll.
جمعه 18 فروردین 1396 07:00 ب.ظ
Its like you read my mind! You seem to know so much
about this, like you wrote the book in it or something.
I think that you can do with a few pics to drive the
message home a little bit, but instead of that, this is great blog.
A great read. I'll certainly be back.
سه شنبه 15 فروردین 1396 09:27 ب.ظ
Excellent post! We are linking to this great content on our website.

Keep up the great writing.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی