نکته های آموزنده و شیرین زندگی tag:http://alimalaekesaga.mihanblog.com 2019-09-21T08:36:47+01:00 mihanblog.com ماه خوب عاشقی دارد به پایان می رسد 2015-07-15T15:01:57+01:00 2015-07-15T15:01:57+01:00 tag:http://alimalaekesaga.mihanblog.com/post/358 علی ملائکه ماه خوب عاشقی دارد به پایان می رسدلحظه ی تودیع مهماندار و مهمان می رسدآسـمان چشـم های عاشـقان ابـری شدهمثل این سی شب دوباره بوی باران می رسدپشت پایش از دو چشمم رودی از خون می روداز هراس دوری اش دارد به لب جان می رسدگوئیــا دیـروز بود این سـفره را انداختندطرفة العینی گذشت و وقت هجران می رسدبا مجیر و با ابو حمزه چه حالی داشتیمزود دارد افتتـاح ما به پـایـان می رسدبی سـر و پـا آمدم ، حالا سراپـا ثروتمآری آری بر فقیران لطف سلطان می رسدمثل من بی آبرویی را به کویش راه داداین فقط از خلق نیکوی کریم ماه خوب عاشقی دارد به پایان می رسد

لحظه ی تودیع مهماندار و مهمان می رسد

آسـمان چشـم های عاشـقان ابـری شده

مثل این سی شب دوباره بوی باران می رسد

پشت پایش از دو چشمم رودی از خون می رود

از هراس دوری اش دارد به لب جان می رسد

گوئیــا دیـروز بود این سـفره را انداختند

طرفة العینی گذشت و وقت هجران می رسد

با مجیر و با ابو حمزه چه حالی داشتیم

زود دارد افتتـاح ما به پـایـان می رسد

بی سـر و پـا آمدم ، حالا سراپـا ثروتم

آری آری بر فقیران لطف سلطان می رسد

مثل من بی آبرویی را به کویش راه داد

این فقط از خلق نیکوی کریمان می رسد

آنقَدَر بخشید از خیل گناه آلوده گان

تا که آوای فغــان از بند شیطان می رسد

تا به قدر ذره ای مژگـان من نمنـاک شد

دیدم از دریای رحمت موج غفران می رسد

تا که گفتم "بالحسین،العفو" ، دستم را گرفت

لطف او بر ما پس از ذکر "حسین جان" می رسد

هرشب اینجا پا به پای ما خدا هم روضه خواند

ناله ی واویلتا از عرش رحمان می رسد

**

در میان نهری از خون، جان زینب بی سلاح

چکمه پوشی سنگ دل با تیغ برّان می رسد

خواهرش بالای تل دارد تماشا می کند

مادرش با قدّ خم ، موی پریشان می رسد

کاش می شد زودتر از کربلا دورش کنند

دارد از صحرا صدای نعل اسبان می رسد

عطر سیب پیکرش گودال را پر کرد و بعد

بویی از پیراهن یوسف به کنعان می رسد

**

وعده ی مـا اربعیـن ، پای پیـاده از نجف

کربلا آغوش خود بگشا که مهمان می رسد

 

 

 

 

 

]]>
به تنم بال و پر نمانده بیا 2015-07-15T15:00:26+01:00 2015-07-15T15:00:26+01:00 tag:http://alimalaekesaga.mihanblog.com/post/357 علی ملائکه به تنم بال و پر نمانده بیانفسم را اثر نمانده بیاروزهایم بدونِ خورشیدنددر شبم یك قمر نمانده بیابسكه داغِ تو را به خود داردچیزی از این جگر نمانده بیاآتشِ انتظار خاموش استشوقِ وصلی دگر نمانده بیابس خرابی به بار آوردمكه پُلی پشتِ سر نمانده بیااز شب و روزهای ماهِ خدادو سه تا بیشتر نمانده بیایعنی امروز هم بدونِ تو رفتچیزی از این سحر نمانده بیازودتر كربلا ببر ما راصبر بر این سفر نمانده بیا     به تنم بال و پر نمانده بیا

نفسم را اثر نمانده بیا

روزهایم بدونِ خورشیدند

در شبم یك قمر نمانده بیا

بسكه داغِ تو را به خود دارد

چیزی از این جگر نمانده بیا

آتشِ انتظار خاموش است

شوقِ وصلی دگر نمانده بیا

بس خرابی به بار آوردم

كه پُلی پشتِ سر نمانده بیا

از شب و روزهای ماهِ خدا

دو سه تا بیشتر نمانده بیا

یعنی امروز هم بدونِ تو رفت

چیزی از این سحر نمانده بیا

زودتر كربلا ببر ما را

صبر بر این سفر نمانده بیا

 

 

 

 

]]>
جانِ قرآن‌ها 2015-07-03T22:04:33+01:00 2015-07-03T22:04:33+01:00 tag:http://alimalaekesaga.mihanblog.com/post/356 علی ملائکه بند اول تو حیدری که خدا خوانده حیدرت مولا! سـلام روح بـه جسـم مطهـرت مولا! نوشتـه‌انـد: یــدالله فــوق ایـدیهــم به دست و بازوی اسلام‌پـرورت مولا! سلام هفت، اب و چار، مام و هشت، بهشت به یـازده پسر و بـر دو دختـرت مولا! تویی کـه پیشتـر از ابتـدای عالم، بود خـدای عـزوجل مـدح‌گستـرت مولا! جحیم، شعله‌ای از بغض دشمنان شماست بهشت، عکس بلال است و قنبرت مولا! هـزار مرحب خیبـر، هـزار عمـرو دلیر به وحشت آمـده از نام حیـدرت مولا! لوای فتح الهی بـه روی شـانۀ توست گواه، خندق و بدر است بند اول
تو حیدری که خدا خوانده حیدرت مولا!
سـلام روح بـه جسـم مطهـرت مولا!
نوشتـه‌انـد: یــدالله فــوق ایـدیهــم
به دست و بازوی اسلام‌پـرورت مولا!
سلام هفت، اب و چار، مام و هشت، بهشت
به یـازده پسر و بـر دو دختـرت مولا!
تویی کـه پیشتـر از ابتـدای عالم، بود
خـدای عـزوجل مـدح‌گستـرت مولا!
جحیم، شعله‌ای از بغض دشمنان شماست
بهشت، عکس بلال است و قنبرت مولا!
هـزار مرحب خیبـر، هـزار عمـرو دلیر
به وحشت آمـده از نام حیـدرت مولا!
لوای فتح الهی بـه روی شـانۀ توست
گواه، خندق و بدر است و خیبرت مولا!
بقای ارض و سماوات حفظ در کنفت
تمـام ملک الهـی‌ست وسعت نجفت

بند دوم
تمام وحـی، نمـایانگـر ولایـت توست
تمام نـور، همـان پرتـو هدایت توست
تمام عالم هستی‌است مشتی از خروار
تمام آب یکی جرعـه از عنایت توست
تو آن کتاب خدایی که تا جهان برپاست
خطابـه و کلمـات قصـار آیـت توست
هنوز هم سخنت ناشنیـده مانده علی!
اگرچه عالم هستی پر از روایت توست
چو آفتاب در آیـات وحی معلـوم است
که قصـۀ همـۀ انبیـا حکـایت توست
چه بـاک از عطـش و از حرارت حشر
که چشم شیعه در آن روز بر سقایت توست
خدا بـه خلق، کرم می‌کند هماره ولی
وسیلۀ کرمش دست با کفـایت توست
به روی چشم زمین آسمانـی ای مولا
زمــام‌دار زمیــن و زمانــی ای مولا 

 

بند سوم
تو گنج‌هـای خـدا را بـه زیر پـا داری
سر از کرم بـه تهی‌دست‌هـا فرود آری
شب و ستاره و مه، نخل و چاه می‌گویند
که شب گذشت علی‌جان! هنوز بیداری؟
گهی به تخت خلافت گهی کنار مریض
زمــام‌دار وجـودی تــو یـا پرستـاری
بـرای غـارت خلخـال یـک یهــودیه
فـراز منبـر پیغمبــر اشـک می‌بـاری
رعیّـت تـو بـه جـان تـو می‌دهد آزار
به جـرم آنکـه تو یک مور را نیـازاری
قیـام عـدل و مـروت شـود تمـاشایی
دمی کـه پای بـه بـازار کوفه بگذاری
مقـام و مرتبه‌ات را نهـاده‌ای به زمین
که مشک آب زنی را به دوش برداری
شرافت شرف و عدل از شرافت توست
چهار سال عدالت فقط خلافت توست 
 

]]>
لاله‌گون گشت ز خون روی دل‌آرای علی 2015-07-03T21:53:11+01:00 2015-07-03T21:53:11+01:00 tag:http://alimalaekesaga.mihanblog.com/post/355 علی ملائکه لاله‌گون گشت ز خون روی دل‌آرای علی می‌چکد اشک حسن بر رخ زیبای علی مـرغ آمیـن بـه دعـای سحـرش پاسخ داد از خداونـد همیـن بــود تمنـای علی که گمان داشت که چون فاطمه تنها و غریب در دل خـاک رود قـامت رعنای علی جای یک ضربـۀ شمشیر به پیشانی داشت جای صد زخم، عیان بود به اعضای علی آسمـان شست مـه روی علـی را از خـون عوض آن که نهد رو به کف پای علی هرچه آب است اگر اشک شود باز کم است در غم فاطمـه و ماتـم عظمای علی صـورت شیرخـدا سرخ شد از خـون جبین نیلگون گشت ز سیلی رخ زیبای علی از جنـان لاله‌گون گشت ز خون روی دل‌آرای علی

می‌چکد اشک حسن بر رخ زیبای علی

مـرغ آمیـن بـه دعـای سحـرش پاسخ داد

از خداونـد همیـن بــود تمنـای علی

که گمان داشت که چون فاطمه تنها و غریب

در دل خـاک رود قـامت رعنای علی

جای یک ضربـۀ شمشیر به پیشانی داشت

جای صد زخم، عیان بود به اعضای علی

آسمـان شست مـه روی علـی را از خـون

عوض آن که نهد رو به کف پای علی

هرچه آب است اگر اشک شود باز کم است

در غم فاطمـه و ماتـم عظمای علی

صـورت شیرخـدا سرخ شد از خـون جبین

نیلگون گشت ز سیلی رخ زیبای علی

از جنـان فاطمه آیـد بـه بیابـان نجف

تا کند خون جبین پاک ز سیمای علی

نـخل‌هـا منتظـر بانـگ الهــی العفـو

چاه‌ها منتظر نالـۀ شب‌هـای علی

 

 

مرهـم زخـم دلـش تنهـا دم شمشیـر بود
مردم از او سیـر بودنـد او ز مـردم سیر بود
خار در چشم، استخوان در حلق، آتش بر جگر
در کف گردون کمـان، در سینۀ او تیر بود
گنج عالـم زیـر پـا و ثروتش هنگام مـرگ
چند قرص نان جو، یک اسب، یک شمشیر بود
زود زهـر تیـغ قاتـل کـرد بـر جـانش اثـر
مجتبـی بـر او طـبیب آورد امـا دیــر بـود
در حرم آمد به دنیا، گشت در مسجـد شهید
قطره‌قطره خون پاکش را همین تفسیر بود
بی‌گناهی کم گناهی نیست، بـر اهـل گناه
شـدت عـدل علـی بالاتــرین تقصیـر بود
بر زمین افتاده، خون فواره می‌زد از سـرش
در دو چشمش اشک شوق و بر لبش تکبیر بود
گرچه طی گردیده بود از عمر او شصت و سه‌سال
او در ایــام شبـاب از داغ زهــرا پیــر بـود
شیـر، بهـر قاتـل خـود می‌فرستـاد از کـرم
با وجـود آن که خـود تنها غـذایش شیر بود
کار مولا بود «میثم!» لطف و صدق و دوستی
کار دنیـا ظلـم و جـور و حیلـه و تزویـر بود 

 

بـاز شـد قـرآن شـب احیـا ز فـرق نازنینش
زخم عتـرت را همـه دیدند در زخم جبینش
دست شیطان ناگهان از آستین گردید بیرون
کشت مردی را که بودی دست حق در آستینش
صبحدم در دامن محراب خون نقش زمین شد
آن امامی که زمین‌بوس آمدی روح‌الامینش
آن امامی که زمین‌بوس آمدی روح‌الامینش
مـرغ آمینش بـه پرواز آمـد و با روی خونین
خوانـد در آغـوش خود ذات خداونـد مبینش
سال‌ها بود استخوان در حلق و خار غم به چشمش
آن امامی که نبودی در محبت کس قرینش
او که بر خـاک زمیـن افکند گُردان زمان را
آسمـان یکبـاره زد بـا داغ زهـرا بر زمینش
کـو پیمبـر تـا ببینـد در دل محـراب کوفه
بعد عمری خون دل آخر چه شد با جانشینش؟
دیده‌ای سوی حسن چشم دگر سوی حسینش
اشک بر رخسار و خون، جاری ز فرق نازنینش
تیغ: بران زهر: سوزان، زخم:کاری چهره: خونین
لحظه‌لحظه بـود بـر لـب ذکـر رب‌العالمینش
یا علی سوزی به «میثم» ده که تا دارد حیاتی
از تـو گویـد از تـو خوانـد بـا نوای آتشینش 

 


 


 

 

]]>
نوحه 2015-07-03T21:43:09+01:00 2015-07-03T21:43:09+01:00 tag:http://alimalaekesaga.mihanblog.com/post/354 علی ملائکه   ای شیعیان امشب شب سوم مولاست گیسـو پریشان بـر پدر زینب کبراست واویلتا واویلتا آه و واویلا **** از بس‌که خون جاری شده از سر مولا گردیده قطـره قطـره آب، پیکـر مولا واویلتا واویلتا آه و واویلا **** در کوفه غربت علی دارد این تفسیر پاداش مـولا داده شد از دم شمشیر واویلتا واویلتاآه و واویلا **** ای اشک غربتت روان یا ابوفاضل بهر پـدر قرآن بخـوان یا ابوفاضل واویلتا واویلتا آه و واویلا **** آتش به دل‌ها می‌زند نالۀ زینب ای چاه کوفه گریه کن بر علی امشب واویلتا واو

 

 

ای شیعیان امشب شب سوم مولاست
گیسـو پریشان بـر پدر زینب کبراست
واویلتا واویلتا آه و واویلا
****
از بس‌که خون جاری شده از سر مولا
گردیده قطـره قطـره آب، پیکـر مولا
واویلتا واویلتا آه و واویلا
****
در کوفه غربت علی دارد این تفسیر
پاداش مـولا داده شد از دم شمشیر
واویلتا واویلتا
آه و واویلا
****
ای اشک غربتت روان یا ابوفاضل
بهر پـدر قرآن بخـوان یا ابوفاضل
واویلتا واویلتا آه و واویلا
****
آتش به دل‌ها می‌زند نالۀ زینب
ای چاه کوفه گریه کن بر علی امشب
واویلتا واویلتا
آه و واویلا
****
امشب یتیمـان سربه‌سر، یاعلی گویند
محراب و مسجد تا سحر یاعلی گویند
واویلتا واویلتا
آه و واویلا
****
دیگر نمی‌گرید علـی در دل صحـرا
دیگر نمی‌خندد به او قاتل زهرا
واویلتا واویلتا

 

 

 

امشب شب هجران است یاشام غریبان است
هم بیت خدا خاموش هم کوفه پریشان است
ای یتیمان، دگـر بابا ندارید
چهره بر دیوار غربت گذارید
یا علی یا علی مظلوم علی جان
****
مولای همـه عالم پوشیده کفن امشب
تابوت علی باشد بر دوش حسن امشب
خاک غربت به فرق مسلمین است
شـام قتـل امیـرالمـؤمنین است
یا علی یا علی مظلوم علی جان
****
خون قلب همه عالم بر زخم سر مولاست
پنهـان ز همـه یاران زخم جگر مولاست
بعد از آن گریه و غسل شبانه
دفن مـولا علـی شد مخفیانه
یا علی یا علی مظلوم علی جان
****
خوناب جگر شد از باغ و گل و بستان
ای نخل خرمـا کو آن عابد نخلستان
چاه کوفه گوید داد از جدایی
تنهای تنهای عالم! کجایی؟
یا علی یا علی مظلوم علی جان
****
ای مسجدیان دارید امشب غم عظما را
بـا خون جگر شویید سجـادۀ مولا را
ذکر یا مولا یا حیدر بگویید
قبـر پنهان مولا را بجـویید
یا علی یا علی مظلوم علی جان

با داغ تو یا مولا عالم شده غمخانه
خرمای یتیمانت شد اشک غریبانه
خیز و رو در خرابه‌ها بیاور
بر یتیمان خود خرما بیاور
یا علی یا علی مظلوم علی جان

]]>
امیرالمومنین(ع)- 2015-07-03T01:03:59+01:00 2015-07-03T01:03:59+01:00 tag:http://alimalaekesaga.mihanblog.com/post/353 علی ملائکه مسجد ز اذان آخرت مست هنوزمحراب به یاد قامتت هست هنوزدر سجده سرت شکافت مولای نمازز آن واقعه سجده سر شکسته‌ست هنوز***آه آن سر سرفراز ناگاه شکافتفرق سر یک نماز ناگاه شکافتانگار شب تولد مولا بودپیشانی کعبه باز ناگاه شکافت    كیست این مرد كه شب كیسه ی خرما می بردروز می آمد و از سینه نفسها می بردكیست این مرد كه تا تیغ به بالا می بردرزم را با مدد از حضرت زهرا می برداین خدا نیست ولی مقصدِ هر راه است ایناَشهدُ اَنَّ علیّاً ولیّ الله است اینكیست این شیر كه از خصم جگر در آوردا

مسجد ز اذان آخرت مست هنوز

محراب به یاد قامتت هست هنوز

در سجده سرت شکافت مولای نماز

ز آن واقعه سجده سر شکسته‌ست هنوز

***

آه آن سر سرفراز ناگاه شکافت

فرق سر یک نماز ناگاه شکافت

انگار شب تولد مولا بود

پیشانی کعبه باز ناگاه شکافت

 

 

 

 

كیست این مرد كه شب كیسه ی خرما می برد

روز می آمد و از سینه نفسها می برد

كیست این مرد كه تا تیغ به بالا می برد

رزم را با مدد از حضرت زهرا می برد

این خدا نیست ولی مقصدِ هر راه است این

اَشهدُ اَنَّ علیّاً ولیّ الله است این

كیست این شیر كه از خصم جگر در آورد

از میانِ كمرش تیغِ دوسر در آورد

از دلیرانِ عرب جمله پدر در آورد

یا علی روز و شب و شمس و قمر می گویند

ها عَلی بَشرٌ کیفَ بَشَر می گویند

گاه دریا و گهی بارش و باران می شد

گاه بابای یتیمان دلِ ویران می شد

به سرِ دوش گهی مَركبِ طفلان می شد

خوشیِ كاسۀ شیر و كفی از نان می شد

مثلِ ما حیف یتیمان همگی تنهایند

همگی منتظرِ آمدنِ بابایند

وای از امروز حسن گوشۀ بستر افتاد

باز هم یادِ غمِ بسترِ مادر افتاد

خواهر افتاد زمین تا كه برادر افتاد

یادِ روزی كه رویِ مادرشان دَر افتاد

هیزم و آتش و كابوس عجب بد دردی است

ضربِ نا مَحرم و ناموس عجب بدر دردی است

قنفذ از راه از آن لحظه كه آمد می زد

تازه می كرد نفس را و مجدد می زد

وای از دستِ مغیره چقدر بد می زد

جای هر كس كه در آن روز نمی زد می زد

آخرین حرفِ علی بود خواهش می كرد

زینبش را به اباالفضل سفارش می كرد

زینبش ماند ببیند غمِ حنجرها را

ماند تا داد كِشد غارتِ پیكرها را

تا كند جمع تنِ پارۀ اكبرها را

كرد محكم گرهِ معجرِ دخترها را

دید در گودی گودال حرامی ها را

تبر كوفی و سر نیزۀ شامی ها را

]]>
مناجات با خدا 2015-07-03T00:58:34+01:00 2015-07-03T00:58:34+01:00 tag:http://alimalaekesaga.mihanblog.com/post/352 علی ملائکه ای ذکر رحمت – الهی العفوباران رافت – الهی العفوامشب مقیم – کوی تو هستممست از شمیم – بوی تو هستممحتاج نور – روی تو هستمپس کو عطایت ؟ - الهی العفودل را ز غیر - مولا بگیرمدر کوی دلبر – تا جا بگیرمدر خانه ی حق – ماوا بگیرمآیم به سویت – الهی العفوشام گناه و – هجران سحر شداز اشک توبه – دل مفتخر شدبخشش نصیب – چشمان تر شدبنما عنایت – الهی العفودیدی مرا چون – بی دست و پایماز برکت این – سفره جدایمبا رحمت خاص – کردی صدایمکردی تو دعوت – الهی العفوگفتی که بنده : – مال منی توعبد پریشان – حال منی توجا ما ای ذکر رحمت – الهی العفو

باران رافت – الهی العفو

امشب مقیم – کوی تو هستم

مست از شمیم – بوی تو هستم

محتاج نور – روی تو هستم

پس کو عطایت ؟ - الهی العفو

دل را ز غیر - مولا بگیرم

در کوی دلبر – تا جا بگیرم

در خانه ی حق – ماوا بگیرم

آیم به سویت – الهی العفو

شام گناه و – هجران سحر شد

از اشک توبه – دل مفتخر شد

بخشش نصیب – چشمان تر شد

بنما عنایت – الهی العفو

دیدی مرا چون – بی دست و پایم

از برکت این – سفره جدایم

با رحمت خاص – کردی صدایم

کردی تو دعوت – الهی العفو

گفتی که بنده : – مال منی تو

عبد پریشان – حال منی تو

جا مانده ی هر – سال منی تو

گو اَز وجودت – الهی العفو

رفتند یاران – تنها شدم من

دیگر غریب – دنیا شدم من

ای وای دیدی – رسوا شدم من

گویم ثنایت – الهی العفو

عطر حضور از – یادم نرفته

عشق ظهور از – یادم نرفته

کرخه ی نور از – یادم نرفته

در اوج غربت – الهی العفو

جبهه بهشت – روی زمین بود

صبح دو کوهه – شور آفرین بود

با عطر دلبر – دلها عجین بود

کو آن قداست ؟ - الهی العفو

ما خاطراتی – دیرینه داریم

یک کربلا غم – در سینه داریم

چشمان تر در – آدینه داریم

ای فطر امت – الهی العفو

ای ماه رحمت – دلدار من کو ؟

مهدی زهرا – یاس چمن کو ؟

عشاق جمع اند – اِبنُ الحسن کو ؟

ماه ولایت – الهی العفو

آقا بیا تا – قوّت بگیرم

از اشک روضه – برکت بگیرم

شور حسین در – هیئت بگیرم

به حقِّ تربت – الهی العفو

]]>
خوش آمدی خوش آمدی ای گل زهرا 2015-06-26T22:01:30+01:00 2015-06-26T22:01:30+01:00 tag:http://alimalaekesaga.mihanblog.com/post/351 علی ملائکه جلوه گر طلعت ذوالمنن آمد ماه ماه مبارك حسن آمد یوسف زهرا حجت یكتا زادة طاها بر همه مولا خوش آمدی خوش آمدی ای گل زهرا تو چراغ بهشت رمضانی تو امام تمام انس و جانی كریم عترت روح محبت جان مودت شافع امت خوش آمدی خوش آمدی ای گل زهرا خط وخال تو سورة تبارك گشته دور سرت ماه مبارك نور یقینم سرّ مبینم یار و معینم تمام دینم خوش آمدی خوش آمدی ای گل زهرا رمضان سفرة مهمانی تو جان روزه داران قربانی تو مهر صیامم برتو سلامم خیرالانامم ذكر مدامم خوش آمدی خوش آمدی ای گل زهرا قبله گاه مراد هم جلوه گر طلعت ذوالمنن آمد
ماه ماه مبارك حسن آمد
یوسف زهرا حجت یكتا
زادة طاها بر همه مولا
خوش آمدی خوش آمدی ای گل زهرا
تو چراغ بهشت رمضانی
تو امام تمام انس و جانی
كریم عترت روح محبت
جان مودت شافع امت
خوش آمدی خوش آمدی ای گل زهرا
خط وخال تو سورة تبارك
گشته دور سرت ماه مبارك
نور یقینم سرّ مبینم
یار و معینم تمام دینم
خوش آمدی خوش آمدی ای گل زهرا
رمضان سفرة مهمانی تو
جان روزه داران قربانی تو
مهر صیامم برتو سلامم
خیرالانامم ذكر مدامم
خوش آمدی خوش آمدی ای گل زهرا
قبله گاه مراد همه ای تو
پسر اول فاطمه ای تو
حج و زكاتم صوم و صلاتم
خضر حیاتم خلد و مماتم
خوش آمدی خوش آمدی ای گل زهرا
تو یگانه كریم اهل بیتی
تو پناه و زعیم اهل بیتی
بحر عنایت منم گدایت
مست ولایت جان به فدایت
خوش آمدی خوش آمدی ای گل زهرا

 

 

 

ماه روزه و ماه ذكر و دعا مبارك است
شد ولادت حضرت مجتبی مبارك است
ای رخت چراغ انجمن خوش آمدی
نور دیدة ابوالحسن خوش آمدی
یابن الزهرا خوش آمدی یابن الزهرا
ای به عالمی مقتدا حسن
ای چراغ حسن خدا حسن
امید قلب علی یا حسن
دل از تو شد منجلی یا حسن
عید میلادت مبارك باد
شیعه چشم دل واكن و مظهر خدا ببین
در مه خدا ماه پیغمبر خدا ببین
جلوه گر شده جمال ذات كبریا
خنده می زند به روی ختم الانبیا
یابن الزهرا خوش آمدی یابن الزهرا
ای جمال نورانی خدا
ای چراغ مهمانی خدا
یم كمال محمد تویی
كریم آل محمد تویی
عید میلادت مبارك باد
ای ولایتت طاعت و روزه و نماز ما
ای به درگهت روی راز ما نیاز ما
از ولادت تو زنده شد قیام ما
بر تو و علی و فاطمه سلام ما
یابن الزهرا خوش آمدی یابن الزهرا
شمع محفل احمدی حسن
سیدی حسن سیدی حسن
چراغ و چشم رسول خدا
تمام خلقت به خاكت فدا
عید میلادت مبارك باد
شانة رسول خدا و علی مقام تو
صلح و صبر تو حلم تو راه تو و قیام تو
لالة بهشت آرزوی فاطمه
فخر مرتضی و آبروی فاطمه
یابن الزهرا خوش آمدی یابن الزهرا
تو تمام جود و عنایتی
تو چراغ راه هدایتی
بهشت دل باغ آباد توست
كه موسم عید میلاد توست
عید میلادت مبارك باد

*****************************


]]>
یا امام حسن(ع) 2015-06-26T21:57:14+01:00 2015-06-26T21:57:14+01:00 tag:http://alimalaekesaga.mihanblog.com/post/350 علی ملائکه گفتند بی بدیلی و دیدیم برتری از هرچه گفته اند و شنیدیم بهتری خُلق و جمال و خوی و خصالت محمّدیست آیینه ی تمام نمای پیمبری استاد رزم توست علی شاه لافتی آموزگار قاسم و عباس و اکبری چه در زمان صلح، چه هنگام جنگ و رزم در هر دو حال، باز امامی و رهبری کوریِ چشم طایفه ابتر و حسود تو اولین پیاله صهبای کوثری با دیدن تو چشم همه مات می شود زهرا پس از تو مادر سادات می شود گفتند بی بدیلی و دیدیم برتری

از هرچه گفته اند و شنیدیم بهتری

خُلق و جمال و خوی و خصالت محمّدیست

آیینه ی تمام نمای پیمبری

استاد رزم توست علی شاه لافتی

آموزگار قاسم و عباس و اکبری

چه در زمان صلح، چه هنگام جنگ و رزم

در هر دو حال، باز امامی و رهبری

کوریِ چشم طایفه ابتر و حسود

تو اولین پیاله صهبای کوثری

با دیدن تو چشم همه مات می شود

زهرا پس از تو مادر سادات می شود

]]>
هفتاد و دو پیمانه به یک سنگ شکست 2015-06-25T00:42:47+01:00 2015-06-25T00:42:47+01:00 tag:http://alimalaekesaga.mihanblog.com/post/349 علی ملائکه در محفل عاشقان فرزانه و مست می گشت سبوی کربلا دست به دست ناگاه ز خیل ناکسان، دستی پست هفتاد و دو پیمانه به یک سنگ شکست تو ای گوهر بحر عرفان «بهشتی » تو ای اختر چرخ ایمان «بهشتی » تو ای از تبار بزرگان که بردی شهادت به ارث از نیاکان «بهشتی » همه عمر تو صرف ترویج دین شد چه در آشکار و چه پنهان «بهشتی » ز صد موج غم، غم نخوردی که دریا ندارد هراسی ز طوفان «بهشتی » فصول کتاب حیاتت موشح زعرفان و ایمان و ایقان «بهشتی » شهامت، شهادت، جز این

در محفل عاشقان فرزانه و مست

می گشت سبوی کربلا دست به دست

ناگاه ز خیل ناکسان، دستی پست

هفتاد و دو پیمانه به یک سنگ شکست

تو ای گوهر بحر عرفان «بهشتی »

تو ای اختر چرخ ایمان «بهشتی »

تو ای از تبار بزرگان که بردی

شهادت به ارث از نیاکان «بهشتی »

همه عمر تو صرف ترویج دین شد

چه در آشکار و چه پنهان «بهشتی »

ز صد موج غم، غم نخوردی که دریا

ندارد هراسی ز طوفان «بهشتی »

فصول کتاب حیاتت موشح

زعرفان و ایمان و ایقان «بهشتی »

شهامت، شهادت، جز این سرگذشتی

نبودت در آغاز و پایان «بهشتی »

به دریا زند اهل همت دل اما

به دریای آتش زدی جان «بهشتی »

]]>
اشفعی یا خدیجه الغرا 2015-06-24T21:41:23+01:00 2015-06-24T21:41:23+01:00 tag:http://alimalaekesaga.mihanblog.com/post/348 علی ملائکه ای رسول خدای را همدم در حریم رسالتش محرم کهکشان است در رهت مشعل آفتاب اس بر گلت شبنم اولین زن توئی که قامت بست به نماز پیمبر خاتم یار احمد شدی که تا نشود یک سر موی از سر اوکم شوهرت کیست ؟ بهتر از عیسی دخترت کیست؟ برتر از مریم دامنت جای ذهره الزهرا که بود نور نیر اعظم مکه و صخره های ستوارش طائف و نخلهای سر در هم عاشق بردباریت همه جا شاهد جانفشانیت همه دم زخم پاهای زخم خورده او یافت ازدست لطف تو مرحم سر بلند از شهامت تو صفا اشک ریز از مصائبت زمزم به علی و محمد و زهرا

ای رسول خدای را همدم

در حریم رسالتش محرم

کهکشان است در رهت مشعل

آفتاب اس بر گلت شبنم

اولین زن توئی که قامت بست

به نماز پیمبر خاتم

یار احمد شدی که تا نشود

یک سر موی از سر اوکم

شوهرت کیست ؟ بهتر از عیسی

دخترت کیست؟ برتر از مریم

دامنت جای ذهره الزهرا

که بود نور نیر اعظم

مکه و صخره های ستوارش

طائف و نخلهای سر در هم

عاشق بردباریت همه جا

شاهد جانفشانیت همه دم

زخم پاهای زخم خورده او

یافت ازدست لطف تو مرحم

سر بلند از شهامت تو صفا

اشک ریز از مصائبت زمزم

به علی و محمد و زهرا

اشفعی یا خدیجه الغرا

******************

خیمه عشق را عمود توئی

صفت مهر را نمود توئی

در کنار تمامی رحمت

مظهری از تمام جود توئی

فاطمه گوهر وجود بود

مخزن گوهر وجود توئی

اولین زن که از زبان رسول

سخن وحی را شنود توئی

اولین زن که با رسول خدا

به رکوع آمد و سجود توئی

با سلام پیمبری به رخش

اولین کس که در گشود توئی

مادری که چهار قابله اش

آمد از آسمان فرود توئی

منعمی را که با تهیدستی

کردگارش بیازمود توئی

آنکه در خانه بود و یک دم هم

غافل از رهبرش نبود توئی

باغبانی که شد گل یاسش

بین دیوار و در کبود توئی

به علی و محمد و زهرا

اشفعی یا خدیجه الغرا

********************

ای خریدار جان پیغمبر

همسر مهربان پیغمبر

احترام تورا نداشت دگر

در میان زنان پیغمبر

در حیات و ممات تو نفتاد

نام تو از زبان پیغمبر

ای جراغ همیشه تاریخ

در صف دودمان پیغمبر

بوجود تو افتخار کنند

همه جا خاندان پیغمبر

هستی خویش را فدا کردی

در ره آرمان پیغمبر

سر زد از مشرق گریبانت

کوثر جاودان پیغمبر

به علی و محمد و زهرا

اشفعی یا خدیجه الغرا

(موید)

]]>
دست خالی 2015-06-20T21:37:05+01:00 2015-06-20T21:37:05+01:00 tag:http://alimalaekesaga.mihanblog.com/post/347 علی ملائکه یـارب گرفتـارم عبـد گنهکارم این جرم بسیارم تنها تو را دارم یا نور یا قدوس **** بنگر به آه من کوه گنـاه من روی سیاه من ای رب غفّارم یا نور یا قدوس **** من دل به تو بستم خالی بود دستم تا بودم و هستـم تنها تویی یارم یا نور یا قدوس **** سرتا قدم دردم عمـری گنه‌ کردم این نالۀ سردم این چشم خونبارم یا نور یا قدوس**** این کوه عصیانم این چشم گریانم آلــوده‌دامــانم سنگین شده بارم یا نور یا قدوس **** یا قاضی‌الحاجات یا قابل‌التوبات یا سامع‌الاصوات معبود ستارم! یا یـارب گرفتـارم
عبـد گنهکارم
این جرم بسیارم
تنها تو را دارم
یا نور یا قدوس
****
بنگر به آه من
کوه گنـاه من
روی سیاه من
ای رب غفّارم
یا نور یا قدوس
****
من دل به تو بستم
خالی بود دستم
تا بودم و هستـم
تنها تویی یارم
یا نور یا قدوس
****
سرتا قدم دردم
عمـری گنه‌ کردم
این نالۀ سردم
این چشم خونبارم
یا نور یا قدوس

****
این کوه عصیانم
این چشم گریانم
آلــوده‌دامــانم
سنگین شده بارم
یا نور یا قدوس

****
یا قاضی‌الحاجات
یا قابل‌التوبات
یا سامع‌الاصوات
معبود ستارم!
یا نور یا قدوس
****
تـو ربّ معبـودم
تو کل مقصودم
من عبد مردودم
تـو حـیّ دادارم
یا نور یا قدوس

 

 

 

 

]]>
یک دل 2015-06-20T21:16:11+01:00 2015-06-20T21:16:11+01:00 tag:http://alimalaekesaga.mihanblog.com/post/346 علی ملائکه یک دلنه نسیمم که به هر کوه و چمن سر بزنم نه کبوتر که به هر بام و دری پر بزنم ازازل داشته ام یک دل و دادم به یکی نیستم عاشق اگر جز در دلبر بزنم نه در خانه ببندد که براند ز درم نه گذارد که جز این در، در دیگر بزنم گاه بگشوده، در رحمت و راهم داده گاه در بسته که من بار دگر در بزنم دل سبو، دیده بود جام و سرشکم باده ساقی ام او شده از دست که ساغر بزنم؟ عهد و پیمانم از آغاز همین بود، همین که دم از آل علی تا دم آخر بزنم وای اگر پا به سر خوان معاویّه نهم! دست دادند که بر دامن حیدر بزنم دست من بشکند یک دل

نه نسیمم که به هر کوه و چمن سر بزنم
نه کبوتر که به هر بام و دری پر بزنم
ازازل داشته ام یک دل و دادم به یکی
نیستم عاشق اگر جز در دلبر بزنم
نه در خانه ببندد که براند ز درم
نه گذارد که جز این در، در دیگر بزنم
گاه بگشوده، در رحمت و راهم داده
گاه در بسته که من بار دگر در بزنم
دل سبو، دیده بود جام و سرشکم باده
ساقی ام او شده از دست که ساغر بزنم؟
عهد و پیمانم از آغاز همین بود، همین
که دم از آل علی تا دم آخر بزنم
وای اگر پا به سر خوان معاویّه نهم!
دست دادند که بر دامن حیدر بزنم
دست من بشکند و پای من از کار افتد
گردری غیر در آل پیمبر بزنم
"میثمم" پیروی از میثم تمّار کنم
مگر از دار تولای علی سر بزنم
 
 
جز ذکر توأم نیست ثنایی و دعایی
بی حال و هوای تو چه حالی؟ چه هوایی؟
بی زخم تو محروم بود سینه ز مرهم
گر درد نبخشی، چه طبیبی؟ چه دوایی؟
بگذار که چون گرد به خاکت بنشینم
تا بر سر پایم بگذاری، کف پایی
از مرتبه و قدر و جلالش نشود کم
گر پادشهی چشم گشاید، به گدایی
عمری گذراندیم و دریغا که ندیدیم
روزی که ز ما سر نزند، جرم و خطایی
از گوشِ کرِ خود، گله داریم وگرنه
هر لحظه به ما از تو رسیده است، صلایی
مرغان هوا، خلق زمین، ماهی دریا
هر یک به زبانی ز تو گویند ثنایی
ایمن شده از روز مکافات و نگفتیم
هر لحظة این عمر بود روز جزایی
افسوس که در کوی تو بودیم و نبودیم
از پرتو حسنت، نگرفتیم ضیایی
از زلف تو تحصیل نکردیم عبیری
وز رنگ تو بر دل نگرفتیم جلایی
"میثم"، نتوان چید گل از باغ ولایت
تا دست نیاری به سوی خار بلایی
 
 
]]>
یا رحمان و یا رحیم 2015-06-18T21:36:07+01:00 2015-06-18T21:36:07+01:00 tag:http://alimalaekesaga.mihanblog.com/post/345 علی ملائکه در ضیافت کده ات باز مرا جا دادی سفره انداختی و اذن «بفرما» دادی دیده وا کردم و دیدم که در آغوش توام مثل یک مادر دلسوز به من جا دادی کرم ذاتی تو فقر مرا زائل کرد بنده بودم که به من رتبه ی آقا دادی تا که محکم بشود رشته ی وصل من و تو وقت افطار و سحر فرصت نجوا دادی طیب الله به این رحمت بی ساحل تو قطره بودم که مرا جلوه ی دریا دادی حاجت خواسته و حاجت ناخواسته را همه را جمع نمودی و به یکجا دادی من فقط موقع افطار کمی تشنه شدم تو، به من اجر در ضیافت کده ات باز مرا جا دادی

سفره انداختی و اذن «بفرما» دادی

دیده وا کردم و دیدم که در آغوش توام

مثل یک مادر دلسوز به من جا دادی

کرم ذاتی تو فقر مرا زائل کرد

بنده بودم که به من رتبه ی آقا دادی

تا که محکم بشود رشته ی وصل من و تو

وقت افطار و سحر فرصت نجوا دادی

طیب الله به این رحمت بی ساحل تو

قطره بودم که مرا جلوه ی دریا دادی

حاجت خواسته و حاجت ناخواسته را

همه را جمع نمودی و به یکجا دادی

من فقط موقع افطار کمی تشنه شدم

تو، به من اجر جهاد شهدا را دادی

شهدایی که به ارباب تأسّی کردند

شهدایی که کرامات به آن ها دادی

یکی از آن شهدا ماه بنی هاشم بود

قمری را که به او منصب سقّا دادی ...

 

 

ای مهربان خدا

آمدم تا كه از این وضع نجاتم بدهی

از عذابت برَهانی و براتم بدهی

تو غَنی هستی و من از همه محتاج ترم

مستحق نیستم آیا كه زكاتم بدهی؟

كرم توست كه آورده مرا تا اینجا

پس فقط دست خودِ توست ثباتم بدهی

دیدی این نفْس چه بازیچه‌ی شیطانم كرد؟!

آمدم خاتمه‌ای بر هَمَزاتم بدهی**(همزات:حیله های شیطان)

خیلی از سختیِ جان كندنِ خود می‌ترسم

دارم امّید نجات از سَكَراتم بدهی

تو اگر اشك دهی گریه كنم نذر حسین...

چه نیازی‌ست دگر آب حیاتم بدهی

قصه‌ی زندگی‌ام را برسان تا اینكه...

مرگ را در سفری به عتباتم بدهی

 

]]>
مناجات با خدا 2015-06-14T21:56:24+01:00 2015-06-14T21:56:24+01:00 tag:http://alimalaekesaga.mihanblog.com/post/344 علی ملائکه شاکرم حضرت دلدار صدا کرده مراشاکرم بهر خودش یار جدا کرده مرااز کجا لطف خدا شامل حالم شده است ؟گوییا یار سفر کرده دعا کرده مرامن کجا محفل ذکر سحر دل شدگان !سبب از چیست که حق اهل بکاء کرده مرا ؟از خرابی گنه کیست نجاتم داده ؟آشنای حرم عشق خدا کرده مراروز پر معصیتم را چه کسی بخشیده ؟سائل نیمه شب خوان عطا کرده مراکیست ظلمت ز دلم برده و نورم داده ؟بین این سینه زنان جلوه نما کرده مراشکر حق هیئتیم ، سینه زنی پر شورمکربلایی شدم و یار صدا کرده مراخادم صحن و سرای پسر فاطمه امصاحب کرب و بلا ، کرب و شاکرم حضرت دلدار صدا کرده مرا

شاکرم بهر خودش یار جدا کرده مرا

از کجا لطف خدا شامل حالم شده است ؟

گوییا یار سفر کرده دعا کرده مرا

من کجا محفل ذکر سحر دل شدگان !

سبب از چیست که حق اهل بکاء کرده مرا ؟

از خرابی گنه کیست نجاتم داده ؟

آشنای حرم عشق خدا کرده مرا

روز پر معصیتم را چه کسی بخشیده ؟

سائل نیمه شب خوان عطا کرده مرا

کیست ظلمت ز دلم برده و نورم داده ؟

بین این سینه زنان جلوه نما کرده مرا

شکر حق هیئتیم ، سینه زنی پر شورم

کربلایی شدم و یار صدا کرده مرا

خادم صحن و سرای پسر فاطمه ام

صاحب کرب و بلا ، کرب و بلا کرده مرا


ای خالق دادارم، پاکم کن و خاکم کن

من جز تو که را دارم؟ پاکم کن و خاکم کن

این ناله و این آهم این اشک سحرگاهم

این سوز دل زارم پاکم کن و خاکم کن

سر تا به قدم دردم رو سوی تو آوردم

با محنت بسیارم پاکم کن و خاکم کن

شد حبس دعای من، العفو خدای من

ای خالق غفّارم پاکم کن و خاکم کن

مسکین و تهی دستم دل بر کرمت بستم

من مستحق نارم پاکم کن و خاکم کن

من بنده ی شرمنده تو خالق بخشنده

ای در دو جهان یارم پاکم کن و خاکم کن

مولا و حبیب من محبوب و طبیب من

آلوده و بیمارم پاکم کن و خاکم کن

راه از همه سو بسته، گشتم ز گنه خسته

رو سوی تو می آرم پاکم کن و خاکم کن

با این تن فرسوده با این دل آلوده

من مهر علی دارم پاکم کن و خاکم کن

"میثم"شده جان بر لب یا رب تو ببخش امشب

بر میثم تمّارم پاکم کن و خاکم کن

]]>
مناجات با خدا 2015-06-14T21:42:52+01:00 2015-06-14T21:42:52+01:00 tag:http://alimalaekesaga.mihanblog.com/post/342 علی ملائکه 18مناجات با خداای دل به دست موج هوس هر طرف مروبا این حباب در پی کسب شرف مروچشم کریم مانده به راهت که در زنیبیهوده پس به این طرف و آن طرف مروهرجا که بنگری سخن از روی یار ماستقبله یکیست هر طرفی بی هدف مرودنیا محل خوف و رجای قیامت استبی غصه هیچ جا پی شور و شعف مروکنجینه میان جهان عشق حیدر استبی عشق مرتضی پی صید صدف مروایل تو سائل علی و راهشان علی استدرسائلی خلف شو ولی نا خلف مرو**گر طالبی به چشم ببینی بهشت راجایی به غیر مرقد شاه نجف مرو  مناجات با خداگل کرده است روی لب ما خدا خدا

مناجات با خدا


ای دل به دست موج هوس هر طرف مرو

با این حباب در پی کسب شرف مرو

چشم کریم مانده به راهت که در زنی

بیهوده پس به این طرف و آن طرف مرو

هرجا که بنگری سخن از روی یار ماست

قبله یکیست هر طرفی بی هدف مرو

دنیا محل خوف و رجای قیامت است

بی غصه هیچ جا پی شور و شعف مرو

کنجینه میان جهان عشق حیدر است

بی عشق مرتضی پی صید صدف مرو

ایل تو سائل علی و راهشان علی است

درسائلی خلف شو ولی نا خلف مرو

**

گر طالبی به چشم ببینی بهشت را

جایی به غیر مرقد شاه نجف مرو

 

 

مناجات با خدا


گل کرده است روی لب ما خدا خدا

انسی گرفته ایم به سجاده و دعا

بی یاد دوست کوه صفا بی صفا شود

با یاد دوست خانه ی دل می شود صفا

زنگار معصیت دل ما را گرفته بود

با همنشینی تو گرفتیم ما جلا

گاهی کنار سفره ی توحید یا حسین

گاهی کنار سفره ی ارباب ربنا

با هر دعا که باب مناجات باز شد

آخر گریز زد دل عاشق به کربلا

وقتی به نام فاطمه سوگند میدهیم

بی التماس حاجتمان میشود روا

سلمان که نیستم به تو محرم شوم ولی

از پشت درب خانه مران این غلام را

روز شروع نوکری ام از تولد است

تاریخ نوکری مرا نیست انقضا

از کوچه های سینه زنی میرود دلم

تا کوچه ی مدینه،همانجا که مرتضی_

با دست بسته بود و به چشمان خیس اشک

می گفت فاطمه برو، دنبال من نیا

زهرا شکسته بال و خمیده خمیده رفت

آخر گرفت حق علی را به گریه ها

]]>
مناجات 2015-06-13T15:32:46+01:00 2015-06-13T15:32:46+01:00 tag:http://alimalaekesaga.mihanblog.com/post/339 علی ملائکه مناجات با خداکجاست اهل دلی که نگاه ما بکندبرای حال خراب دلم دعا بکندکجاست خبره طبیبی که کیمیا داندمس وجود مرا بهتر از طلا بکندبه ذره گر نظر لطف بوتراب کندبه یک نگاه مرا بنده خدا بکندهمین که داد و فغانم بلندشد دیدمجناب خواجه شیراز این ندا بکند:طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیکچو درد در تو نبیند که را دوا بکندمرا بگیر و در خانه ات مقیمم کنچقدر عبد فراری بروبیا بکند...... به کارمن گره کور خورده است اماگشایش از گره ام ذکر یارضا بکندچه می شود شب جمعه یکی ز کرب و بلاحواله ای بفرستد مرا صدا بکندچه

مناجات با خدا


کجاست اهل دلی که نگاه ما بکند

برای حال خراب دلم دعا بکند

کجاست خبره طبیبی که کیمیا داند

مس وجود مرا بهتر از طلا بکند

به ذره گر نظر لطف بوتراب کند

به یک نگاه مرا بنده خدا بکند

همین که داد و فغانم بلندشد دیدم

جناب خواجه شیراز این ندا بکند:

طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک

چو درد در تو نبیند که را دوا بکند

مرا بگیر و در خانه ات مقیمم کن

چقدر عبد فراری بروبیا بکند...

... به کارمن گره کور خورده است اما

گشایش از گره ام ذکر یارضا بکند

چه می شود شب جمعه یکی ز کرب و بلا

حواله ای بفرستد مرا صدا بکند

چه می شود که در آن جمعه عبد بی سر و پا

نماز صبح به موعود اقتدا بکند

 


برقِ خاشاکِ گنه، روزهی تابستان است

دود این آتش جانسوز به از ریحان است

میتوان یافت ز سی پارهی ماه رمضان

آنچه ز اسرار الهی همه در قرآن است

هست در غنچهی لب بستهی این ماه، نهان

گلستانی که نسیمش نفس رحمان است

مشو از عزّت این مُهر الهی غافل

که دراین مُهر بسی گنج گهر پنهان است

ماهرویی که شب قدر بود یک خالش

در سراپردهی ماه رمضان پنهان است

میکند روزهی ماه رمضان عمر دراز

مدّ انعام دراین دفتر و این دیوان است

غفلت از تشنگی و گرسنگی کم گردد

که لب خشک بر این بند گران سوهان است

باش با قدّ دو تا حلقهی این در صائب

که مراد دو جهان در خم این چوگان است

8888888888888888888888888888

 

 

]]>
راهپیمائی ۲۲بهمن 2013-12-29T09:56:31+01:00 2013-12-29T09:56:31+01:00 tag:http://alimalaekesaga.mihanblog.com/post/336 علی ملائکه     برای شادی روح معمار کبیر انقلاب امام خمینی قدس سره و شادی شهدا باشرکت در راهپیمائی ۲۲بهمن دشمنان انقلاب را مایوس می نمائیم بر روی زمین امت طاها مائیم دلباخته یوسف زهرا مائیم با قدرت ایمان و توکل به خدا امروز ابر قدرت دنیا مائیم ************************ بر ظلمت شب نور چراغی شده ایم بر تارک خصم کهنه داغی شده ایم پائیز دلان همیشه دشمن هستند باما که در این کویر باغی شده ایم »»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»   ادامه مطلب      

 

 

برای شادی روح معمار کبیر انقلاب امام خمینی قدس سره و شادی

شهدا باشرکت در راهپیمائی ۲۲بهمن دشمنان انقلاب را مایوس می

نمائیم

بر روی زمین امت طاها مائیم

دلباخته یوسف زهرا مائیم

با قدرت ایمان و توکل به خدا

امروز ابر قدرت دنیا مائیم

************************

بر ظلمت شب نور چراغی شده ایم

بر تارک خصم کهنه داغی شده ایم

پائیز دلان همیشه دشمن هستند

باما که در این کویر باغی شده ایم

»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»

 


ادامه مطلب

 

 

 

]]>
شهادت امام حسن مجتبی(ع)- 2013-12-29T09:54:43+01:00 2013-12-29T09:54:43+01:00 tag:http://alimalaekesaga.mihanblog.com/post/335 علی ملائکه روزها فکر من این است و همه شب سخنم که همه عمر بدهکار نگاه حسنم روزها فکر من این است و همه شب سخنم

که همه عمر بدهکار نگاه حسنم


]]>
ماجرای عجیب هلاکت جمعی از بنی‌امیه 2013-12-23T17:07:49+01:00 2013-12-23T17:07:49+01:00 tag:http://alimalaekesaga.mihanblog.com/post/334 علی ملائکه انتشار اخبار کربلا تأثیر عجیبى در میان مسلمانان گذاشت، اوج مظلومیّت امام حسین(ع) و یارانش و نهایت قساوتى که در شهادت آنان و اسارت خاندان پاکش آشکار شده بود، دودمان بنی‌امیه را به باد داد. انتشار اخبار کربلا تأثیر عجیبى در میان مسلمانان گذاشت،

اوج مظلومیّت امام حسین(ع) و یارانش و نهایت قساوتى که در شهادت آنان و اسارت خاندان

پاکش آشکار شده بود، دودمان بنی‌امیه را به باد داد.


]]>
بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای ستاد مرکزی هیئت رزمندگان اسلام 2013-12-19T15:42:38+01:00 2013-12-19T15:42:38+01:00 tag:http://alimalaekesaga.mihanblog.com/post/333 علی ملائکه از قدیم دیده بودیم ما - مخصوص حالا نیست؛ از بچّگى میرفتیم روضه و پاى منبر - گاهى روضه‌‌خوان‌‌ها روضه‌‌هایى میخواندند که معلوم بود غلط است، معلوم بود خلاف است، امّا میخواندند؛ براى اینکه حالا چهارنفر مستمع دلشان بسوزد و گریه کنند. مگر به هر قیمتى باید این کار را کرد؟ حادثه را بیان کنید؛  با هنرمندى بیان کنند تا مردم دلشان شیفته بشود و منقلب بشود، نه اینکه خلاف بگویند. حالاها هم میشنوم، منبرى یا مدّاح سر منبر خطاب به امیرالمؤمنین میکند و میگوید آقا هرچه دارى از امام حسین دارى! شما از قدیم دیده بودیم ما - مخصوص حالا نیست؛ از بچّگى میرفتیم روضه و پاى منبر - گاهى روضه‌‌خوان‌‌ها

روضه‌‌هایى میخواندند که معلوم بود غلط است، معلوم بود خلاف است، امّا میخواندند؛ براى اینکه حالا

چهارنفر مستمع دلشان بسوزد و گریه کنند. مگر به هر قیمتى باید این کار را کرد؟ حادثه را بیان کنید؛

 با هنرمندى بیان کنند تا مردم دلشان شیفته بشود و منقلب بشود، نه اینکه خلاف بگویند. حالاها هم

میشنوم، منبرى یا مدّاح سر منبر خطاب به امیرالمؤمنین میکند و میگوید آقا هرچه دارى از امام حسین

دارى! شما فکرش را بکنید! این چه حرفى است و این چه مُهمل‌‌گویى‌‌اى است که کسى این‌‌جور درباره‌‌ى

 امیرالمؤمنین حرف بزند؟ امام حسین هرچه دارد از امیرالمؤمنین دارد، امام حسین هرچه دارد از پیغمبر

دارد؛ چرا نمیفهمند این معانى و این مسائل را؟


]]>
اشعار اربعین سالار شهیدان مولای مهربان حضرت اباعبدالله الحسین صلوات الله علیه 2013-12-14T15:51:59+01:00 2013-12-14T15:51:59+01:00 tag:http://alimalaekesaga.mihanblog.com/post/332 علی ملائکه السلام ای عزیز عطشانم   السلام ای امیر و سلطانم السلام ای تمام ایمانم   السلام علیک حسین جانم                                          زینب آمد برادرم برخیز                   &nbs السلام ای عزیز عطشانم 

 السلام ای امیر و سلطانم

السلام ای تمام ایمانم 

 السلام علیک حسین جانم 
  
                                       زینب آمد برادرم برخیز

                                     عشق من جان مادرم برخیز


]]>
طشت طلا و چوب و لب و آیه و شراب 2013-12-14T15:49:29+01:00 2013-12-14T15:49:29+01:00 tag:http://alimalaekesaga.mihanblog.com/post/331 علی ملائکه شهر شام و ملاء عام و    کف و خنده و دشنام و             گروهی به لب بام و     به رخ ننگ و                       به کف سنگ و    به تن جامه ی گلرنگ     گرفتند ره آل‌علی تنگ،     تو گویی همه دارندسرجنگ شهر شام و ملاء عام و    کف و خنده و دشنام و   

         گروهی به لب بام و     به رخ ننگ و               

       به کف سنگ و    به تن جامه ی گلرنگ    

گرفتند ره آل‌علی تنگ،     تو گویی همه دارندسرجنگ



]]>
اولین مستمع مجلس روضه زهراست 2013-11-30T09:01:01+01:00 2013-11-30T09:01:01+01:00 tag:http://alimalaekesaga.mihanblog.com/post/329 علی ملائکه دل و جان در گرو حضرت جانان داریمهر چه نعمت بود از محضر ایشان داریم سالیانی است که ما ریزه خور اربابیماز سر سفره ی او رزق فراوان داریم پای از روضه ی ارباب طریقت نکشیمتا که در سینه نفس تاکه به تن جان داریم نم نم اشک مصیبت به عزای تو خوش استاز دم روضه ی تو جلوه دو چندان داریم تا خدایی خدا هست گدایان تو ایمدل خوشیم تا ابد الدهر که سلطان داریم اولین مستمع مجلس روضه زهراستروضه آهسته بخوانید که مهمان داریم پیر میخانه ی عشاق خمینی فرمود :هر چه داریم ز سالار شهیدان داریم&n

دل و جان در گرو حضرت جانان داریم

هر چه نعمت بود از محضر ایشان داریم

 

سالیانی است که ما ریزه خور اربابیم

از سر سفره ی او رزق فراوان داریم

 

پای از روضه ی ارباب طریقت نکشیم

تا که در سینه نفس تاکه به تن جان داریم

 

نم نم اشک مصیبت به عزای تو خوش است

از دم روضه ی تو جلوه دو چندان داریم

 

تا خدایی خدا هست گدایان تو ایم

دل خوشیم تا ابد الدهر که سلطان داریم

 

اولین مستمع مجلس روضه زهراست

روضه آهسته بخوانید که مهمان داریم

 

پیر میخانه ی عشاق خمینی فرمود :

هر چه داریم ز سالار شهیدان داریم

 

تفرقه ظلم و ستم راه ندارد در ما

تا که جمهوری اسلامی ایران داریم

 

گر خدا اذن دهد سینه زنان می آییم

روز محشر روی لب ذکر حسین جان داریم

 

با وجودی که ز هجران دل ما غم بار است

به ظهور پسر فاطمه ایمان داریم

]]>
وقایع پس از عاشوزا 2013-11-16T12:40:41+01:00 2013-11-16T12:40:41+01:00 tag:http://alimalaekesaga.mihanblog.com/post/328 علی ملائکه سینه ام بود حسینییه ی غمهای حسین سینه ام بود حسینییه ی غمهای حسین

]]>
درد امیــّــد ز درمـــان توداردعباس 2013-11-11T19:50:30+01:00 2013-11-11T19:50:30+01:00 tag:http://alimalaekesaga.mihanblog.com/post/326 علی ملائکه عشق وایمـان وجوانمردی وایثاروشرف                                        تاابـدتكیــه به دستــان توداردعباس ای كه فرمـانبرسـالارشهیــدان بودی                            &nbs عشق وایمـان وجوانمردی وایثاروشرف

                                       تاابـدتكیــه به دستــان توداردعباس

ای كه فرمـانبرسـالارشهیــدان بودی


                                     آسمــان گوش به فرمان توداردعباس

]]>
اجر و ثواب گریه بر امام حسین(ع) 2013-11-06T16:01:58+01:00 2013-11-06T16:01:58+01:00 tag:http://alimalaekesaga.mihanblog.com/post/325 علی ملائکه خواص مجالس ذکر مصائب ثارالله               چشمی که بیشتر به خود گریه دیده است                                                            خواص مجالس ذکر مصائب ثارالله

              چشمی که بیشتر به خود گریه دیده است
                                                                          فردا  کنار  فاطمه ( س ) با  آبرو تر است


]]>
شعر حضرت رقیه و حر 2013-11-06T08:52:06+01:00 2013-11-06T08:52:06+01:00 tag:http://alimalaekesaga.mihanblog.com/post/324 علی ملائکه چون در روز سوم محرم هم از حر میخوانند و هم ازبیبی دوعالم حضرت رقیه سلام الله لذا اشعار این دو بزرگوار را با هم تقدیم میکنم  التماس  دعا دارم نا پاك قطره ام كه پی آب كُر روم                                                 شرمنده از گناه به دنبال حُر رو چون در روز سوم محرم هم از حر میخوانند و هم ازبیبی دوعالم حضرت رقیه سلام الله

لذا اشعار این دو بزرگوار را با هم تقدیم میکنم  التماس  دعا دارم

نا پاك قطره ام كه پی آب كُر روم

                                                شرمنده از گناه به دنبال حُر روم

آموختم ز حُر به دربار اهل بیت

                                             با دست خالی آیم و با دست پُر روم

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

                      هربار به دیدنِ عمویش میرفت

                                                   عباس به احترام او پا میشد

                     صد حیف نشد بماند و رشد كند

                                                  میماند اگر زینب كبری میشد

]]>
حبیب بن مظاهر 2013-11-05T12:20:04+01:00 2013-11-05T12:20:04+01:00 tag:http://alimalaekesaga.mihanblog.com/post/322 علی ملائکه دامان تو از کف ندهم، گر چه دو صد بار گیرد ز بدن جان مرا دشمن جانی دامان تو از کف ندهم، گر چه دو صد بار 
گیرد ز بدن جان مرا دشمن جانی]]>
وجه خدانگار اصغر 2013-11-05T12:18:10+01:00 2013-11-05T12:18:10+01:00 tag:http://alimalaekesaga.mihanblog.com/post/321 علی ملائکه ای عاشق بی قرار اصغر  ای تشنۀ وصل یار اصغر ای عاشق بی قرار اصغر 

ای تشنۀ وصل یار اصغر


]]>